Skip to main content

مهمان‌های ناخوانده

معرفی کتاب
پیرزنِ این قصه از آن مادربزرگ‌هایی است که داد‌و‌فریاد می‌کند و جارو پرت می‎کند! اما خیلی مهربان است. شبی وقتی می‎خواهد بخوابد، صدای در بلند می‌شود! کلاغ مثل بید می‎لرزد و از پیرزن می‎خواهد اجازه دهد تا شب را در خانه او بماند. پیرزن که دلش برای کلاغ سوخته است، او را به خانه راه می‎دهد. چند دقیقه بعد دوباره صدای در شنیده می‌شود. این بار دارکوب است و... . آخرین نفر، گنجشک است که بال‌هایش خیسِ خیس است؛ اما او نمی‎تواند حرف بزند و... .

ندای مرداب

معرفی کتاب
زن و شوهر بچه‌ای ندارند، برای همین وقتی نزدیک مرداب، بچه‎کوچکی را می‎بینند، اصلاً به این موضوع فکر نمی‎کنند که این بچه مثل ماهی‎ها آبشش دارد! زن و شوهر نام او را «بوریس» می‎گذارند. برای آن‎ها مهم نیست که چشم‎های بوریس از بقیه بچه‎ها درشت‌تر است. او مثل همه بچه‌ها غذا می‎خورد و بازی می‎کند تا اینکه روزی بویی به مشامش می‎رسد و او را به یاد خاطرات کودکی‎اش می‎اندازد. یک روز بوریس آن‌قدر می‎رود تا به مرداب می‎رسد. حالا او در مرداب کنار کسانی است که شبیه خودش هستند. او با آن‎ها طوری می‏‌خندد که قبلاً هیچ‌وقت نخندیده است؛ اما... .

علم در سده‌های میانه

معرفی کتاب
امروزه مورخان فهمیده‎اند سده‌های میانه درواقع دوره‎ای بوده که در آن قدم‌های بزرگی به سوی فناوری عملی برداشته شده است، فناورهایی مثل آسیاب بادی برای آرد کردن غلات. در اوایل این سده‌ها، کاغذ در چین اختراع شد و... . در این کتاب برای توصیف پیشرفت در فناوری و دانش علمی، از سال ۵۰۰ تا حدود ۱۵۰۰ میلادی، از جدول زمانی استفاده شده است. جدول زمانیِ پیوسته‎ای از کل دوره در زیر تمام صفحه‌ها آورده شده است. «علوم اسلامی»، «ساخت کاغذ»، «نیروی باد» و « پیشرفت در ریاضیات» از جمله مطالب این کتاب است.

در‌ه‌ی‌ هزار دارکوب

معرفی کتاب
«سُرمه» و «تِرمه» خواهر هستند. آن‌ها همیشه کنار برکه بازی می‏‌کنند، روزی هنگام بازی، ترمه در برکه می‌‏افتد و سرمه نمی‎تواند به تنهایی او را نجات دهد. جادوگر به کمک او می‎آید؛ اما برای نجات ترمه شرطی می‏‌گذارد و آن اینکه پس از نجات ترمه، او را با خود ببرد و سرمه حق ندارد گریه کند! سرمه شرط را می‎پذیرد؛ ولی وقتی ترمه نجات می‎یابد، سرمه گریه می‏‌کند. جادوگر ترمه را به یک دارکوب تبدیل می‏‌کند و ... .

هنگامی که دریا نقره‌ای شد

معرفی کتاب
مادربزرگ «پین‌می» همیشه بهترین قصه‌ها را برای نوه‌اش و مردم روستا تعریف می‌کرد؛ اما شبی که سربازان امپراتور، قصه‌گوی پیر را دزدیدند و نوه‌اش، پین‌می، را در خرابه کلبه رها کردند، آرامششان از بین رفت. قبل از اینکه خیلی دیر شود، پین‌می با دوستش، «ایی‌شان» که به نظر می‌رسد رازهایی پنهانی دارد، برای نجات مادربزرگش راهی سفر می‌شوند. آن‌ها در این سفر با موانعی روبه‌رو می‌شوند که به افسانه شبیه‌اند!

دایناسور‌های همسایه بغلی

معرفی کتاب
آقای «پوف» مخترع است و خانه‌اش پر از اختراع‌های شگفت‎انگیز. این‌بار اختراع آقای پوف آن‌قدر هیجان‎انگیز است که به سراغ دوستش، «سام» در خانه کناری می‌‏رود و از او می‎خواهد بیاید و شاهکارش را ببیند. آقای پوف با یک سبد تخم دایناسور وارد اتاق می‌شود و بعد از چند لحظه، تخم‌ها یکی پس از دیگری تَرَک برمی‎دارند و سرِ کوچک دایناسورها بیرون می‎آید. دایناسورها هر لحظه بزرگ و بزرگ‎تر می‎شوند. سام و آقای پوف بدون معطلی باید کاری بکنند!

سلطان آشغالگردها

معرفی کتاب
«شیرمان» سگی است که اندامش از چهار سگ معمولی هم درشت‌تر است، در اداره پلیس آموزش دیده و سال‌ها با مجرمان و دزدها مبارزه کرده است؛ اما بعد از گشت سال‌ها، پیر و چاق شده و دیگر نمی‎تواند به سرعت بدود. حالا او بیشتر‌وقت‌ها گوشه کلانتری دراز می‎کشد و چرت می‎زند. رئیس کلانتری تصمیم می‎گیرد او را در بیابانِ خارج از شهر رها کنند، همان بیابانی که همه سگ‌ها و گربه‌های ولگرد را به آنجا رانده‌اند، سگ‌ها و گربه‌هایی که خود شیرمان آن‌ها را فراری داده است و حالا... .

از کجا می‌آیی گل سرخ!

معرفی کتاب
دخترک در انتهای کوچه، روی خاک نشسته و منتظر است. او آرزو می‎کند که مرد تند و نفس‌گیر از کوه پایین بیاید و پیشانی‎اش خیس از عرق شود. مرد هم تند می‎آید و حالا وقت چیدن گل‌هاست! او به دنبال مرد راه می‌افتد و دامنش را پر از گل می‎کند! اما بچه‌ها با سنگ‌های ریز و درشت می‎آیند! دخترک روبه‌روی خدای خانه می‌‎ایستد و برای مرد دعا ‏می‌کند، مردی که از کنار پایش گل‌ می‎روید! راز گل‌ها را فقط دخترک می‎داند و حتی به پدرش نیز نمی‎تواند بگوید؛ چون پدر از آن مرد متنفر است! دخترک می‎خواهد گل‌هایی را که از عرق مرد می‎روید، بچیند و به بچه‌ها بدهد تا دیگر مرد را با سنگ نزنند؛ اما... .

ناصر ایکس ری

معرفی کتاب
داستان این کتاب موضوعی اجتماعی دارد و روایت زندگی پسربچه‌ای به نام ناصر است که می‌تواند مانند دستگاه ایکس‌ری، درون همه اجسام و افراد را ببیند. داستان با همین محور پیش می‌رود و در این مسیر مسائل و مشکلاتی برای این نوجوان پیش می‌آید.

دریانوردان شجاع

معرفی کتاب
پدر «سارا» و «امیر» کوچولو، کاپیتان کشتی است. او بعد از مدت‌ها به خانه بازگشته است و بچه‎ها از دیدنش بسیار خوشحال هستند. این‌بار کاپیتان از دلفین‌ها می‎گوید که موجوداتی بسیار باهوش و بازیگوش هستند. بچه‎ها دلشان می‌‏خواهد آن‌ها را از نزدیک ببینند. روز بعد امیر با پدرش به مدرسه می‎رود و به پرسش همه بچه‌ها درباره دریا و سفرهایش پاسخ می‎دهد. مدتی بعد، کاپیتان و خانواده‌اش می‎خواهند به سفر دریایی بروند؛ اما قبل از رفتن، خانه‌شان را بیمه آتش‌سوزی می‎کنند! در ادامه داستان، هنگامی‌که سارا و امیر با پدر و مادرشان به طرف چاه‌بهار می‎روند، پدر برایشان از حمل‌و‌نقل دریایی می‎گوید و اینکه در صورت هرگونه صدمه، شرکت بیمه، خسارت را پرداخت می‏‌کند و... .