کلنا قاسم
معرفی کتاب
کتاب «کلنا قاسم» مستند داستانی تلفیقی از واقعیت و داستان است که هم وقایع شهادت سرهنگ حسن صیادخدایی را باز میگوید که از مدافعان حرم و سربازان حاج قاسم در عرصه نبرد با داعش بود و هم وقایع انتقام از عوامل ترور ناجوانمردانه آن شهید بزرگوار و دو نفر از نیروهای اتاق فکر ترور شهید سلیمانی عزیز را بیان میکند که بر اساس دیدگاههای گوناگون شخصیتهای رمان نوشته شده است.
جهاد دیروز، مقاومت امروز
معرفی کتاب
کتاب «جهاد دیروز، مقاومت امروز» شامل خاطرات ایثارگران مسجد است که حاوی 16 خاطره بوده و به زبانی ساده و روان به نگارش درآمده است. «به همین سادگی و قشنگی»، «از اینکه شهید نشدم، خوشحال بودم»، «وقتی قطعنامه 598 قبول شد»، «از روستا تا مدرسه عشق»، «پدرم از مبارزین بود» و «چند روایت از شهادت 5 فرمانده ارشد» عناوین برخی از این خاطرات است که در فهرست کتاب جای گرفته است. کتاب به نوعی تطبیقی بین جهاد در گذشته و مقاومت در حال حاضر ارائه میدهد. در یکی از این خاطرات آمده است: «وقتی انقلاب پیروز شد مردم در یک انتخابات آزاد، به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند، چون همه مردم پاک و بیتزویر، فداکار و عاشق اسلام بودند چندی نگذشت که جنگ داخلی شروع شد، جنگ بر سـر قدرت گروههای منافقین و سلطنتطلبها که مدعی حکومت بودند. تازه کار ما شروع شد. منافقین از دو زاویه حمله میکردند، نظامی و عقیدتی، درواقع جوانان را با نظرات گمراهکننده فریب میدادند. ما هم باید در این دو شاخه قوی میشدیم تا مدافع خون شهدا باشیم.»
الی بیتالمقدس: خاطرات شفاهی سیدمحمدمهدی پوریزدانپرست از کاروان جهانی الی بیتالمقدس
معرفی کتاب
آزادی قدس شریف و کمک به مردم مظلوم و بیگناه غزه، همواره دغدغه انسانهای آزاده در جهان بوده است. کتاب «الی بیتالمقدس» روایتی است در کاروان جهانی به سمت غزه که با موج جهانی ایجاد شده بعد از جنگ 22 روزه اسرائیل و غزه شکل گرفته و تعدادی انسان آزاده جریان حمایت و امدادرسانی به مردم غزه را علیرغم فشارهای سیاسی و اجتماعی در سطح بینالملل رقم زدهاند. این کتاب بهطور ویژه به موضوع حمایت جهانی از مردم فلسطین و تلاش برای شکستن محاصره غزه میپردازد.
پلاک پ: ستاد پشتیبانی جنگ به روایت بانوان
معرفی کتاب
یکی از شیوههای روایتگری، خاطرهنویسی به شیوه جمعنگارانه میباشد. «پلاک پ» حقایق زنان حماسهساز دفاعمقدس در شهر شیراز را از پاییز 1359 لحظه شروع جنگ تا پایان امضای قرارداد 598 بهصورت دنبالهدار روایت میکند. این شیوه نگارش از آنجا که دفاع مقدس را از زاویه نگاه زنانه روایت کرده، مغتنم و قابل بهرهبرداری است. نقطه عطف کتاب ساختمانی نیمهکاره است که در آن خانمهای خیاط، نانپز، و ... کنار هم قرار میگیرند و با خاطرههای تلخ و شیرین خود، اعم از مادرشدن حین کار پشتیبانی تا نائلشدن به مقام پرافتخار مادری شهدا، خواننده را همراه روزهای خود میکنند و نامشان به عنوان زنان پشتیبان دفاعمقدس در تاریخ ثبت شده است.
خیابان تا صبح بیدار بود: تاریخ شفاهی دختران دانشجوی پیرو خط امام
معرفی کتاب
این اثر با روایتهایی از زنان حاضر در تسخیر سفارت آمریکا، نگاهی تازه به این واقعه تاریخی برای علاقهمندان به تاریخ انقلاب اسلامی، مطالعات مربوط به نقش زنان در تحولات سیاسی و بررسی ابعاد مختلف واقعهی تسخیر سفارت آمریکا ارائه میدهد. این روایات بیانگر آن است که زنان، برخلاف تصویری که رسانههای غربی ارائه میدهند، در مسیر مبارزه و تصمیمگیریهای انقلابی نقش مهمی ایفا کردهاند و تنها ناظری منفعل در تحولات اجتماعی نبودهاند. در بخشی از کتاب میخوانیم: در آذر یا دی ماه 1358 بود که دور محوطه را مینگذاری کردند که مردم وارد لانه نشوند ... اصلاً کسی از این نمیترسید که آمریکا میخواهد چه کند...
جهادی بدون مرز: خاطرات شفاهی مهدی عطایی از پشتیبانی محور مقاومت سوریه
معرفی کتاب
کتاب «جهادی بدون مرز» خاطرات شفاهی مهدی عطایی از پشتیبانی محور مقاومت در سوریه نگارش شده است. راوی کتاب برای رسیدن به اهداف مدنظرش مسیر ناهمواری را طی کرده است. او برای رسیدن به سوریه و مبارزه با داعش چندین بار به در بسته میخورد و به طور ناخواسته در مسیری قرار میگیرد که خودش پیشبینی نمیکند: «حضور دو ساله در پشت جبهه و ستاد پشتیبانی مقاومت در سوریه.» این قصه فراز و فرودهای بسیاری دارد. در کتاب میخوانیم: «صبح زود کولهام را برداشتم و راهی دمشق شدم. یک راست رفتم قصر الضیافه. خودم را معرفی کردم. اتاقی بهم دادند. کولهام را گذاشتم توی اتاق و راهی حرم شدم. نماز را خواندم و برگشتم هتل. موقع ناهار ابوساجد را دیدم. حاجی انگار سفارشم را کرده بود. خودش را معرفی کرد. کمی حرف زدیم. آدم خون گرمی به نظر میرسید. کمی از کارهایشان گفت. مسئول «جهاد البناء» بود...»
سه روایت از حاج ابراهیم میرشکاری معروف به «عموصیاد» مجموعه داستان
معرفی کتاب
پرداختن به فرهنگ جهاد و شهادتطلبی برای مخاطب کودک و نوجوان ظرافتهایی دارد که در روایت صحیح و دقیق و داستانسرایی توسط پدیدآورندگان آنها باید مورد توجه قرار گیرد. کتاب «سه روایت از حاج ابراهیم میرشکاری معروف به عموصیاد» همانطور که از نامش پیداست، شامل سه روایت و داستان از دفاع مقدس و دفاع از حرم است که با دقت در کوتاهکردن سخن در عین حفظ حرف و هدف اصلی، این گنجینه ارزشمند فرهنگ جهاد و شهادت را موجب حیات جامعه میشود به نوجوانان منتقل میکند.
سلوی: روایت یک مهاجرت اجباری، از عراق تا ایران
معرفی کتاب
در تاریخ ایران اسلامی، دهه شصت و سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در دل خود نهادهایی را پرورش داد که علاوه بر نو بودن، دستاوردهای کمنظیری در حوزههای مختلف برای کشور و انقلاب داشت، که یکی از آنها «نهاد امور تربیتی» است. کتاب «سلوی» خاطرات شفاهی سلوی فلسفی، معلم پرورشی دهه شصت است. این کتاب، روایت یک مهاجرت اجباری، از عراق تا ایران، است. تبیین زندگی ایشان، دریچهای نو و متفاوت از حیات زن تراز انقلاب اسلامی را به روی ما میگشاید و نشان میدهد او نیز مثل بسیاری از بانوان سرزمین ایران، در کورۀ زندگی آبدیده شده و در فراز و فرودهای انقلاب، راهش را پیدا کرده است.
همسایهی حیدر
معرفی کتاب
برای هر ملتی که رؤیای پیشرفت دارد، آگاهی از مسیر طیشده و داشتههایی که موجب شده تا او بایستد و با افتخار به آنها، مسیر پیشرو را طراحی و طی کند، ضروری است. یکی از این گنجینهها، انسانهایی هستند که با زمانشناسی دقیق، در راه حفظ و دفاع از خاک میهن، جان خود را فدا کردهاند. یکی از راههای کسب این آگاهی، مطالعه زندگینامه شهدا و ایثارگران در قالب تاریخ شفاهی و تاریخنگاری است. کتاب «همسایه حیدر» نمایی از صفحات جدید انقلاباسلامی با عنوان مدافعان حرم را برای خواننده روایت میکند. این کتاب روایتهایی کوتاه از زبان خانواده و همرزمان محمدرضا حسینیمقدم است که مجاهدتهای این سرباز مخلص انقلاباسلامی را در دورانهای دفاعمقدس و دفاع از حرم بازگو میکند.
ما و عروسک پارچهای
معرفی کتاب
کتاب«ما و عروسک پارچهای» داستانی جذاب و نمادین است که به تأثیر جنگ و کشمکشهای اجتماعی و مذهبی بر زندگی انسانها میپردازد. روایت از زبان ابوعمر، یک ترکمن اهلتسنن، بیان میشود که همراه با ابوجعفر، یک راهنما، مأموریت خاصی را در شهری ویران انجام میدهند. این دو شخصیت در ساختمانی دوازدهطبقه مستقر میشوند تا تحرکات دشمن را رصد کنند. در کنار آنها، عروسکی پارچهای، خانوادهی ایزدی و اهالی اندکی که از اهلتسنن و شیعه هستند، در این ویرانه باقی ماندهاند. در این بین دشمن هر لحظه نزدیکتر میشود و سایه شوم خود را بر شهر میاندازد…