Skip to main content

خانه‌ای برای مورچه

معرفی کتاب
مورچه تنبل دلش نمی‌خواهد هیچ کاری بکند. به همین علت، مورچه‌ها او را از شهر بیرون می‎کنند. مورچه تنبل یک کندوی عسل پیدا می‌کند؛ اما نمی‌تواند عسل درست کند. سپس یک سیب پیدا می‌کند؛ ولی حتی نمی‌تواند سیب را هم سوراخ کند. او تصمیم می‌گیرد به شهر مورچه‌ها بازگردد و همراه آن‌ها کار کند.

آدمک با‌سواد

معرفی کتاب
در این داستان کودکان با چگونگی کار کردن چراغ‌ راهنمایی و رانندگی آشنا می‌شوند. آدمک سبز و آدمک قرمز دو نماد چراغ راهنمایی، از زندگی خود راضی نیستند، به ویژه آنکه آدمک سبز دوست دارد وضعیت زندگی‌اش را تغییر دهد. او متوجه می‌شود که اگر هر کس وظیفه خود را به درستی انجام دهد، همه می‌توانند در کنار هم شاد و خوشحال زندگی کنند.

صورتی مثل ابر

معرفی کتاب
پسرک در حال توپ‌بازی است که توپ به دست ابرها می‌افتد و آن‌ها مشغول بازی می‌شوند. آن‌ها ابر کوچولوی صورتی را بازی نمی‌دهند و ابر کوچولو گریه می‌کند و باران می‌بارد. پسرک توپ بچگی‌اش رابه ابر صورتی می‌دهد. فردای آن روز توپ‌ها کنار حیاط هستند؛ ولی... .

بابا کفتری و جوجه‌اش

معرفی کتاب
«جوجه‌کفتر» با پولی که «باباکفتر» داده است، به خرید می‌رود و وقتی برمی‎گردد، بقیه پول را در جیب کت باباکفتر می‎گذارد؛ ولی باباکفتر پول را پیدا نمی‌کند و سر جوجه، داد می‌زند. ظهر همان روز، باباکفتر به خانه می‌آید و از جوجه عذرخواهی می‌کند؛ چون زود قضاوت کرده است.

دامن گل‌گلی

معرفی کتاب
«بهاره» و «یلدا» با هم قهر هستند. زنگ نقاشی است و آن‌ها شروع به نقاشی می‌کنند. بهاره و یلدا، اشکال هندسی می‎کشند. مانند دایره، مربع، مثلث و... . اشکال هندسی با هم دوست می‌شوند و بازی می‌کنند. سرانجام بهاره و یلدا هم آشتی می‌کنند.

سیب‌زمینی و اژدها

معرفی کتاب
اژدها هر روز، از توی زمین، چند تا سیب‌زمینی درمی‌آورد و می‌خورد؛ اما آن روز هر چه زمین را می‌کَند، سیب‌زمینی پیدا نمی‌کند. اژدها خسته و گرسنه گوشه‌ای می‌نشیند؛ اما او روی ریل قطار نشسته است! مردم سعی می‌کنند او را از آنجا دور کنند؛ ولی موفق نمی‌شوند تا اینکه مرد سیب‌زمینی‌فروش از آنجا رد می‌شود و... .

آینه‌ نازنین

معرفی کتاب
نازنین جلوی آینه ایستاد و اخم کرد. آینه هم اخم کرد. نازنین عصبانی شد؛ چون فکر می‌کرد آینه او را مسخره می‌کند. مادر به نازنین گفت: « حالا لبخند بزن» و آینه هم لبخند زد. نازنین متوجه شد که می‌تواند زیباترین‌ها را در زندگی‌اش رقم بزند.

فیل دماغ

معرفی کتاب
فیل بدون دماغ است و خرطوم هم بدون فیل. آن‌ها هر کدام فکر می‌کنند بدون هم می‌توانند زندگی کنند و به راه خودشان ادامه می‌دهند؛ اما هر دو به این نتیجه می‌رسند که باید با هم باشند. فیل به خرطوم قول می‌دهد که دیگر از هم جدا نشوند.

نرمولک بی‌ادب

معرفی کتاب
دختر کوچولو یک تکه ابر را می‌گیرد و با خود به خانه می‌برد. ابر هر کاری می‌کند، دختر کوچولو آن را رها نمی‌کند. او می‌خواهد با ابر بازی کند و آن را به رختخواب می‌برد. صبح که دختر کوچولو از خواب بیدار می‌شود، مادر نگاهی به تشک او می‌اندازد و عصبانی می‌شود؛ ولی آخر چرا؟

خوابِ آبی

معرفی کتاب
«مرجان» و دریا دوستان قدیمی هستند. مرجان از بچگی کنار دریا بزرگ شده است و همیشه با دریا درد دل کرده؛ ولی دریا هیچ‌ وقت جواب مرجان را نداده است. مرجان با دریا قهر می‌کند؛ ولی باز هم شب، وقتی همه خواب هستند، کنار دریا می‌رود و گریه می‌کند که ناگهان یک پری دریایی ظاهر می‌شود.