Skip to main content

بلندی‌‌های بادگیر

معرفی کتاب
این داستان درباره اتفاقات عجیب و غریب خانه‌ای است که روی تپه‎ای در معرض بادها قرار دارد. شخصیت‌های این داستان، ویژگی‌های خاصی دارند و با رفتارهایشان مدام خواننده را شگفت‌زده می‌کنند. آقای «لاک وود»، مستأجر جدید آقای «هیت کلیف» است. او در بدو ورودش، آقای هیت کلیف را می‌بیند و با تعارف سرد او وارد خانه‌اش می‌شود و... .

باهوش

معرفی کتاب
نویسنده در این داستان ماجرای قتل نوجوانی را روایت می‌کند. پلیس جسد را کشف می‌کند، درحالی‌که مانند تکه‌ای لباس کهنه روی آب شناور است، گویی قتل او برای هیچ‌کس مهم نیست. «جین» متوجه می‌شود که جسد متعلق به بهترین دوست اوست!!! اما چرا او کشته شده و چه کسی او را به قتل رسانده است؟

اسرار خانه کبوتران

معرفی کتاب
در یکی از کوچه‌های شهر «دهلی»، «امینه» مقابل سینی زیورآلات بدلی پیرمردی زانو زده است و مشغول تماشا و وارسی آن‌هاست. کمی آن‌طرف‌تر، برادرش، پرویز، منتظر اوست. در همین موقع دوست پرویز نیز به آنان ملحق می‌شود. فروشنده پیر که به نظر می‌آید بیمار است، پرویز را با فردی به نام «ارشاد» اشتباه می‌گیرد و یقه او را می‎چسبد. پرویز به کمک خواهر و دوستش از دست پیرمرد نجات پیدا می‌کند؛ اما ارشاد کیست؟

در سال‌های دور

معرفی کتاب
قهرمان داستان مردی به نام حبیب است که آرزو دارد خادم حرم امام رضا (ع) شود. او به مشهد سفر کرده و کتاب‌هایی درباره زندگی امام رضا (ع) مطالعه می‌کند. در ادامه داستان و اتفاق‌هایی که پیرامون آن رخ می‌دهد، خواننده با ابعاد مختلف زندگی امام هشتم و رنج‌هایی که آن حضرت در زندگی و دوران امامت تحمل کرده‌اند، آشنا می‌شود.

گریز از هزار تو

معرفی کتاب
«توماس» در اتاقکی سرد و تاریک است؛ چیزی شبیه بالابرهای قدیمی. بالابر با تکان‌های شدید به طرف بالا در حال حرکت است. توماس به غیر از اسمش هیچ‌چیزی را به خاطر نمی‌آورد. او نمی‌داند از کجا آمده و چگونه از این بالابر سر درآورده است. بالابر همچنان بالا می‌رود و هر دقیقه برای توماس به اندازه ساعتی می‌گذرد. سرانجام بعد از انتظاری طولانی، بالابر متوقف می‌شود و بعد از چند دقیقه سر و صداهایی به گوش می‌رسد و نوری که هر لحظه بزرگ‌تر می‌شود. صداها غریب است. موجی از سردرگمی و ترس توماس را دربرمی‌گیرد. او کجاست؟

با گرگ‌ها

معرفی کتاب
در روسیه توله‎گرگ‌هایی که هنوز چشم باز نکرده‌اند، دزدیده شده و به ثروتمندان در «سن‌پترزبورگ» فروخته می‌شوند. توله‎گرگ‎ها در خانه‌هایی مجلل بزرگ می‌شوند و یاد می‌گیرند که آرام و بی‌حرکت در کنار این آدم‌ها بنشینند؛ ولی گرگ‌ها مثل سگ‌ها رام نمی‌شوند و اگر روزی گرگی، کسی را گاز بگیرد، اشراف‌زاده‌های روسی که معتقدند کشتن گرگ‌ها شگون ندارد، آن‌ها را به وحشی‌کننده‌ها می‌سپارند تا برای بازگشت به طبیعت، آموزششان دهند. این داستان درباره یکی از این وحشی‌کننده‌هاست.

دور سوم

معرفی کتاب
پسربچه‌ای به نام «روبی»، خاطرات خود را از زمانی که در شکم مادر بوده تا به دنیا آمدن و احساسی که از دیدن برادر بزرگش داشته است و... بیان می‎کند. خاطرات در قالب طنز نوشته شده است و زبانی ساده و روان دارد. روبی می‎گوید تنها وسیله هیجان‎انگیزی که دارد، روروئکی است که با آن می‌تواند به همه جا برود؛ ولی با اطلاعات جدید مادر، این وسیله از او گرفته می‎شود. قهرمان داستان در مدرسه نیز ماجراهای بسیاری دارد. از جمله انتخابات شورای دانش‎آموزی که روبی آن را با جزییات تعریف می‎کند.

شبان کوچک در غار

معرفی کتاب
این داستان واقعی پسربچه‌ای به نام «اُلاف» است که در مزرعه‌ای، در ارتفاعات کوه‌های نروژ زندگی می‌کند. اُلاف که به تازگی هشت ساله شده است، به جای اینکه تعطیلات تابستان را نزد عموی خود برود، تصمیم می‌گیرد به مزرعه خانم «آنا» برود و از گله بزهایش مراقبت کند و دستمزد بگیرد؛ اما اگر او می‌دانست که چه خطر بزرگی در انتظارش است، هرگز به آنجا نمی‌رفت.

بچه‌های دهکده

معرفی کتاب
داستان درباره بچه‌های دهکده‌ای به نام «هیلز اِند» است. همه اهالی دهکده یک روز در سال، به گردش دسته‌جمعی می‎روند و معلم مدرسه، خانم «گادوِن» تنها کسی است که در دهکده می‌ماند. او قصد دارد به غاری برود که یکی از بچه‌های کلاس، نقاشی‌هایی را روی دیوار آن دیده است. دو نفر از بچه‌ها دعوا می‌کنند و از گردش محروم می‌شوند. آن‎ها همراه خانم گادون راهی غار می‌شوند؛ اما وقتی به دهکده بازمی‌گردند، غافلگیر می‌شوند!!!

روباه نیمه‌شب

معرفی کتاب
«تام» به اصرار پدر و مادرش که می‌خواهند به سفر بروند، به مزرعه خانم «میلی» می‌رود. او نزدیک مرداب، روباه سیاهی می‎بیند؛ اما اهالی خانه خاله میلی، ماجرای روباه سیاه را باور ندارند. تام کنار مرداب چند روز به انتظار روباه سیاه می‌نشیند و وقتی او را می‌بیند، به دنبالش راه می‌افتد تا لانه‌اش را پیدا کند؛ اما این تمام ماجرا نیست. تام باید کاری ناتمام را به پایان برساند تا وجدانش راحت باشد.