قصه موش خودنما و شتر باصفا
معرفی کتاب
این داستان با تکیه بر یکی از قصههای مثنوی معنوی نوشته شده است. موشی کوچک که ادعای شاه بودن میکند، راهنمای شتری بزرگ شده است. موش در طول راه یکسره از خود تعریف کرده و شتر را تحقیر میکند. تا اینکه به رودخانه عمیقی میرسند و موش که نمیتواند از رودخانه عبور کند، متوجه اشتباه خود میشود که همان خودبینی و خودستایی است.
وقتی بزرگترها زور میگویند!
معرفی کتاب
در این کتاب پدری کودکش را برای خریدن سیگار به مغازه می فرستد. کودک سیگار نخریده و به خانه برمی گردد و به دروغ می گوید که مغازه باز نبوده است. پدر کودک را به عنوان تنبیه از ادامه دیدن فیلم منع می کند.
عمه سعی می کند این مشکل را برطرف کند و با تعریف کردن داستانی کودک را تشویق به اعتراض می کند.
عمه سعی می کند این مشکل را برطرف کند و با تعریف کردن داستانی کودک را تشویق به اعتراض می کند.