Skip to main content

قصه‌ موش خودنما و شتر باصفا

معرفی کتاب
این داستان با تکیه بر یکی از قصه‌های مثنوی معنوی نوشته شده است. موشی کوچک که ادعای شاه بودن می‌کند، راهنمای شتری بزرگ شده است. موش در طول راه یکسره از خود تعریف کرده و شتر را تحقیر می‌کند. تا اینکه به رودخانه عمیقی می‌رسند و موش که نمی‌تواند از رودخانه عبور کند، متوجه اشتباه خود می‌شود که همان خودبینی و خودستایی است.

صید بزرگ‌ترین ماهی

معرفی کتاب
داستان این کتاب داستانی تخیلی است که علاوه‌بر سرگرم کردن کودکان، درباره خلیج فارس، ماهیگیری، حصیربافی و... اطلاعاتی به آن‌ها ارائه می‌دهد. عبدو به‌همراه پدرش به‌دنبال صید ماهی بزرگ و پولدارشدن هستند؛ اما آن‌ها گنج واقعی را چگونه به‌دست می‌آورند؟

وقتی بزرگ‌ترها بی‌حوصله‌ هستند!

معرفی کتاب
در این داستان از خانواده‌ای صحبت می‌شود که پدر و مادر به دلایل مختلف بی‌حوصله شده‌اند و نمی‌توانند با فرزند خود رابطه مناسبی برقرار کنند. فرزند خانواده به کمک عموی خود تلاش می‌کند تا راه‌حلی برای بهبود حال روحی والدینش بیابد.

وقتی بزرگ‌ترها بدقولی می‌کنند!

معرفی کتاب
کتاب حاضر با هدف توانمندسازی کودکان در درک والدین و برخورد مناسب با رفتارهای آنان نوشته شده است. داستان به بدقولی‌های والدین اشاره می‌کند. به نحوه قول دادن پدر و مادرها و چگونگی برخورد کودکان با آن‌ها، در داستان توجه خاصی شده است.

وقتی بزرگ‌ترها فرق می‌گذارند!

معرفی کتاب
این داستان به رابطه میان کودکان با والدین می‌ پردازد. از تفاوت قائل شدن میان فرزندان صحبت شده و به تولد فرزند دوم اشاره می‌شود و از حسادت‌های کودکانه فرزند اول سخن به میان می‌آید. همچنین چگونگی برون‌رفت از این مسئله به روشنی بیان شده است.

وقتی بزرگ‌ترها دعوا می‌کنند!

معرفی کتاب
بزرگ‌ترها ممکن است با هم دعوا کنند، عصبانی شوند و حرکات نامناسبی انجام دهند. بچه‌ها در این میان چه عکس‌العملی باید داشته باشند؟ نویسنده راهکارهایی ارائه داده است که کودکان با به‌کارگیری آن‌ها می‌تواننداز دعوای بزرگ‌ترها جلوگیری کرده یا از شدت آن بکاهند.

وقتی بزرگ‌ترها ما را تنها می‌گذارند!

معرفی کتاب
در کتاب حاضر داستانی درباره توانمندسازی کودکان به رشته تحریر درآمده است. در داستان به تنها گذاشتن کودکان در خانه اشاره شده و بازخورد این تنهایی در کودکان بررسی می‌شود. چگونگی تفهیم این موضوع به کودکان از نکات مهمی است که به آن پرداخته می‌شود.

وقتی بزرگ‌ترها زور می‌گویند!

معرفی کتاب
در این کتاب پدری کودکش را برای خریدن سیگار به مغازه می فرستد. کودک سیگار نخریده و به خانه برمی گردد و به دروغ می گوید که مغازه باز نبوده است. پدر کودک را به عنوان تنبیه از ادامه دیدن فیلم منع می کند.
عمه سعی می کند این مشکل را برطرف کند و با تعریف کردن داستانی کودک را تشویق به اعتراض می کند.

وقتی بزرگ‌ترها دروغ می‌گویند!

معرفی کتاب
داستان با نگاهی روان‌شناسانه به موضوع تقلید کردن و الگو‌ گرفتن کودکان از والدین می‌پردازد. همچنین به‌طور مستقیم به دروغ‌گویی و اثرات آن بر کودک اشاره می‌کند.

وقتی بزرگترها از ما توقع دارند!

معرفی کتاب
این داستان درباره توقع داشتن بزرگ‌ترها و پدر و مادرها از کودکان است. کودکانی که دوست دارند شیطنت و بازی کنند؛ اما هربار با عکس‌المعل‌های مختلفی از والدین خود مواجهه می‌شوند. این داستان به آن‌ها کمک می‌کند تا شیوه بهتری را برای رفتار با پدر و مادرشان بیابند.