Skip to main content

رنگ زیبای خیال 1

معرفی کتاب
کتاب حاضر دربردارنده داستانی تصویری است و درباره دختربچه‌ای است که حوصله‌اش سر رفته است؛ چون همه اعضای خانواده مشغول کارهای خودشان هستند. دختر بچه مداد شمعی قرمزی پیدا می‌کند و با آن یک در می‌کشد. در جادویی است و به دنیایی ناشناخته و هیجان‌انگیز باز می‌شود.

به چی داری فکر می‌کنی؟

معرفی کتاب
دو لاک‌پشت که با هم دوست هستند، کلاهی پیدا می‌کنند؛ ولی فکر می‌کنند که درست نیست فقط یکی از آن‌ها، کلاه داشته باشد؛ بنابراین، کلاه را رها می‌کنند و به راه خود ادامه می‌دهند. آن‌ها بعد از تماشای غروب خورشید، به خواب می‌روند و خواب می‌بینند که... .

متین و دوست بینی مدادی‌اش

معرفی کتاب
«متین» موقع بازی، تمام اسباب‌بازی‌هایش را پخش می‌کند و بعد از بازی آن‌ها را جمع نمی‌کند. روزی متین و عروسک خمیری‌اش که تازه آن را درست کرده است، کوچک می‌شوند و می‌توانند به همه جای خانه سفر کنند. با اتفاقاتی که رخ می‌دهد، متین تصمیم می‌گیرد از آن پس اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند.

اسکیپی‌جون

معرفی کتاب
«اسکیپی» بچه‌گربه‌ای معمولی نیست. او جنگجویی شمشیرباز و آماده نبرد با راهزنان جهان است. این گربه چالاک، با کمی تخیل و با خوشحالی نقاب می‌زند و شنل می‌پوشد و زنبور عسل غول‌پیکر را به مبارزه می‌طلبد تا راهی برای نجات دنیا پیدا کند.

دایناخوارهای سیراسور

معرفی کتاب
«چتری داینا» به خواب بهاره رفته است و برای بیدار شدن او، معجون تخم خزندگان دریایی لازم است؛ اما دایناسورها حاضر نیستند به هیچ‌وجه وارد دریا شوند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند سورنا را به دریا بفرستند. در این میان دایناهایی که در جلسه انجمن مدرسه شرکت کرده بودند، ناپدید می‌شوند و... .

داینابرک‌های جنگولک

معرفی کتاب
بچه دایناسورها یکی پس از دیگری ناپدید می‌شوند و هیچ‌کس نمی‌داند چه اتفاقی افتاده است. «سورنا» فکر می‌کند بچه‌دایناها قایم‌موشک بازی می‌کنند؛ اما او باید برای پیدا کردن آن‌ها به اعماق دریا برود و بچه‌ها را از دست «داینابَرَک‌ها» نجات دهد.

تیش‌تیشاسورهای آتشین

معرفی کتاب
در این داستان دایناسورها به خاطر بخار شدن «برفی‌سورها» جشن گرفته‌اند؛ اما در میان جشن متوجه می‌شوند که «تیش‌تیشاسورها» را عصبانی کرده‌اند و آن‌ها ممکن است دایناسورها را «جزغاله‌سور» کنند و باز هم «سورنا» باید راهی برای نجات دایناسورها پیدا کند.

تخم‌لوچه‌های یخی

معرفی کتاب
«دایناجادو» با خواب ترسناکی که می‌بیند، به سراغ کتاب پیشگویی دایناسورها می‌رود. در کتاب پیشگویی از سرمایی صحبت شده است که باعث می‌شود تخم دایناسورها به «تخم لوچه» تبدیل شود؛ اما درحقیقت تخم‌های «ملکه‌داینا» واقعاً در حال یخ زدن هستند و ملکه بسیار ناراحت و نگران است. دایناجادو و «سورنا» همراه «شاه‌داینو» نزد «داناداینا» می‌روند تا برای این وضعیت فکری بکنند.

داینامیل فوق محرمانه

معرفی کتاب
«سورنا» قهرمان بازی‌های کامپیوتری است. او روزی ایمیلی محرمانه دریافت می‌کند، مبنی بر اینکه باید دایناسورها را نجات دهد. سورنا در حین خواندن ایمیل، به درون لپ‌تاپ کشیده می‌شود و به سرزمین دایناسورها می‌رود. او با موجودات عجیب و غریبی مبارزه می‌کند و با حوادث خطرناکی روبه‌رو می‌شود؛ اما آیا می‌تواند با موفقیت این مأموریت را انجام دهد؟

مهمانی عصرانه در جنگل

معرفی کتاب
در یک روز برفی"کیکو" از خانه خارج می شود تا کیکی را به مادربزگش برساند. کیکو به دنبال قدمهای پدرش راه می افتد و درست زمانی که فکر می کند به خانه مادربزرگش رسیده، درمی یابد جای پاها متعلق به یک خرس بزرگ است که کیکو به دنبال او راه می رفته است. او متعجب می شود و گوسفندی را می بیند که پشت همان در ایستاده است. حیوانات دیگری از راه می رسند و کیکو به مهمانی بعد از ظهر در خانه خرس فراخوانده می شود. بعد از مهمانی حیوانات به کیکو کمک می کنند که به خانه مادر بزرگش برسد.