Skip to main content

لویی، برای من یک شیر نقاشی کن

معرفی کتاب
قصه و نقاشی با همراهی هم تخیل کودک را بهتر رشد می‌دهند. مجموعه کتاب‌های «لویی» کودکان را با دنیای اطراف آشنا می‌کند. در جلد ششم، لویی یک شیر نقاشی می‌کند تا پریدن از حلقه را به آن آموزش دهد. مخاطب در این کتاب و در مراحل نقاشی، به طور غیرمستقیم با بخش‌های بدن شیر (یال، پا، پنجه و دم) و نحوۀ نقاشی‌آن‌ها آشنا می‌شود.

لویی، برای من یک مترسک نقاشی کن

معرفی کتاب
قصه و نقاشی با همراهی هم می‌توانند تخیل کودک را رشد دهند. مجموعه کتاب‌های «لویی» کودکان را با دنیای اطراف آشنا می‌کند. در جلد پنجم، لویی یک مترسک نقاشی می‌کند تا پرنده‌ها را از باغ آلو دور کند. مخاطب در این کتاب و در مراحل نقاشی، به طور غیرمستقیم با اجزای مترسک (آستین، کلاه، علف و دکمه) و نحوۀ شکل‌گیری آن آشنا می‌شود.

لویی، برای من یک خانه نقاشی کن

معرفی کتاب
قصه و نقاشی با همراهی هم می‌توانند تخیل کودک را رشد دهند. مجموعه کتاب‌های «لویی» کودکان را با دنیای اطراف آشنا می‌کند. در جلد چهارم، لویی خانه‌ای نقاشی می‌کند تا سرپناهشان باشد. مخاطب در این کتاب و در مراحل نقاشی خانه، به طور غیرمستقیم اجزا (پشت بام، دیوار، در و پنجره) و نحوۀ شکل‌گیری خانه را می‌آموزد و با رنگ‌ها و شکل‌های هندسی نیز آشنا می‌شود.

لویی، برای من یک حلزون نقاشی کن

معرفی کتاب
قصه و نقاشی با همراهی هم می‌توانند تخیل کودک را رشد دهند. مجموعه کتاب‌های «لویی» کودکان را با دنیای اطراف آشنا می‌کند. در جلد سوم، لویی یک حلزون نقاشی می‌کند، زیرا دلش می‌خواهد دوستی داشته باشد که زیر باران خیس نشود. مخاطب در این کتاب و در مراحل نقاشی حلزون، به طور غیرمستقیم با بخش‌های بدن این حیوان (صدف، شاخک و بینی) آشنا می‌شود.

لویی، برای من یک بشقاب‌پرنده نقاشی کن

معرفی کتاب
قصه و نقاشی با همراهی هم می‌توانند تخیل کودک را رشد دهند. مجموعه کتاب‌های «لویی» کودکان را با دنیای اطراف آشنا می‌کند. در جلد اول، لویی یک بشقاب پرنده نقاشی می‌کند تا آدم آهنی را به خانه‌اش بفرستد. مخاطب در این کتاب و در مراحل نقاشی بشقاب پرنده، به طور غیرمستقیم اجزای بشقاب پرنده (اتاقک، کف و چراغ چشمک‌زن) و نحوۀ شکل‌گیری آن را می‌آموزد و با سیاره‌ها نیز آشنا می‌شود.

آقای هندوانه

معرفی کتاب
هندوانه‌ای از پشت ماشین به زمین می‌افتد. او سعی می‌کند خودش را به ماشین برساند؛ اما موفق نمی‌شود. بنابراین، تصمیم می‌گیرد مغازه‌ها را نگاه کند. او از کنار مغازه عینک‌فروشی رد می‌شود و دلش عینک می‌خواهد؛ ولی پولی ندارد. به همین علت، در مقابل یک قاچ از خودش، عینک را می‌خرد. در مغازه بعدی او در برابر قاچ دیگری از خودش، لباس می‌خرد. در مغازه بعدی... . حالا او دلش بستنی می‌خواهد؛ ولی فقط یک قاچ از هندوانه باقی مانده است. آیا او می‌تواند بستنی بخورد؟

سر‌بالایی و سر‌پایینی

معرفی کتاب
«سرپایینی» و «سربالایی» با هم دوست هستند. آن‌ها همیشه زیر آفتاب دراز می‌کشند و به آسمان نگاه می‌کنند و... تا اینکه روزی یک نفر از سربالایی، بالا می‎آید و حسابی خسته می‌شود. او وقتی از سرپایینی پایین می‌رود، با خوشحالی می‌گوید که پایین آمدن چقدر راحت‌تر از بالا رفتن است و... . سرپایینی از این تعریف خیلی خوش‌حال می‌شود و مرتب آن را به رخ سربالایی می‌کشد و بالاخره آن‌قدر کار بالا می‌گیرد که آن‌ها با هم قهر می‌کنند و از هم جدا می‌شوند. حالا چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ آیا سربالایی و سرپایینی دوباره با هم دوست می‌شوند؟

پیرزن دوچرخه‌سوار

معرفی کتاب
این داستان درباره دختر دوچرخه‌سواری است که گربه دوچرخه‌اش را می‌گیرد و خودش سوار می‌شود. چند دقیقه بعد، پسری دوچرخه را از گربه می‌گیرد و چند دقیقه بعد یک سگ دوچرخه را از پسرک می‌گیرد و... . حالا الاغی سوار دوچرخه است. او پیرزنی را می‌بیند و سوارش می‌کند. پیرزن با ترفندی دوچرخه را از الاغ می‌گیرد و به صاحب اصلی آن که دخترک باشد، پس می‌دهد؛ چون دخترک نوه اوست. از آن به بعد هیچ‌کس جرئت نمی‌کند به دوچرخه دختر نزدیک شود.

مادر پروانه‌ها

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «قصه‌های کوچولو‌موچولو»، شامل یازده داستان کوتاه است. «دوست خیلی خیلی خوب»، «مادرِ پروانه‌ها»، «آینه»، «پشت بام» و «مهمان» نام بعضی از این داستان‌هاست. قهرمان داستانِ «مادرِ پروانه‌ها»، دختر کوچولویی است که پروانه‌ای وارد اتاقشان می‌شود. او دوست دارد آن را بگیرد؛ اما مادرش مانع این کار می‌شود. پروانه روی روسری مادر می‌نشیند و دخترک فکر می‌کند چقدر مادرش زیبا شده است. نماز خواندن، مهمان‌نوازی، نگهداری از حیوانات و شیطنت‌های کودکانه از دیگر موضوع‌های این داستان‌هاست.

دوست با‌نمک، دوست شیرین!

معرفی کتاب
شکر و نمک با هم بحث می‌کنند؛ چون هر کدام فکر می‌کند که از آن یکی بهتر است تا اینکه خانم خانه، نمک را برمی‎دارد و با آن آب نمک درست می‌کند تا پنیر را در آن نگه دارد. بعد از چند روز شکر که دلش برای نمک تنگ شده است، چای «امیر» کوچولو را شیرین می‌کند و... . نمک و شکر که حالا هر دو به مزه‌های شور و شیرین تبدیل شده‌اند، سر صبحانه، یکدیگر را می‌بینند. آن‌ها حرف‌های زیادی دارند که به هم بگویند.