Skip to main content

من کی هستم؟

معرفی کتاب
«ناروال‌ها»‌ نوعی نهنگ دندان‌دار هستند که روی سرشان عاج بلند و پیچ‌خورده‌ای دارند. داستان کتاب درباره یک بچه ناروال، به اسم «کِلپ» است که در اعماق اقیانوس به دنیا می‌آید. او از همان ابتدا، متوجه می‌شود که با بقیه ناروال‌ها فرق دارد تا اینکه روزی جریان قوی آب او را با خودش می‌برد و... . کِلپ می‌فهمد که یک اسب تک‌شاخ است. در کنار اسب‌های تک‌شاخ خیلی به او خوش می‌گذرد؛ اما کلپ دلش برای دوستان ناروالش تنگ شده است و نمی‌تواند تصمیم بگیرد که کجا باشد.

دارم از دست می‌‌روم!

معرفی کتاب
این داستان درباره پسر کوچولوی پنج‌ ساله‌ای است که متوجه می‌شود موهایش می‌ریزد، پوست پایش کنده شده، دندانش لق شده است و... . پسرک فکر می‎کند که در حال مرگ است؛ ولی او نمی‌خواهد بمیرد؛ چون تازه پنج سالش است. او فکر می‌کند که بعد از این چه بلایی سرش می‌آید و می‌خواهد چاره‌ای پیدا کند. او به ذهنش می‌رسد که... . وقتی پدر و مادر پسر کوچولو او را می‌بینند، علت این تغییرات را برایش توضیح می‌دهند.

خواهران غریب

معرفی کتاب
دو دختربچه، یکی از وین و دیگری از مونیخ در اردوگاهی تابستانی، با هم ملاقات می‌کنند. یکی از آن‌ها موهای فرفری بلند دارد و دیگری موهای بافته. تنها تفاوت آن دو، همین است! این دو دختر با هم مو نمی‌زنند! «لوئیزه» و «لوته»، دو خواهر دوقلو هستند که پدر و مادرشان سال‌ها پیش از هم جدا می‌شوند و هر کدام، یکی از بچه‌ها را نزد خود نگه می‌دارد. لوئیزه و لوته که از وجود هم خبر ندارند، در اردو با هم آشنا می‌شوند و این راز را کشف می‌کنند. در پایان اردو آن‌ها تصمیم می‌گیرند جایشان را با هم عوض کنند و... .

بانیاپ

معرفی کتاب
شبی یک موجود بسیار بزرگ و گل‌آلود، خود را به زحمت از نهر «برکلی» بیرون می‌کشد. او زیر لب از خود می‌پرسد: « من چه شکلی‌ام؟» یک پلاتیپوس به او می‌گوید که او یک «بانیاپ» است. کانگورو، شترمرغ و دیگر موجودات هر یک نظری درباره بانیاپ می‌دهند؛ اما هیچ‌کدام از آن‌ها واقعاً جواب این پرسش را نمی‌دانند. بنابراین، بانیاپ تصمیم می‌گیرد خودش به این موضوع پی ببرد.

قرمزی

معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه کتاب‌های «قصه‌های کوچولو‌موچولو» است و هشت داستان کوتاه دارد. «توپ پرتغالی»، «قابلمه خوشحال»، «سیب مهربان»، «شاه قوقولی» و «قرمزی» نام بعضی از این داستان‌هاست. داستان «قرمزی» درباره رنگ قرمز است. او دور سفره هفت‌سین می‌چرخد و فکر می‌کند که کجا باید باشد؟ روبان دور سبزه باشد یا ماهی داخل تُنگ؛ اما در همین وقت، تخم‌مرغی وارد سفره می‌شود و دنبال رنگ قرمز می‌گردد. قرمزی هم سرتاپای تخم‌مرغ را قرمز می‌کند.

بابا در باران آمد

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتاب‌های «قصه‌های کوچولو موچولو»، دربردارنده هشت داستان کوتاه است. «کدو تنبل»، «باران آمد»، «فیل» و «بابا در باران آمد» نام برخی از این داستان‌هاست. در داستان «بابا در باران آمد»، در شبی بارانی، «بالش»، منتظر آمدن باباست. بابا در باران می‌آید. او کفش‌های خیسش را درمی‌آورد و در جاکفشی می‌گذارد، کفش‌های دیگر خودشان را کنار می‌کشند. بابا دراز می‌کشد و سرش را روی بالش می‌گذارد، بالش صورت بابا را می‎بوسد و بابا استراحت می‌کند.

کیف قورقوری

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «قصه‌های کوچولو‌موچولو»، شامل هشت داستان کوتاه است. «ابر بازیگوش»، «مسابقه»، «روبان قرمزی» و «منو بتراش»، نام برخی از این داستان‌هاست. داستان «کیف قورقوری»، درباره کیفی است که گوشه کلاس نشسته است و به حرف‌های خانم معلم گوش می‌دهد که ناگهان صدایی از شکمش می‌شنود؛ قور... قور... ! کیف می‌خواهد صحبت کند؛ ولی قورباغه کوچولویی از دهانش بیرون می‌پرد. بچه‌ها جیغ‌زنان زیر میزها پنهان می‌شوند. خانم معلم ابتدا بچه‌ها را آرام می‌کند؛ سپس درباره زندگی قورباغه توضیح می‌دهد.

فوتم کن

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «قصه‌های کوچولو‌موچولو»، حاوی نُه داستان است. نام برخی از این داستان‌ها به این ترتیب است: «بازی‌بازی»، «توت»، «بارطلا» و «فوتم کن». داستان «فوتم کن»، درباره بادکنک سفیدی است که می‌خواهد به جشن برود. او از باد می‌خواهد درون او فوت کند تا بزرگ شود. باد مقداری در شکم بادکنک می‌دمد؛ ولی بادکنک می‌خواهد بزرگ‌تر شود، برای همین از باد می‌خواهد که بیشتر فوتش کند و ... سرانجام بادکنک می‌ترکد؛ اما باد می‌داند چه کار باید بکند تا بادکنک را به جشن برساند.

شاخ بزغاله

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «قصه‌های کوچولو‌موچولو»، نُه داستان دارد. «مداد غمگین»، «مع‌مع گمشده»، «دو همسایه»، «فرفره بازی» و «شاخ بزغاله» نام برخی از این داستان‌هاست. در داستان «شاخ بزغاله»، بزغاله‌ای که شاخ ندارد، از گوساله می‌خواهد که شاخ‌هایش را به او بدهد؛ اما گوساله قبول نمی‌کند. بزغاله کنار رودخانه می‌رود و از درخت می‌خواهد دو تا شاخ به او بدهد. درخت قبول می‌کند، بزغاله شاخ‌ها را روی سرش می‌گذارد و به آب نگاه می‌کند و بزغاله‌ای را می‌بیند که با او حرف می‌زند. بزغاله از تعجب دو تا شاخ درمی‌آورد!

دفتر خاطرات من و بابام این دفتر: ریحانه

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «دفتر خاطرات من و بابام»، به روایت زندگی یکی از شهدای مدافع حرم اختصاص دارد که در آن گوشه‌ای از سختی‌های نبودن پدر در خانواده بیان می‌شود. «ریحانه» دختر کوچولویی است که پدرش با چند نامه خبر شهادت خود را به او می‌دهد. مادر ریحانه که متوجه دلتنگی دخترش شده است، از او می‌خواهد که هر روز یکی از نامه‌های پدرش را بخواند و پاسخ آن را در د فتر خاطراتش بنویسد. ریحانه در نامه‌هایی که برای پدرش می‌نویسد، با او درد دل می‌کند و از او می‌خواهد که برایش دعا کند.