راز اسبهای توی آینه
معرفی کتاب
«اِمالاین» و «آنا» و ... همراه چند راهبه، ازجمله خواهر «کانستنس»، در بیمارستان «برایرهیل» زندگی میکنند. آنا به شدت بیمار است و دکتر پشت در اتاقش برچسب قرمز زده است، یعنی نمیتواند حتی از تخت بیرون بیاید! اولین روزی که امالاین به بیمارستان میآید، یک راست به دفتر خواهر کانستنس میرود و وقتی جلوی آینه درحال مرتب کردن موهایش است، اسبی بالدار را در آینه میبیند. امالاین سعی میکند خواهر را متوجه اسب کند؛ اما خواهر کانستنس در آینه هیچ اسبی نمیبیند و بعد از آن پچپچها شروع میشود. امالاین در آینه بالای سرِ آنا هم اسبهای بالدار را میبیند؛ ولی هیچکس حرف او را باور نمیکند و... .
از سرزمینهای انگور
معرفی کتاب
«اسپرانزا» فکر میکرد، زندگی همیشه فوقالعاده خواهد بود. او فکر میکرد مراتع سرسبز و تاکهای انگور و باغ رُز پدرش همیشه باقی میماند و او همیشه لباسهای زیبا و گرانقیمتش را میپوشد و میتواند تا ابد، دست در دستِ گرمِ پدرش، در تاکستان قدم بزند؛ اما ناگهان دنیای او فرو میریزد و... . اسپرانزا و مادرش راهی جز فرار ندارند. باید خانه و زندگیشان را در مکزیک رها کنند و به کالیفرنیا بروند؛ جایی که زندگی سختِ کارگری در اردوگاه مکزیکیها انتظارشان را میکشد. آیا اسپرانزا میتواند با این وضعیت کنار بیاید؟
ساکنین خیابان 141
معرفی کتاب
چند روز بیشتر به کریسمس نمانده است و بچههای خانواده «وندربیکر» باید به فکر شیرینیها و هدیههای کریسمس باشند؛ اما وقتی صاحبخانه بیرحم، به طرز اسرارآمیزی قراردادشان را تمدید نمیکند، بچهها باید به فکر یافتن راهی باشند تا قبل از شروع سال نو، نظر او را عوض کنند. کافی است به او نشان دهند که آنها چقدر فوقالعاده هستند! اما هر نقشهای که با خوشنیتی میکشند، خندهدار و افتضاح از آب درمیآید و شیطنتهایشان بیشتر صاحبخانه را عصبانی میکند. حالا دیگر خانواده وندربیکر به یک معجزه احتیاج دارند!
آدم کنترلی
معرفی کتاب
«اِلی» و «فِرِد» دو قلو هستند. آنها در خیلی از چیزها به هم شباهت دارند که مهمترینش، علاقه به بازیهای ویدئویی است. اِلی و فِرِد خیلی از تکنولوژی سردرنمیآورند؛ اما استعداد زیادی در این بازیها دارند؛ هرچند در برابر قُلدرهای مدرسه کم میآورند! روزی بچهها با مرد شگفتانگیزی ملاقات میکنند که دسته بازی متفاوتی به آنها میدهد، دستهای که گویی جادویی است و چیزهای دیگر را هم کنترل میکند! چیزهایی که حسابی به کار اِلی و فِرِد میآید و میتواند آنها را به رویاهایشان نزدیک کند.
جنگل شب
معرفی کتاب
«هارپر» دختری که عاشق موسیقی است، از آپارتمان کوچکش بیرون میآید، چتر سرخش را باز میکند و معلق روی هوا، به سبکی پَر، از پلهها پایین میرود. گربه عجیبش هم دنبالش است. وقتی به طبقه دهم میرسند، گربه مکث میکند و چتر هم همانجا میایستد! هارپر با نیلبک کوچکش موزیک کوتاهی مینوازد. ناگهان پسری که مثل باد، بیصدا حرکت میکند، ظاهر میشود و... .
سیرک رؤیاها
معرفی کتاب
«هارپر» دختری است که استعداد بینظیری در موسیقی دارد. او از لابهلای صدای باد، ترنم باران و بال زدنهای پروانهها، نوای موسیقی میشنود. هارپر میتواند هر سازی را بنوازد. گاهیوقتها شبها نوایی میشنود که قلبش را به تپش میاندازد. نوایی که انگار از ستارگان میآید و... . دختری بندباز هارپر و دوستانش را به سیرک رویاها میبرد! آدمهای عجیب و غریبی آنجا هستند، مثل آقای شیرینیپز، خانم آوازهخوان دریا، طالعبین مرموز و... .
چتر سرخ
معرفی کتاب
«هارپر» استعداد عجیبی در موسیقی دارد. او در صدای باد، ترنم باران و بال زدنهای پروانهها، نوای موسیقی میشنود. گاهیوقتها هارپر نوایی میشنود که قلبش را به تپش درمیآورد، نوایی که گویا از ستارگان میآید... . گربه هارپر، «نصفهشب»، با بقیه گربههای شهر گم شدهاند! هارپر چتر سرخ جادویی پرندهاش را برمیدارد و با نواختن دلنوازترین نتها برفراز شهر ابرها، با دوستانش پرواز میکند و... .
دزد دقیقهها
معرفی کتاب
مقامهای دولتی کشورِ «ادو»، روز ششم اکتبر را از تقویم حذف کردهاند، یعنی روز تولد او را! حالا ادو تاریخ تولد ندارد و تا ابد در ده سالگی گیر میافتد. او تصمیم میگیرد سری به فروشگاه اقلام ممنوعه بزند؛ مغازهای مرموز، پر از کالاهایی که هرکدام کارهای عجیب و غریبی میکنند! خرید و فروش و استفاده از این کالاها غیرقانونی است! مغازهدار، دستگاهی به ادو میدهد تا با آن از مردم، دقیقه بدزدد و روز تولدش را پس بگیرد. آیا ادو به هدفش میرسد؟
لامایونایتد
معرفی کتاب
یازده لاما، خاکسترِ بهترین فوتبالیست تاریخ را میخورند و تبدیل به فوتبالیستهای محشری میشوند! لاما یونایتد با مربیگری پسربچهای یازدهساله، به نام «تیم» و دوست عجیب و غریبش، «قاهره» و پیرمرد اسکاتلندی برنده جام جهانی، وارد مسیر شگفتانگیز بازیهای یک جام میشوند؛ اما چه کسی دوست دارد به تیم لاماهای مشنگ ببازد؟ تیمهای رقیب، تمام تلاششان را میکنند تا راه لامایونایتد را سد کنند. وقتی پای باارزشترین جام فوتبال دنیا در میان باشد، آنوقت فوتبال، بازی خشن و ناجوانمردانهای میشود!