شکارچی: خاطرات و زندگینامه شهید مصطفی رشیدپور
معرفی کتاب
کتاب حاضر درباره زندگی شهید مصطفی رشیدپور است. این داستان از تولد ایشان آغاز میگردد و با شهادت باشکوهشان در سوریه پایان میگیرد.
این شهید والامقام هنوز به سن جوانی نرسیده بود که جنگ تحمیلی شروع شد و ایشان نیز مانند بسیاری از مردم انقلابی، راهی جبههها شد. پس از اتمام دفاع مقدس نیز به هر طریقی که میتوانست به دفاع از اسلام و کشور ادامه داد تا اینکه در دههٔ 90، برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) راهی سوریه شد و به دست دشمنان به شهادت رسید.
نویسنده قصد دارد مخاطبان را با زندگی این شهید والامقام و شرایطی که در سوریه برای مدافعان حرم وجود داشت آشنا کند.
این شهید والامقام هنوز به سن جوانی نرسیده بود که جنگ تحمیلی شروع شد و ایشان نیز مانند بسیاری از مردم انقلابی، راهی جبههها شد. پس از اتمام دفاع مقدس نیز به هر طریقی که میتوانست به دفاع از اسلام و کشور ادامه داد تا اینکه در دههٔ 90، برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) راهی سوریه شد و به دست دشمنان به شهادت رسید.
نویسنده قصد دارد مخاطبان را با زندگی این شهید والامقام و شرایطی که در سوریه برای مدافعان حرم وجود داشت آشنا کند.
سلطان هور: روایتی از زندگی سردار شهید حسن سلطانی
معرفی کتاب
سردار شهید «حسن سلطانی» در سال 1345 در منطقه بهشت وحدت شهرستان زرند کرمان دیده به جهان گشود، تحصیلات خود را تا کلاس دوم راهنمایی ادامه داد ولی با شعلهور شدن آتش جنگ درس و مدرسه را رها کرد و به سوی جبهههای جنگ شتافت و اکثر وقت خود را از سال 59 تا 64 در جبههها گذراند. او از اعجوبههای جنگ شهرستان زرند میباشد که با حضور خالصانه و عاشقانهاش در جبهههای حق علیه باطل نقش مهمی در پیشبرد اهداف جنگ در لشکر 41 ثارالله ایفا میکرد، سرانجام این سردار گمنام در جبهه هورالعظیم در 3 دی 1364 به آرزوی دیرینهاش؛ یعنی شهادت در راه حق رسید. کتاب حاضر روایتی از زندگی این سردار شهید است.
بچه بازارچه: خاطرات حمید قاسمی
معرفی کتاب
روزی سه تا حمید بودند که تصمیم گرفتند فرار کنند و به جبهه بروند. هر سه آنها نُه ساله بودند و سر پرشور و دل عاشقی داشتند. «بچه بازارچه» روایت ساده و صادقانۀ یکی از رزمندگان اسلام است از روزهای جنگ با رژیم بعث عراق و همچنین روایتی است از تلاش این رزمنده و دوستانش برای حضور در جبهههای حق علیه باطل. این کتاب 9 فصل دارد و در انتها نیز عکسها و اسناد مربوط به این رزمنده قرار داده شده است.
درخت تنها: روایت خاطرات حسین برزگر
معرفی کتاب
کتاب «درخت تنها» زندگینامه حسین برزگر است که از نوجوانی در بسیج مشغول فعالیت بوده و سپس وارد جنگ میشود. اولین شب ورودش به جبهه او را به شوخی توی چادری میخوابانند که شهدا را گذاشتهاند و او بدون اطلاع بین آنها تا صبح میخوابد. او به دلیل شیطنتهایی برگردانده شده ولی باز هم به جبهه میرود و به دلیل اینکه از بچگی یک پای معلول دارد او را به قسمت تعاون لشگر علی ابن ابیطالب میفرستند. تا مدتها مسئول کارت و پلاک بوده و در قسمت کفن کردن و شناسایی شهدا فعالیت داشته است. حسین بعد از جنگ هم در منطقه میماند و مشغول تفحص میشود و تا حالا جزءیکی از مؤثرترین نیروهای ستاد مفقودین ایران است و در امر تفحص فعال است.
گردان نانواها: خاطرات شفاهی مردم خانوک از پشتیبانی دفاع مقدس
معرفی کتاب
در این کتاب چند داستان گوناگون وجود دارد که تمام آنها در روستای خانوک استان کرمان میگذرد. داستانهای این کتاب با موضوعاتی همچون مبارزات مردم انقلابی علیه رژیم پهلوی، ورود امام خمینی(ره) به ایران، رزمندگان خانوکی در دفاعمقدس، نانهای خانوک برای تغذیه رزمندگان ارائه شدهاند. مردم این روستا به «نان پختن برای رزمندگان جبههها» مشهور بودند و بانویی انقلابی و فداکار به نام «کل زهرا» مدیریت این کار را به عهده گرفته بود. نویسنده کتاب حاضر در تلاش است تا مخاطبان را با رشادتها و فداکاریهای مردم روستاها و شهرهای گوناگون آشنا کند.
آش پشت جبهه: خاطرات معلمان پرورشی اهواز
معرفی کتاب
کتاب، حاوی خاطرات معلمان پرورشی دهۀ شصت در اهواز و دربارۀ اتاقکهایی به نام «امور تربیتی» است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفتند، زمانی که هنوز ساختارهای سیاسی، نظامی و فرهنگی کشور شکل نگرفته بود، در میان شعارها و چنددستگیها، عدهای انقلابی جوان، در دورهمیهای مسجدها، اتاقکی به نام «امورتربیتی» راه انداختند و اسمشان شد «مربی پرورشی و تربیتی». این گروه، فعالیتهایشان به مدرسه محدود بود. همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه اولین هواپیمای عراقی، دیوار صوتی اهواز را شکست. زنگ دفاع به صدا درآمد و مربیان تربیتی و پرورشی اورکت بسیجی و سپاهی به تن کردند. در این میان، مربیان پرورشیِ دیروز اهواز و بسیجیان و سپاهیان امروز ایران به جبهههای جنگ پیوستند. این مربیان، با درگیر کردن دانشآموزان و خانوادههای آنها، جنگ را مردمی و جبههها را به محلی برای تحصیل دانشآموزانی تبدیل کردند که دفاع از کشور اولویت زندگیشان شده بود.
روزی که بابا توی جیبم بود
معرفی کتاب
دخترکی در آرزوی همقدم شدنِ مسیر خانه تا مدرسه با پدر بود، چون پدر او شهید شده بود. ناگهان روزی پدرش از صبح هنگام در کنار او صبحانه خورد، شال و کلاه بر سر دختر کرد و راهی مدرسه شدند. در راه، از آرزوهایش برای بابا گفت و بلوزی که انتخاب کرده بود به بابا نشان داد. زنگ تفریح همراه پدر بود که اتفاقی افتاد و پدر دیگر نبود، او کجا بود؟ دخترک چگونه او را پیدا کرد؟ ...
دل شیر داشت
معرفی کتاب
عاشقان را رازی در میان است با معشوق که اغیار در نمییابند. چه باک اگر آنان را مجنون بخوانند زیرا که ملامت گویان خط و خال لیلی را درنیافته اند و چه دانند که دلهای مالامال از عشق شهیدانمان از چه روی مشهون از شور و نشاط و اشتیاق بود. ولی همگان خواهند دانست آینده از آن کسانی است که در انتظار موعود آخرالزمان پیوسته با خود زمزمه می کنند که: «هیهات مِن الذلة».
کتاب «دل شیر داشت» مروری است بر حیات طیّبۀ شهید بزرگوار حاج یونس زنگی آبادی فرماندۀ تیپ امام حسین«ع» لشکر 41 ثارالله، که نتیجه غور نویسنده در آثار بزرگان و مجموعه های گرانقدری است که در باره حاج یونس تحقیق و نتیجۀ زحمات خویش را بر اساس خاطرات شهید گردآوری کردهاند و توسط نویسنده به سان روایتی شیرین برای معرفی به نسل جدید به نگارش درآمده است.
کتاب «دل شیر داشت» مروری است بر حیات طیّبۀ شهید بزرگوار حاج یونس زنگی آبادی فرماندۀ تیپ امام حسین«ع» لشکر 41 ثارالله، که نتیجه غور نویسنده در آثار بزرگان و مجموعه های گرانقدری است که در باره حاج یونس تحقیق و نتیجۀ زحمات خویش را بر اساس خاطرات شهید گردآوری کردهاند و توسط نویسنده به سان روایتی شیرین برای معرفی به نسل جدید به نگارش درآمده است.