شهید محمود شاهدی
معرفی کتاب
جلد 23 از مجموعه «ستارگان حرم کریمه»، روایتی از ابعاد شخصیتی شهید «محمود شاهدی»، فرمانده گردان علیبنجعفر (ع) استان قم است. شهید شاهدی فرزند «قنبرعلی» در سال 1342 در قم چشم به جهان گشود. او در 15 مرداد 1362 در عملیات والفجر 3، در غرب کشور که در تنگه دربند عراق انجام شد، بر اثر انفجار مین به شهادت رسید. نویسنده در این کتاب با بیان خاطراتی از شهید به روایت خانوادهاش و نیز متن وصیتنامه و تصاویری از دوران زندگی این شهید، خواننده را با سیر و سلوک رفتاری او آشنا میکند.
شهید سیدمحسن روحانی
معرفی کتاب
شهید «سیدحسین روحانی» در زندگی خود به درستی و حقیقت گرایش داشت و در راه دین خستگیناپذیر بود.پس از پیروزی انقلاب، با شرکت در جنگ تحمیلی، به عنوان مسئول عقیدتی _ سیاسی لشگر 17 علیابنابیطالب در سال 1365، در جزیره مجنون به شهادت رسید. جلد 16 از مجموعه «ستارگان حرم کریمه»، زندگی این شهید را بررسی میکند. این بررسی در پایان کتاب به روایت تصویر انجام شده است.
شهید فضلالله خراسانی
معرفی کتاب
«فضلالله» پسر ارشد خانواده بود. او از کودکی کمکحال پدر بود و در حالی که درس میخواند، کشاورزی و دامداری هم میکرد و البته از ورزش هم غافل نبود. حضور او در جبهه، وزنه سنگینی به حساب میآمد. فضلالله به خاک دشمن میزد، وجب به وجب آن را اندازه میگرفت و برمیگشت. گزارشهای دقیق افرادی مانند او، نقشههای فرماندههان عراقی را نقش برآب میکرد. فضلالله خراسانی در سال ۱۳۶۵ در شهر «مهران» دعوت حق را لبیک گفت و به شهادت رسید.
شهید رفعتالله علیمردانی
معرفی کتاب
«رفعتالله» از کودکی کمکخرج خانواده بود و فرصتی برای درس خواندن نداشت، مگر تا ششم ابتدایی، اما هوش و استعداد بینظیرش باعث شد که نهتنها زبان عربی و ترجمه قرآن، بلکه زبان انگلیسی را هم بیاموزد.در جبهه برای جوانهای پانزده، شانزده ساله پدری میکرد و همه جوره برایشان مایه میگذاشت؛ حتی با شستن لباسهایشان. رفعتالله مردانی در سال ۱۳۶۱ در عملیات محرم به شهادت رسید.
شهید مسعود پرویز
معرفی کتاب
«مسعود» پسر زرنگی بود و دبستان و راهنمایی و دبیرستان را در قزوین خواند. سپس همراه برادرش به تهران رفت و هم درس خواند، هم کار کرد و به دلیل ضعیفی چشم از سربازی معاف شد. مسعود عاشق کتاب بود و تازه مغازه کتابفروشی باز کرده بود که بنای سپاه گذاشته شد. او هم سپاهی شد و با اولین گروهها به کردستان، قصر شیرین و ایلام و... رفت. در جنگ ایران و عراق چندین بار مجروح شد و سرانجام در بیست و یک رمضان ۱۳۶۱ به شهادت رسید.
شهید ابراهیم یعقوبی
معرفی کتاب
«ابراهیم» بعد از مدرک ابتدایی، برای راهنمایی و دبیرستان به ساوه رفت. تا فصل درس بود، پای درس و مشق مینشست و تابستانها هم میرفت سر کار. بوی مبارزه که به مشامش خورد، پسر امام شد و مسجد هم پاتوقش شد. سال ۶۰ با لباس سبز پاسداری به جنوب رفت. فرمانده دسته و گروهان و گردان، مسئولیتهای او در روزهای سخت جنگ بود. سال ۶۵، پاشنه پایش در «مهران» جا ماند و سرانجام در تیر ماه ۱۳۶۷ در خط پدافندی «مریوان» به شهادت رسید.
شهید حسین انصاری
معرفی کتاب
کتاب حاضر جلد 25 از مجموعه «طلایهداران جبهه حق» و درباره زندگی شهید «حسین انصاری» است. او قائممقام پادگان حُر، قرارگاه حمزه سیدالشهدا، بود. در بخشی از کتاب میخوانیم: «ما که با مردم دعوا نداریم، باید اینها را جذب و هدایت کنیم. حواسمون باشه از دین و قرآن طرد نشن...». پایان کتاب دربردارنده وصیتنامه و تصاویری از شهید انصاری است.
شهید محمود جهانپناه
معرفی کتاب
در بهبهان به دنیا آمد. زمانی که چهار سال داشت، پدرش را از دست داد. در کنار درس و مشق، جلسههای قرآن و مجالس مذهبی هم میرفت. بعد از انقلاب، هم در انجمن اسلامی دبیرستان فعالیت میکرد، هم به پایگاه میرفت. منافقان و گروهکهای وابسته باید ریشهکن میشدند. سال ۶۰ لباس سپاه به تن کرد و همان سال بود که منافقان، بمبی در خانهشان انداختند؛ اما خواست خدا چیز دیگری بود. او و برادرش ماندند و به جبهه رفتند. سال ۶۵ پدر شد؛ ولی باز هم راهی جبهه شد. حالا او فرمانده گردان «بنیهاشم» بود و سرانجام در اولین روز ماه رمضان، روی خاک «فکه»، سرش را تقدیم اسلام کرد.