Skip to main content

به دنبال گنج

معرفی کتاب
«دونالد دیوید دانکن» که دوستانش او را به نام «دنیک» می‎شناسند، در تعطیلات زمستانی با دوستانش، «روث‎رُز» و «جاش»، به دیدن مادربزرگِ روث‌رُز در جریزه‎ای به نام «کی‎وست» در فلوریدا می‎روند. روزی که به فلوریدا می‎رسند، دو مرد را می‏‌بیند که از قایقشان برای پیدا کردن طلا در اعماق آب استفاده می‍‌‏کنند. آن دو مرد قول می‏‌دهند که طلاها را با بچه‌‏ها تقسیم کنند، به شرطی که آن‌ها از نقشه آن دو حمایت کنند و... .

باغ اسرارآمیز

معرفی کتاب
بعد از مرگ همسر آقای کراون، او فرزندش، «کولین» را در اتاق باغی که به همسرش تعلق دارد، زندانی می‏‌کند. او می‏‌ترسد پسرش گوژپشت باشد. برای همین درِ باغ را قفل کرده و کلیدش را زیر خاک پنهان می‌‏کند. در این میان، پسرعموی کراون که پزشک است، آرزوی مرگ کولین را دارد تا خودش وارث کراون شود. «مری»، خواهرزاده کراون، با مرگ والدینش در هند، به اجبار به خانه دایی‎اش می‎آید. پس از مدتی، مری به طور اتفاقی کلید باغ مخفی را پیدا می‌‏کند و... .

آزمایش‌های جدید و هیجان‌انگیز

معرفی کتاب
این کتاب در نُه بخش، شامل چندین آزمایش ساده و قابل اجرا برای کودکان است؛ آزمایش‌هایی درباره آب وهوا، تعادل، آب و یخ، ماسه، پرواز و فرفره‌ها، دیدن، شنیدن و... . این آزمایش‌ها مرحله به مرحله همراه با تصاویر شرح داده می‌شوند. همچنین در توضیح هر آزمایش، وسایل مورد نیاز، کارهایی که باید انجام شود و نتیجه آزمایش آورده شده است. کتاب
در پی آن است که انگیزه آزمایش و تحقیق را در کودکان تقویت کند.

لطفا سیرک به کتابخانه نبرید!

معرفی کتاب
قهرمان داستان به کتابخانه می‎رود. روی پوستری که در کتابخانه چسبانده شده است، نوشته: "می‌توانی هر کاری که دلت خواست توی کتابخانه بکنی." برای همین او تصمیم می‌گیرد یک سیرک در کتابخانه راه بیندازد...کتابدار به او می‌گوید زیاد سروصدا نکند!و او به کتابدار می‌گوید نگران نباشد او همه قوانین کتابخانه را می‌داند؛ ولی...

اژدهایی با قلب شکلاتی

معرفی کتاب
«اَوِ نتورین»، یک اژدهای جوان است که هنوز پولک‌های سخت و محافظش کاملاً شکل نگرفته‎اند. دنیای بیرون از غار خطرناک است؛ اما او باید به خانواده‌اش ثابت کند که می‎‌تواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد. پس دل به دریا می‏‌زند و به شکار انسان می‌رود! اژدهای جوان فریب انسان را می‎خورد و از شکلات داغ سحرآمیز می‌‏نوشد. حالا دیگر او ضعیف و بی‎دفاع است؛ نه چنگالی دارد، نه دندان‎های تیز و نه نفس آتشین؛ اما هنوز هم درنده‎ترین موجود کوهستان است و علاقه واقعی‎اش، یعنی شکلات را نیز کشف کرده است! اما... .

از سرزمین‌های انگور

معرفی کتاب
«اسپرانزا» فکر می‌‏کرد، زندگی همیشه فوق‎العاده خواهد بود. او فکر می‏‌کرد مراتع سرسبز و تاک‌های انگور و باغ رُز پدرش همیشه باقی می‌‏ماند و او همیشه لباس‎های زیبا و گران‎قیمتش را می‌‏پوشد و می‎تواند تا ابد، دست در دستِ گرمِ پدرش، در تاکستان قدم بزند؛ اما ناگهان دنیای او فرو می‎ریزد و... . اسپرانزا و مادرش راهی جز فرار ندارند. باید خانه و زندگی‌شان را در مکزیک رها کنند و به کالیفرنیا بروند؛ جایی که زندگی سختِ کارگری در اردوگاه مکزیکی‎ها انتظارشان را می‎کشد. آیا اسپرانزا می‏‌تواند با این وضعیت کنار بیاید؟

قلعه درختی

معرفی کتاب
خانه جدید «راسل» از خانه قبلی‌شان خیلی بهتر است، یک درخت افرای تنومند دارد که شاخه‌های خیلی بزرگی دارد. راسل از پدرش می‎خواهد که با هم خانه درختی بسازند؛ اما پدر از ساخت‌وساز و حتی از خانه درختی سردرنمی‎آورد. بالاخره بعد از هزار بار اندازه‎گیری و رفتن به ابزارفروشی، خانه درختی آرام‌آرام برپا می‎شود. خانه درختی راسل، ایوان و نورگیر و سُرسُره فرار ندارد؛ اما به نظر او بی‎نظیر است. از حیاطِ پشتیِ سه خانه آن‌طرف‌تر، سروصداهایی می‎آید؛ انگار آنجا هم در حال ساخت خانه درختی هستند... .

سبیل!

معرفی کتاب
پادشاه «دانکن» عاشق خودش است. او در تمام طول روز خودش را در آینه نگاه می‌‏کند و از همه می‎خواهد از زیبایی و جذابیتش حرف بزنند و تحسینش کنند؛ اما مردم شهر که از این وضعیت خیلی ناراحت هستند، تصمیم می‌گیرند دست به کار شوند و خواسته‌هایشان را به گوش پادشاه برسانند و او را از خواب خرگوشی بیدار کنند؛ ولی فردای آن روز پادشاه به جای اینکه برنامه‎ای برای آبادانی شهر تحویل دهد، تصویر ‎ بسیار بزرگی از خودش را به دیوار قصرش می‎زند که روی آن نوشته است: «من فوق‎العاده‎ام».

پشت پنجره

معرفی کتاب
پدر و مادر «علی» به مهمانی رفته‌اند و او در خانه تنهاست. قرار است تکالیفش را انجام دهد و بخوابد تا پدر و مادر بیایند. بعد از خاموش کردن چراغ، علی کسی را می‌‏بیند که پشت پنجره ایستاده است و دست‎هایش را به شیشه می‎کشد! او سعی می‎کند بخوابد؛ اما نمی‎تواند. پشت پنجره دوم اتاق، مار بزرگی نشسته و صورتش را به شیشه چسبانده است! او سعی می‎کند با شمردن اعداد به خواب برود؛ اما ناگهان دو پنجره باز می‎شود و... .

لامایونایتد

معرفی کتاب
یازده لاما، خاکسترِ بهترین فوتبالیست تاریخ را می‏‌خورند و تبدیل به فوتبالیست‌های محشری می‌شوند! لاما یونایتد با مربی‎گری پسربچه‌ای یازده‌ساله، به نام «تیم» و دوست عجیب و غریبش، «قاهره» و پیرمرد اسکاتلندی برنده جام جهانی، وارد مسیر شگفت‎انگیز بازی‎های یک جام می‎شوند؛ اما چه کسی دوست دارد به تیم لاماهای مشنگ ببازد؟ تیم‌های رقیب، تمام تلاششان را می‎کنند تا راه لامایونایتد را سد کنند. وقتی پای باارزش‌ترین جام فوتبال دنیا در میان باشد، آن‌وقت فوتبال، بازی خشن و ناجوانمردانه‎ای می‎شود!