Skip to main content

گمگشته

معرفی کتاب
اتفاقات این نمایش در منطقه جنگی ایران و عراق رخ می‌دهد. در صحنه مرد نویسنده‌ای با وسایل و امکانات اولیه مثل کوله‌پشتی، بطری آب، قلم و کاغذ دیده می‌شود که در حال خواندن نوشته‌های خود است. ناگهان از چاهی که در همان نزدیکی است، صدایی می‌شنود. شخصی داخل چاه است که خود را یوسف معرفی می‌کند. او می‌گوید نام پدرش یعقوب است.

غباری در آیینه

معرفی کتاب
فاطمه و زهرا در کارگاه قالی‌بافی کار می‌کنند. فاطمه بدون اجازه از کارگاه بیرون می‌رود تا نفسی تازه کند؛ ولی کارفرما متوجه می‌شود و جر و بحث بالا می‌گیرد. فاطمه درباره مادرش حرف‌هایی می‌شنود که باعث اضطراب و نگرانی‌اش می‌شود.

قاضی بُست

معرفی کتاب
صحنه، میدانی است پر از زباله. دو نفر با لباس‌های کارگران شهرداری و با جارو وارد می‌شوند. این دو، پیرمرد و مرد جوانی هستند که در سفری خیالی به زمان حکومت مسعود غزنوی سفر می‌کنند. آن‌ها از طرف شهرداری مأمور پاکسازی مناطق تاریخی هستند. نمایش به طنز است و باعث انبساط خاطر تماشاچیان می‌شود.

تصمیم زیبا

معرفی کتاب
این نمایش در یک مدرسه رخ می‌دهد. زیبا مسئول بوفه مدرسه است. او دختری خجالتی و کم حرف است و نمی‌تواند از حق خود دفاع کند. آموزگاران او تصمیم می‌گیرند تا به او درس زندگی و شجاعت بدهند.

بلبشوی شهر حروف

معرفی کتاب
شخصیت‌های این نمایش حروف الفبا هستند. حرف ر، دال و میم روی صفحه خشک کاغذ، به خانه آی با کلاه می‌روند و از بی‌آبی شکایت می‌کنند. موضوع نمایش درباره فرهنگ استفاده درست از آب است.

آخرین گره

معرفی کتاب
در روستای صبورا همه در حال مهاجرت هستند؛ چون بر اثر خشکسالی گاو و گوسفند اهالی روستا از بین رفته است. صبورا در حال بافتن قالی‌ای است که برای بارش باران نذر کرده است؛ ولی خانواده‌اش اصرار دارند که روستا را ترک کنند؛ اما صبورا نذر کرده که قالیچه را در روستا تمام کند.

شجاع

معرفی کتاب
در کتاب حاضر نمایشنامه‌ای آمریکایی روایت می‌شود. مردی به نام دایک، مرتکب قتل شده و اعتراف می‌کند. او می‌گوید که مقتول مستحق مرگ بوده است. او به اعدام محکوم می‌شود؛ ولی اصلا نگران اجرای حکم نیست. هیچ کس از هویت واقعی او خبر ندارد. دایک درباره خودش چیزی نمی‌گوید و پافشاری رئیس زندان و پدر روحانی بی‌فایده است. دختری به دنبال برادر گمشده‌اش به دیدن دایک می‌رود، به این امید که شاید او برادرش باشد.