کیف قورقوری
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «قصههای کوچولوموچولو»، شامل هشت داستان کوتاه است. «ابر بازیگوش»، «مسابقه»، «روبان قرمزی» و «منو بتراش»، نام برخی از این داستانهاست. داستان «کیف قورقوری»، درباره کیفی است که گوشه کلاس نشسته است و به حرفهای خانم معلم گوش میدهد که ناگهان صدایی از شکمش میشنود؛ قور... قور... ! کیف میخواهد صحبت کند؛ ولی قورباغه کوچولویی از دهانش بیرون میپرد. بچهها جیغزنان زیر میزها پنهان میشوند. خانم معلم ابتدا بچهها را آرام میکند؛ سپس درباره زندگی قورباغه توضیح میدهد.
غول بیچاره
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «قصههای کوچولوموچولو» است و هشت داستان کوتاه دارد. «رودخانه برفی»، «گنج»، «فرشته» و «غول بیچاره» نام برخی از این داستانهاست. داستان «غول بیچاره» درباره بچهغولی است که میخواهد به خانهاش برود؛ اما نمیتواند از دروازه عبور کند. بچهغول که عصبانی شده است، درِ دروازه را به هم میکوبد. دروازه هم لگد محکمی به او میزند. وقتی بچهغولِ گریه میکند، موش دلش برای او میسوزد و گریهاش میگیرد و... .
سوسکی
معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه کتابهای «قصههای کوچولوموچولو» است و هشت داستان کوتاه دارد. «جوجهتیغی»، «کدو تنبل»، «نردبان درختی» و «سوسکی» نام برخی از این داستانهاست. کمک کردن به دیگران، حفظ محیط زیست، شادی کردن، تلاش و کوشش برای رسیدن به هدف، از جمله مفاهیم موضوعی این داستانهاست. داستان «سوسکی»، درباره خانم سوسکی است که برای رفتن به عروسی، لباس میخواهد. او به سراغ دوستانش، قیچی و سوزن و قرقره میرود و آنها با کمک هم پیراهنی زیبا برای او میدوزند.
مهمانی پرماجرا
معرفی کتاب
این کتاب، بدون واژه است و کودکان باید فقط با کمک تصویرها، داستان را بخوانند و پیش ببرند. داستان یک موش که دوستانش را به خانه دعوت میکند. اما آنها با چیز عجیبی مواجه میشوند. از در و دیوار خانه، لباس و ظرفهای نشسته آویزان است، خفاشها در کابینت لانه درست کردهاند و تمام خوراکیهای یخچال هم فاسد شدهاند. باید دست به کار شد. موشی اصلا حواسش به تمیزی خانهاش نیست.
خرس مهربان
معرفی کتاب
این کتاب بدون واژه است و کودک با بهرهگیری از قدرت تخیل خود و نگاه به تصاویر میتواند ماجرا را پیش ببرد. داستان ستارهای دنبالهدار که یک شب از آسمان به زمین میافتد و خرسی مهربان او را نجات میدهد و به خانهاش میبرد. ستاره غمگین است و مدام به آسمان نگاه میکند. خرس اما برای برگرداندن او نزد خانوادهاش فکرهایی دارد...
مکس و پرنده
معرفی کتاب
«مکس» گربه شجاع و نترس، وقتی پرندهای را میبیند، فکر میکند میتواند با او دوست شود. پرنده کوچولو که هنوز نمیتواند پرواز کند، از دوست خود، مکس، میخواهد قوانین پرواز را برای او توضیح دهد؛ اما مکس در فکر شکار پرنده و حتی خوردن اوست. پرنده کوچولو مکس را قانع میکند که پس از یاد گرفتن پرواز، درباره شکار با هم صحبت میکنند و مکس تمرین پرواز را با پرنده شروع میکند و... .
مکس شجاع
معرفی کتاب
«مکس» گربهای شجاع و نترس است که میخواهد به شکار موش برود؛ اما مگر میشود ندیده و نشناخته موش گرفت!؟ پس فقط کافی است مکس بداند که موش چه شکلی است تا شکارش کند. او به راه میافتد و در راه هر حیوانی را که میبیند، مانند مگس، ماهی، فیل، گنجشک و... میپرسد آیا شما موش هستید؟ سرانجام مکس به موش میرسد؛ اما موش خودش را هیولا معرفی میکند و... .
توی کتاب گیر افتادم!
معرفی کتاب
وقتی نویسنده «هیلی» را وارد کتاب میکند، او حسابی هیجانزده میشود؛ اما انگار توی کتاب بودن، آنقدرها هم سرگرمکننده نیست. هیلی دوست دارد از کتاب بیرون بیاید. به همین علت، دوستانش میخواهند به او کمک کنند. «ریچل» تلاش میکند با ناخن او را از کتاب جدا کند. «جیکوب» کتاب را از دو طرف میکشد تا هیلی به بیرون پرتاب شود و... ؛ اما هیچکدام از این راهها فایدهای ندارد. پس هیلی چگونه میتواند از کتاب بیرون بیاید؟
جورابهای بوگندو
معرفی کتاب
«تونی» هر بار برای خرید جوراب با مادرش به فروشگاه میرود؛ اما این بار او با پدربزرگش به آن طرف رودخانه میرود و یک جفت جوراب، با سه رنگ سبز و قرمز و زرد میخرد. تونی آنقدر جورابهایش را دوست دارد که تصمیم میگیرد هیچوقت آنها را از پایش درنیاورد؛ اما پس از چند روز، جورابهای بینظیر او بو میگیرند و همه دوستانش و حتی حیوانات محل را ناراحت میکند. سرانجام دوستان تونی مجبور میشوند وارد عمل شوند و جورابهای او رابشویند.