دزد واقعی
معرفی کتاب
«گاوین» نگهبان خزانه سلطنتی است و همیشه مراقب و هشیار است. فقط او و «شاه بزیل» کلید خزانه را دارند. روزی گاوین متوجه میشود که مقداری از جواهرات کم شده است. موضوع را به شاه بزیل میگوید؛ ولی شاه هم از جریان بیاطلاع است. گاوین مراقبت از خزانه را بیشتر میکند؛ ولی باز هم از زیورآلات و سکهها کم میشود!!!
بیصدایی
معرفی کتاب
داستان درباره روستایی است که همه ساکنانش ناشنوا هستند. در این دهکده فقط سه نوع کار وجود دارد. هنرمندی، کار در معدن و کارهای خدماتی. دو خواهر که پدر و مادرشان معدنچی بوده و در جوانی مردهاند، اولین افراد خانوادهشان هستند که به رتبه هنرمندی رسیدهاند. آنها در حال آموختن نقاشی هستند. قدرت بینایی خواهر کوچک هر روز کمتر میشود و خواهر بزرگتر سعی میکند این موضوع را مخفی کند؛ زیرا اگر استادان از این موضوع آگاه شوند، او را به معدن میفرستند.
تخملوچههای یخی
معرفی کتاب
«دایناجادو» با خواب ترسناکی که میبیند، به سراغ کتاب پیشگویی دایناسورها میرود. در کتاب پیشگویی از سرمایی صحبت شده است که باعث میشود تخم دایناسورها به «تخم لوچه» تبدیل شود؛ اما درحقیقت تخمهای «ملکهداینا» واقعاً در حال یخ زدن هستند و ملکه بسیار ناراحت و نگران است. دایناجادو و «سورنا» همراه «شاهداینو» نزد «داناداینا» میروند تا برای این وضعیت فکری بکنند.
داینامیل فوق محرمانه
معرفی کتاب
«سورنا» قهرمان بازیهای کامپیوتری است. او روزی ایمیلی محرمانه دریافت میکند، مبنی بر اینکه باید دایناسورها را نجات دهد. سورنا در حین خواندن ایمیل، به درون لپتاپ کشیده میشود و به سرزمین دایناسورها میرود. او با موجودات عجیب و غریبی مبارزه میکند و با حوادث خطرناکی روبهرو میشود؛ اما آیا میتواند با موفقیت این مأموریت را انجام دهد؟
عاشقانهای به نازکی تار مو
معرفی کتاب
شاهزادهای به نام «شاون» در کوهستان، دختری را میبیند و عاشق او میشود. دختر ناپدید میشود. شاون نام دختر را آهو میگذارد و همهجا به دنبال او میگردد؛ ولی هیچ نشانی از آهو نمییابد. شاهزاده به شکل چوپانی ساده، هر روز گله گوسفندان را به پای کوه «کلهقندی» میبرد تا شاید آهو را ببیند؛ ولی گویی آهو آب شده و به زمین فرو رفته است. سرانجام کار شاون به جنون میکشد و... .
سارا و موجهای عاشق ارس
معرفی کتاب
داستان این کتاب از یکی از فولکلورهای آذربایجان الهام گرفته شده است. «گلناز» و «اصلانبیک» هفت سال است که ازدواج کردهاند؛ ولی بچهای ندارند. آنها پسری یک ساله را در خانهای که بر سر پدر و مادرش خراب شده، پیدا میکنند و نامش را آلاگوز میگذارند و به فرزندی قبولش میکنند. سرانجام بعد از هفت سال گلناز دختری به دنیا میآورد. آلاگوز نام نوزاد را «سارا» میگذارد و گلناز آخرین نفسهایش را میکشد.
درناهای عاشق
معرفی کتاب
این داستان از فولکلورهای ترکمنی الهام گرفته شده است. «آلتین» دخترِ خان است و «آتلی» چوپانی ساده. آنها به دیدن کوچ درناها میروند که سواران خان آتلی را دستگیر کرده و نزد خان میبرند. خان که از عشق آن دو خبر دارد، دستور میدهد آتلی را به سیاهچال بیندازند؛ ولی در همین موقع صدای درنایی به گوش میرسد و همه باور دارند که درناها طرفدار آدمهای معصوم و بیگناه هستند و... .