Skip to main content

آمنه دختر باد صحرا: (داستانی عاشقانه از سرزمینی دور)

معرفی کتاب
«آمنه» در قبیله‌ای به نام «پسران باد» زندگی می‌کند، در قلعه‌ای بزرگ با تعداد زیادی اتاق‌ و چندین طویله که پدرش برای زن‌ها و بچه‌ها و خواهرها و برادرها و ... ساخته است. شیخ (پدر آمنه) اسب‌های زیادی دارد که مانند گنجی از آن‌ها مراقبت می‌کند. روزی آمنه از پدرش می‌پرسد که چرا اسم قبیله پسران باد است نه دختران باد؟ و چرا مردها قانون را می‌نویسند، نه زنان؟ و... . فردای آن روز شیخ دخترش را که فقط هفت سال دارد، برای چوپانی به صحرا می‌فرستد تا از شّر سوال‌های او خلاص شود؛ اما آمنه در صحرا گم می‌شود و... .

الف از ایران

معرفی کتاب
پدر «سهیل» عکاس است و برای مجله‌های مختلف عکس می‌گیرد. پدر و پسر شهر به شهر می‌گردند و از همه‌چیز عکس می‎گیرند. از یوزپلنگی که در قلب کوهستان، خرگوشی را شکار کرده است تا رُتیلی که وسط کویر خشک و سوزان سرگردان است. همه‌چیز خوب است به غیر چشم‌های سهیل که گاه و بی‌گاه تار می‌شوند و او نمی‌تواند جایی را ببیند. دکتر به پدر سهیل می‌گوید چشم‌های پسرش باید تخلیه شوند و آن‌ها باید برای سهیل چشم بخرند! ولی مگر چشم هم خریدنی است؟

یک تکّه زمین کوچک

معرفی کتاب
این قصه درباره پسری فلسطینی به نام کریم است که دوست دارد فوتبالیست شود. او و دوستانش زمین بازی بزرگی را در نزدیکی مدرسه پیدا می‌کنند تا در آن‌جا فوتبال تمرین کنند، اما آن زمین رازی عجیب و مخفوف را در دل خود دارد. نیروهای محور مقاومت فلسطین در آن زمین، مواد منفجره ذخیره کرده بودند تا در هنگام لزوم بتوانند با نیروهای صهیونیستی بجنگند. همین شرایط باعث شد تا کریم و دوستانش زیرنظر نیروهای اسرائیل قرار بگیرند و مجبور شوند که مبارزه کنند.
این قصه مخاطبان را با سختی‌هایی که نوجوانان فلسطینی تجربه می‌کنند آشنا می‌سازد.

مو‌مو

معرفی کتاب
دخترکی به نام "مومو"در حاشیه شهری بزرگ در خرابه های یک آمفی تئاتر زندگی می کند. او فقط با چیزهایی که در گوشه و کنار شهر پیدا می کند روزگار می گذراند، اما استعدادی عجیب و غریب در شنیدن درددل های آدمها دارد.
روزی سر و کله عالیجنابان خاکستری پیدا می شود. آنها می خواهند وقت ارزشمند آدم ها را بدزدند و برای همین هر روز که می گذرد زندگی آدمها یکنواخت تر و بی روح تر می شود . در این میان مومو تنها کسی است که حاضر شده جلوی عالیجنابان سینه سپر کند....

برایم شمع روشن کن

معرفی کتاب
مادر «سارا» دچار مرگ مغزی شده و در بیمارستان است؛ اما سارا که فقط دوازده سال دارد، از همه‌جا بی‌خبر است. او فکر می‌کند مادرش بیمار است و به زودی به خانه بازمی‌گردد. در این میان در کشوی مادرش عکسی پیدا می‌کند، عکس مردی که شباهت عجیبی به مادرش دارد. سارا از طریق صفحه اینستاگرام با این شخص ارتباط برقرار می‌کند و مرتب برایش ایمیل می‌فرستد و همه‌چیز را برایش تعریف می‌کند. این مرد کیست؟ و آیا مادر سارا به زندگی باز می‌گردد یا سارا دیگر هیچ‌وقت نمی‌تواند او را ببیند؟

اتحاد سیاهدلان

معرفی کتاب
این کتاب جلد دوم از کتاب «آخرین بازماندگان» است. «جینز» قهرمان داستان، به خانه برگشته و رهبری حیواناتی را که زنده مانده‌اند، به عهده گرفته است... . هلیکوپتر به زمین می‎نشیند و «سلوین استون» پیاده می‌شود. او کسی است که ویروس چشم قرمز را پخش کرده است و پدر جینز را در خانه حبس می‌کند؛ چون درمان ویروس را پیدا کرده است. حالا به خانه آن‌ها آمده و از جینز و پدرش می‌خواهد تمام حیواناتی که در باغ دارند به او تحویل دهند! همه حیوانات تحت فرماندهی جینز در گوشه و کنار باغ مخفی شده‌اند؛ اما تا کی می‌توانند بی‌صدا و بی‌حرکت بمانند؟

ویروس چشم قرمز

معرفی کتاب
«جینز» پسری دوازده ساله، همراه با چندین دختر و پسر دیگر در مرکز حمایت از کودکان خاص هستند. جایی شبیه مدرسه. به گفته مدیر مرکز، این بچه‌ها آنجا هستند؛ چون خانواده‌هایشان می‌خواهند آن‌ها فراموششان کنند! چون هر کدام ازاین بچه‌ها مشکلی دارد. «جینز»، قهرمان داستان، از وقتی مادرش مرده، دیگر حرف نزده است. دختری به نام «برندا» آنجاست؛ چون هرچه غذا در خانه داشتند، خورده است! پسر دیگری به نام «تونی» در این مرکز است چون کنسرو دزدیده است و... . «فکتوریوم» کارخانه بزرگ غذا، تنها شرکت تولید کننده غذا، بعد از ورود ویروس چشم قرمز است، ویروسی که همه حیوانات را کشت! واقعاً در این مرکز چه خبر است؟ و چه سرنوشتی در انتظار این بچه‌هاست؟

سفر به مرکز زمین

معرفی کتاب
رمان درباره پروفسوری آلمانی به نام "اوتو لیدانبراک" است که باور دارد برخی از دالان‌های آتشفشانی، به مرکز زمین راه دارند. به این ترتیب پروفسور با همراهی برادرزاده اش "اکسل" و مردی به نام "هانس" که راهنمای راه آن هاست، به سمت مرکز زمین می‌رود. این گروه سه نفره از دهانه آتشفشانی در ایسلند پایین می‌روند و با حوادث و اتفاقات زیادی روبه رو می‌شوند؛ از جمله مواجهه با حیوانات ماقبل تاریخ و.... راوی اتفاقات رمان، اکسل برادرزاده پروفسور لیدانبراک است.

باد در بیدزار

معرفی کتاب
اهمیت دادن به دوستی، ازخودگذشتگی و احساس مسئولیت در برابر دیگران موضوع رمان حاضر است. نویسنده با استفاده از شخصیتهای حیوانات زندگی انسانها را تصویر کرده و در این راه از فضاهای سمبلیک و فانتزی کمک گرفته است.

پینگ‌پنگ در تله

معرفی کتاب
کمیسر «کلیکر» به معمای دشواری برخورده است. «پینگ‌پنگ»، تبهکار پلید و زیرکی است که بوی پلیس را از ده فرسخی تشخیص می‌دهد. کمیسر چطور می‌تواند او را گیر بیندازد؟ او نقشه‌ای کشیده است و می‌خواهد «آدی» و دوستانش را به زندان بفرستد تا شاید بتوانند اعتماد پینگ‌پنگ را جلب کنند؛ اما آیا آن‌ها که حالا شرافتمندانه زندگی می‌کنند، حاضرند این کار را انجام دهند؟