زمانی که همسایه میکلآنژ بودم
معرفی کتاب
این کتاب جلد دوم از کتاب «بچه محل نقاشها» است. «مانی» با خواندن جملهای عجیب از دایی پدری خود، «سامان»، به رابطه او با «میکلآنژ»، نقاش ایتالیایی، مشکوک میشود. دایی مانی در خاطرات خود نوشته: «درست زمانی که میکلآنژ در حال نقاشی شاهکار خود یعنی «داستان آفرینش» است، با او آشنا و همسایه میشود. دایی با حُقهای شاگرد نقاش معروف میشود. در این میان سر و کله اسقفهایی پیدا میشود که میخواهند برای دایی سامان و میکلآنژ پاپوش درست کنند و پاپ «ژولیوس» را بر علیه آنها بشورانند.» مانی و بقیه بچهها با کنجکاوی و دور از چشم مادربزرگ خاطرات خصوصی دایی سامان را دنبال میکنند و... .
ترولک و ستاره دنبالهدار
معرفی کتاب
این کتاب جلد دوم از مجموعه «مومی ترولها» است. مومی ترولها، جانوران گرد و کوچک افسانهای هستند که مثل اسب آبی پوزهای کشیده دارند. در این داستان «ترولک» و «بوبو» با موش منفیبافی آشنا میشوند که میگوید به زودی کره زمین نابود خواهد شد. او میگوید ستاره سوزان دنبالهداری در راه است و هر لحظه به زمین نزدیکتر میشود. ترولک و بوبو پا در راهی پر خطر میگذارند تا جای امنی پیدا کنند. آنها در این راه همسفرهای دیگری هم مییابند و ماجراهای خندهدار و ترسناک یکی پس از دیگری رخ میدهد.
ترولهای کوچک و سیل بزرگ
معرفی کتاب
این کتاب جلد نخست از مجموعه «مومیترولها» است. «مومی ترولها» در گذشتههای دور، در خانه آدمها و کنار پریان خانگی، پشت بخاری، زندگی میکردند؛ اما الان زندگیشان عوض شده است. در این داستان، پدر «ترولک» ناپدید شده است. «ماما ترول» میگوید با «هاتیواتیها»، پریهای کوچکی که به چشم نمیآیند، همسفر شده است. ترولک و ماماترول میروند تا «باباترول» را پیدا کنند، راهی طولانی و پرخطر. آیا دوباره این خانواده دور هم جمع میشوند؟
کار کارستان کیتی
معرفی کتاب
چهار دختر و دو پسر خانواده «کار»، با پدرشان، «دکتر کار»، زندگی میکنند. بچهها مادر ندارند و به جای مادر، عمه «ایزی» حضور دارد. «کیتی» دختری گستاخ و تا حدی جسور و از همه بزرگتر است که در سیزده داستان به هم پیوسته این کتاب، ماجراهای زیادی برایش رخ میدهد. ماجراهایی که در قرن نوزدهم و در امریکا اتفاق میافتند و به صورت پیشبینی نشدهای خواننده را غافلگیر میکنند. دنیای کیتی، دنیای متفاوتی است که در آن همه چیز امکانپذیر است و... .
نشانه: داستان زندگی حضرت ابراهیم(ع)
معرفی کتاب
پرستش بتها در سرزمین بابل رواج داشت و ابراهیم آرزو میکرد که قوم خود را از خرافاتی که بدان اعتقاد داشتند، برهاند. او قومش را پند میداد؛ ولی آنان دعوت او را اجابت نمیکردند و ابراهیم در انتظار فرصتی بود تا بتها را نابود کند... . این روایت تاریخی با اشاره به داستان مخالفت ابراهیم با عمویش، «آزر»، ازدواجش با «ساره» و «هاجر»، قربانی کردن «اسماعیل» در پیشگاه خدا و... موضوعهایی مانند خداشناسی و توحید و مبارزه با خرافهپرستی را بررسی میکند.
موجها و کوسههای خلیجفارس
معرفی کتاب
این کتاب روایت دلاوریها و از خودگذشتگیهای نیروی دریایی ارتش و سپاه و شهدای غواص است. نویسنده علاوهبر روایت عملیات مختلف نیروهای دریایی ارتش، با محوریت ناوچه پیکان در بخش عرشه و در بخش عمق و عملیات گوناگونی که نیروی دریایی سپاه در خلیج همیشه فارس انجام میدهد، بیش از ۳۰۰ بار واژه خلیج فارس را به کار برده است.
چارلی و آسانسور شیشهای بزرگ
معرفی کتاب
چارلی» برنده کارخانه شکلاتسازی آقای «وانکا»، حالا سوار بر آسانسوری بزرگ و شیشهای شده و ماجراهای تازهای انتظارش را میکشد. وقتی آقای وانکا سرعت آسانسور را زیاد میکند، چارلی همراه خانوادهاش از جوّ زمین عبور میکند و چشمش به اولین هتل فضایی دنیا میافتد. او و همراهانش در این هتل با موجودات بدجنسی روبهرو میشوند و بین آنها درگیری سختی پیش میآید.
دزد کچل
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «به گرینلان خوش آمدید» است که در آن، سه قهرمان داستان، «دینک»، «جاش» و «روث رُز»، ماجرای تازهای را دنبال میکنند. دزدی به بانک شهر دستبرد زده است. بچهای با موهای قرمز، از صحنه دزدی فیلم گرفته است. دینک و دوستانش داوطلب میشوند تا آن بچه را پیدا کنند؛ اما پیدا کردن بچهای با موهای قرمز کار راحتی نیست، به خصوص اگر او نخواهد که پیدا شود.
جزیره نامرئی
معرفی کتاب
داستان «جزیره نامرئی»، از مجموعه داستانهای «به گرینلان خوش آمدید» است. در هر یک از این داستانها، «دینک» و «جاش» و «روث رُز» ماجراهای عجیب و غریبی را پشت سر میگذارند. در این داستان، آنها برای پیکنیک به جزیره «اسکوار» میروند. بچهها بر روی ماسهها یک اسکناس صددلاری پیدا میکنند؛ ولی روز بعد، وقتی به جزیره بازمیگردند، کل جزیره ناپدید شده است!
نویسنده غایب
معرفی کتاب
در این داستان که از مجموعه داستانهای «به گرینلان خوش آمدید» است، «دینک» برای نویسنده مورد علاقهاش نامهای مینویسد و از او دعوت میکند که به گرینلان بیاید. در کمال ناباوریِ دینک، نویسنده دعوت او را قبول میکند؛ ولی وقتی آن روز فرا میرسد، نویسنده ناپدید میشود. دینک و دوستانش، «جاش» و «روث رُز» تصمیم میگیرند قبل از اینکه دیر شود، نویسنده را پیدا کنند.