Skip to main content

دنیای بزرگ هلن: زندگی هلن کلر، چیرگی بر ناشنوایی و نابینایی

معرفی کتاب
«هلن کلر» در نُه ماهگی بینایی و شنوایی‌اش را از دست می‌دهد؛ اما به کمک معلمی که خود ضعف بینایی دارد، می‌تواند به مشکلاتش غلبه کند. هلن خیلی زود خواندن خط «بریل» را یاد می‌گیرد و به مدرسه راه پیدا می‎‌کند. سال‌ها بعد وارد دانشکده مدرسه بانوان «کیمبریج» می‌شود و زندگی‌نامه خود را منتشر می‌کند. هلن بعد از فعالیت‌های فراوان در زمینه‌های حقوق زنان، کنترل تولد، آزادی‌های مدنی و عدالت برای سیاهپوستان امریکا، مدال آزادی ریاست‌جمهوری را دریافت می‌کند.

پیامبر(ص)

معرفی کتاب
این کتاب درباره دوران میانسالی پیامبر اکرم (ص) نوشته شده و از «قرآن کریم»، «نهج‌البلاغه» و همچنین کتاب‌ها و روایت‌های معتبر بهره برده است. داستان با سه پرسش قریش از پیامبر آغاز می‌شود. پیامبر شادمان از ایمان آوردن آن‌ها، پاسخ پرسش‌ها را به فردای آن روز موکول می‌کنند؛ اما بنا به دلایلی پاسخ دادن را به تأخیر می‌اندازند. قریشیان به تصور خود، پیروز شده‌اند؛ اما پس از پانزده روز، پیامبر لب به سخن می‌گشایند و پاسخ آن‌ها را می‌دهند.

اژدها سوار ی

معرفی کتاب
«جیلی» آرزو داشت یک اژدها داشته باشد. او از پدر و مادرش می‌خواهد که برای روز تولدش یک اژدها بخرند. مادر برای جیلی توضیح می‌دهد که چنین موجودی وجود ندارد؛ اما جیلی برای اثبات حرفش روزنامه‌ای را نشان آن‌ها می‌دهد که مطالبی درباره اژدها نوشته است. پدر جیلی با دیدن تاریخ روزنامه متوجه همه‌چیز می‌شود. تاریخ روزنامه، روز اول آوریل، روز دروغ گفتن و دست‌انداختن است، روزی که همه سعی می‌کنند دروغی بگویند که همه باور کنند. جیلی با ناراحتی روزنامه را دور می‌اندازد و همه فکر می‌کنند که او دیگر اژدها را فراموش کرده است؛ اما... .

شهر معمولی

معرفی کتاب
«فلیسیتی» دوازده سال دارد. او با مادر و خواهر و گربه‌اش به دره «نیمه‌شب» می‌روند که زادگاه مادرش است. فلیسیتی برای اولین‌بار جایی را پیدا می‌کند که می‌تواند خاطرات خوب بسازد و شاید دوستی هم پیدا کند. مردم شهر می‌گویند که سال‌ها پیش، دره نیمه‌شب، شهری جادویی بوده است. فلیسیتی احساس می‌کند هنوز کمی از آن جادو در دره وجود دارد؛ چراکه فکر می‎کند جادو در حال قایم‌باشک‌بازی است. او به دنبال راه‌حلی است تا جادو آزاد شود.

بطری عجیب

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتاب‌های «داستان‎های جادویی» است. آقای «پلاستیک‌جمع‌کن» یک بطری دربسته را در سطل زباله پیدا می‌کند؛ اما هر چه تلاش می‌کند، نمی‌تواند درِ آن را باز کند، برای همین خسته می‌شود و آن را دور می‎اندازد. در همان موقع، آقای «خرت و پرت جمع‌کن» بطری را پیدا می‌کند. او به هر زحمتی است، در بطری را باز می‎کند و... آن بطری جادویی است!

بازگشت به زمین

معرفی کتاب
این کتاب جلد نهم از مجموعه کتاب‌های «زاک پسر کهکشان» است. «زاک»، قهرمان داستان، برای اولین‌بار از زمانی که به سیاره «نبولن» اسباب‌کشی کرده است، به زمین سفر می‌کند. او منتظر است تا به قُلدر قدیمی کلاس و دوست جدیدش، «ست استیونز» جاهای جالب شهرشان در زمین را نشان بدهد؛ اما سگ زاک، «لونا»، فرار می‌کند و گم می‌شود. حالا پسرها مجبورند دنبال او بگردند.

ربات عجیب

معرفی کتاب
این کتاب جلد هشتم از مجموعه کتاب‌های «زاک پسر کهکشان» است. در این داستان، «زاک» مشتاق دیدن، «سارا»، ربات خدمتکار خانگی فوق‌پیشرفته‌ای است که پدرش آن را اختراع کرده است. در آغاز سارا کارش را عالی انجام می‌دهد و به همه کمک می‌کند؛ اما بعد به طرز عجیبی به زاک علاقه‌مند می‌شود و دیگر از کنار او تکان نمی‌خورد. آیا زاک می‌تواند راهی برای خلاص شدن از این مشکل پیدا کند؟

شهامت دریک

معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه کتاب‌های «زاک پسر کهکشان» است. این داستان درباره دوست «زاک»، «دریک»، است. او از آب می‌ترسد و شنا بلد نیست! زاک با صبر و حوصله کاری می‌کند که ترس دریک از آب، از بین برود؛ اما شنا کردن با آب‌بازی فرق دارد. آیا دریک می‌تواند بر ترس‌هایش غلبه کند و زاک را در یک ماجرای کهکشانی دیگر همراهمی کند؟

کریسمس سبز

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتاب‌های «زاک پسر کهکشان» است و در این قسمت، فقط چند روز به کریسمس مانده است که «زاک» و خانواده‎اش تصمیم می‌گیرند به شهر «ورمونت»، در زمین بازگردند؛ اما توفان کیهانی بزرگی آغاز می‌شود و آن‌ها مجبور می‌شوند سفرشان را لغو کنند. زاک خیلی ناراحت است تا اینکه دانه‌های سبزرنگی را می‌بیند که از آسمان می‌بارند. آیا ممکن است آن‌ دانه‌ها برف باشند؟

سه دوست

معرفی کتاب
این کتاب جلد پنجم از مجموعه کتاب‌های «زاک پسر کهکشان» است. قهرمان این داستان‌ها، پسری به نام «زاک» است که به سیارات مختلف سفر می‌کند. در این داستان، زاک از اینکه بهترین دوستش در زمین، «برت جونز» به دیدار او می‎آید، هیجان‌زده است؛ اما وقتی در سیاره «نبولن» او را معرفی می‌کند، دردسرها شروع می‌شود. «دریک» احساس می‌کند که آن دو با او دوست نیستند و... .