رازهای پرواز (سطح 1): آموزش علم پرواز به کودکان
معرفی کتاب
این کتاب میکوشد علوم مرتبط با پرواز و صنایع هوایی را برای دوره پیشدبستان و ابتدایی آموزش دهد تا نوآموزان این علوم را از طریق داستان بیاموزند. این کتاب شش درس دارد که پیوستگی علمی دارند. همچنین ادبیات کودکانه به عنوان راهنمای مربی، فرصتی را برای آموزش موضوعهای مرتبط با اصول علم هوانوردی فراهم میکند. مطالب کتاب که برگرفته از جزوههای منتشر شده در سازمان «ناسا» است، میتواند برای آشنایی کودکان با علوم هوایی راهگشا باشد. «گلایدرها در طبیعت»، «بالونها» و «چترهای نجات» ازجمله درسهای کتاب هستند.
وقتی ما نیستیم! رییس آزمایشگاه
معرفی کتاب
بچهها در آزمایشگاه هستند که سرایدار مدرسه با یک ماکتِ بدنِ انسان وارد میشود. معلم میگوید: «این برای آشنایی با بدن است، درست مثل اسکلت». بعدازظهر، وقتی درِ آزمایشگاه بسته میشود، مولاژ از راه نرسیده، میخواهد قُلدربازی درآورد و رئیس باشد؛ اما یک رقیب بیمغز دارد که به راحتی از پسش برنمیآید! متر میگوید، قدشان را اندازه بگیرند، هرکسی بلندتر است، رئیس باشد، ترازو میگوید هرکسی که وزنش بیشتر است و همزن دعوا کردن را پیشنهاد میکند. اسکلت درِ گوش مولاژ میگوید کنار میکشد تا او رئیس باشد! اما به یک شرط. شرط اسکلت چیست؟
اتولاین در دریا
معرفی کتاب
«اتولاین» و آقای «مونرو» در آپارتمان ۲۴۳ زندگی میکنند. آنها مهارت زیادی در حل مشکلات و کشیدن نقشههای هوشمندانه دارند، مثل وقتی که گربه زرد، یعنی دزدِ خبیثِ جواهرات را به دام انداختند یا وقتی که با روح اسبِ «همراستین» روبهرو شدند. حالا آقای مونرو برای مأموریتی سرّی به «نروژ» رفته است تا پاگنده تیزدندان را پیدا کند. اتولاین راهی دریا میشود و با زیردریایی، هواپیمای آبی نقرهای و حتی قایق به دنبال آقای مونرو میرود تا اینکه در تنهایی با ترول وحشتناک روبهرو میشود و... .
قصههایی برای کلاس پنجمیها
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از داستانهای متنوع است؛ از داستان قدیمی و آشنایی مثل «دیو و دلبر» تا داستان آیندهگرایانه «برایان و برین» که آرزو میکند مغزش را با حافظه رایانهاش عوض کند. داستان اول درباره پسربچهای به نام «مایک» است که در بازارچه خیریه مدرسه، رایانهای را با قیمت باورنکردنی، میخرد و در برابر تعجب پدر و مادرش آن را به اتاقش میبرد؛ اما مایک حس میکند رازی وجود دارد که او از آن بیخبر است. با این حال، به خاطر رایانه جدیدش آنقدر هیجانزده است که این موضوع را فوراً فراموش میکند. سپس... .
درویش بیپول، درویش پولدار
معرفی کتاب
«سلمان» و «عبدالله» درویش هستند و روزی تصمیم میگیرند پیاده به سفر بروند و شبها در دشت بخوابند و با خدای خود راز و نیاز کنند. عبدالله هیچ پولی همراه ندارد؛ اما سلمان پنج دینار طلا با خود آورده است. هرجا که عبدالله پیشنهاد میکند بنشینند و استراحت کنند یا غذایی بخورند، سلمان مخالفت میکند و میگوید بهتر است دنبال جای امنی باشند. شبهنگام عبدالله با خیال راحت روی زمین دراز میکشد؛ ولی سلمان به فکر جای دیگری است که امن باشد. سرانجام... .
ماجرای کرم سبز
معرفی کتاب
سلطان «کیکاووس»، حاکم مازندران و گیلان، نزد امیر «ابوالسوار» به گنجه میرود. ابوالسوار پادشاهی عادل، شجاع و خوشصحبت است. آنها به دوستانی صمیمی تبدیل میشوند و اقامت سلطان کیکاووس به چند سال میرسد. روزی سلطان کیکاووس از سرزمینش، «گرگان» میگوید و اینکه زنها باید با کوزه، از چشمه آب بردارند و به دِه ببرند. او میگوید، زنی جلوی بقیه حرکت میکند تا مراقب باشد کسی کِرم سبزی که آنجا زندگی میکند را لگد نکند؛ چراکه اگر این کِرم کشته شود، آب داخل کوزه میگندد! ابوالسوار که این حرفها را باور ندارد، رفتارش با کیکاووس تغییر میکند و... .
سینی نان در رودخانه
معرفی کتاب
خلیفه «متوکل»، غلامی به نام «فتح» دارد. فتح پسری درستکار و سربهزیر است و خلیفه او را بسیار دوست دارد. فتح همه هنرها و علمهای مختلف را آموخته و حالا نوبت شنا است. خلیفه شناگران ماهری را برای این کار انتخاب میکند و بعد از روزها تمرین، فتح که فکر میکند دیگر میتواند به تنهایی شنا کند، به رودخانه دجله میرود و مشغول شنا میشود؛ اما جریان آب او را با خود میبرد. فتح میتواند خود را به سوراخی برساند و آنجا پناه بگیرد. به خلیفه خبر میدهندکه فتح به رودخانه رفته و دیگر بازنگشته است. خلیفه برای کسی که او را پیدا کند، پاداش بزرگی درنظر میگیرد و... .
ژاکت
معرفی کتاب
این داستان درباره نژادپرستی ناخودآگاهانه سفیدپوستان آمریکاست. «جیمی»، برادر کوچک «فیلیپ»، پول غذای ظهرش را جا میگذارد و فیلیپ موظف است که پول را به او برساند؛ ولی ممکن است خودش دیر به مدرسه برسد و توبیخ شود. فیلیپ در راهرو مدرسه، برادرش را از پشت میشناسد؛ چون هیچکس ژاکتی مثل او ندارد؛ اما وقتی جلو میرود، با پسری سیاهپوست روبهرو میشود. فیلیپ فکر میکند که پسرک ژاکت جیمی را دزدیده است و جر و بحث، آنها را به دفتر مدیر میکشاند و... .
سرسخت یا نازکنارنجی؟
معرفی کتاب
«لویی» و «رالف» برادر هستند و با پدرشان، «لو بزرگه»، زندگی میکنند. به نظر لو بزرگه در این دنیا دو دسته آدم وجود دارد: «سرسختها و نازکنارنجیها!» لو بزرگه خیلی خشن است. او راننده کامیون و جرثقیل است و معمولاً نمیخندد! و همیشه به پسرانش گوشزد میکند که سرسخت و خشن باشند. لویی و رالف پیاده به مدرسه میروند؛ چون فکر میکنند سوار اتوبوس مدرسه شدن کار بچهسوسولهاست. آنها در راه مدرسه با هم حرف نمیزنند؛ چون گل گفتن و گل شنفتن هم کار آدمهای نازکنارنجی است. آنها... .
آخرین دانه سحرآمیز
معرفی کتاب
زنگ درِ خانه «زویی» و گربهاش، «ساسافراس»، یک زنگ جادویی است و وقتی به صدا درمیآید، یعنی حیوانات جادویی از آنها کمک میخواهند. حالا یک دوست قدیمی برای دیدن زویی به اصطبل آمده و با خود یک چیز عجیب و درخشان آورده که شبیه غلاف دانه است. زویی و گربهاش و «پیپ»، به کمک هم باید کشف کنند که این گیاه جادویی و مرموز برای رشد کردن به چه چیزی نیاز دارد؛ اما باید بجنبند تا همه دانههای آن به مشتی خاکستر بنفش تبدیل نشده است!