Skip to main content

در جستجوی غول

معرفی کتاب
در داستان «در جستجوی غول» می‌خوانیم: «خبر رسیده این دوروبرها یک غول‌ پیدا شده. مردم وحشت کرده‌اند. از قدیم گفته‌اند روبه‌رو شدن با غول‌ها کار شوالیه‌های باهوش و شجاع است. وای نه! انگار قرار است یک شوالیه‌ی بی‌دست‌وپا و خجسته به شکار این غول برود. البته درست است که شوالیه‌ی ما نادان و دست‌وپا چلفتی است، اما خیلی هم نترس و خوش‌شانس است. حالا به نظرت می‌تواند غول خیلی خیلی بزرگ را شکار کند یا دست از پا درازتر به خانه برمی‌گردد؟ اگر می‎‌خواهی با شوالیه‌ی ما و ماجراهای خنده‌دارش آشنا شوی، معطل نکن! کتاب را مطالعه کن.

در جستجوی اژدها

معرفی کتاب
در کتاب «در جستجوی اژدها» داستان پادشاهی است که از ترس اژدها نمی تواند بخوابد، بنابراین سه شوالیه خود را به بیرون می‌فرستد تا آن را پیدا کنند. تنها با یک شمع، آنها به تاریکی می‌روند. اما هر شکل مشکوکی چیز دیگری است، تا اینکه شوالیه‌ها با اطمینان به خانه برمی‌گردند و متوجه نمی‌شوند که چه چیزی پشت سرشان است. در داستان می‌خوانیم: «سلاااام، من قرار است به شکار اژدها بروم. باورتان نمی‌شود که شوالیه‌های دیگر به من گفتند: «فکر نمی‌کنیم بتوانی اژدها پیدا کنی. اصلاً چیزی به نام اژدها وجود ندارد.» من هم گفتم: «بی‌خیال دوستان. اتفاقاً من فکر می‌کنم که اژدها وجود دارد. قرار است یکی‌شان را پیدا کنم و با او بجنگم.» می‌دانم که آن‌ها فکر می‌کنند من خیلی پخمه و دست و پا چلفتی‌ام، اما اشتباه می‌کنند. من برای شکار اژدها نقشه دارم؛ یک نقشه‌ی درست و حسابی. ایناهاش! نقشه گفته...»

دختر ترامپ خواستگار این مرد است!

معرفی کتاب
ماجرای کتاب «دختر ترامپ خواستگار این مرد است!» حول نویسنده‌ای پیش می‌رود که مدتی را برای نوشتن داستان جدیدش در خانه تنها مانده است و خانواده‌اش دور و در سفرند. زمانی که او از خانه خارج می‌شود، با راننده‌ای مواجه می‌شود که سوالی مشکوک و عجیب می‌پرسد، سوالی درباره‌ی دختر ترامپ و خواستگاری و اینکه آیا اگر دختر ترامپ از نویسنده خواستگاری کند با او ازدواج خواهد کرد یا خیر؟ قسمت ترسناک ماجرا اینجاست که دو مسافر قبلی که این سوال از آن‌ها پرسیده شده ناپدید شده‌اند. هنگامی که راننده مرد را تا خانه تعقیب می‌کند، نویسنده وحشت‌زده می‌شود و دیگر تاب در خانه ماندن را ندارد...

او با مبل آمد!

معرفی کتاب
کتاب «او با مبل آمد» داستانی تصویری و خیال‌انگیز است که با زبانی ساده و روایتی طنزآمیز، مخاطب خردسال را به دنیایی پر از شگفتی می‌برد. در این داستان، ورود ناگهانی موجودی ناشناخته همراه با یک مبل، نظم خانه‌ را بر هم می‌زند و ماجرایی تازه و غیرمنتظره را رقم می‌زند. نویسنده در قالب این روایت فانتزی، مفاهیمی همچون پذیرش تفاوت‌ها، مواجهه با تغییر و کنجکاوی کودکانه را مطرح می‌کند. تصاویر پویای کتاب، هماهنگ با متن، به غنای روایی اثر افزوده و تخیل کودک را برمی‌انگیزد. «او با مبل آمد» اثری مناسب برای بلندخوانی و گفت‌وگو با کودک درباره‌ی احساسات، هیجان‌ها و ماجراجویی‌های ذهنی است که در قالبی داستانی ارائه شده است.

یک سرباز جدید برای یأجوج کبیر

معرفی کتاب
کتاب «یک سرباز جدید برای یأجوج کبیر» درباره‌ی شهاب دانش‌آموزی درس نخوان است که در شب تولدش به وسیلۀ موبایلی مرموز در راه سرباز شدن برای یأجوج کبیر قرار می‌گیرد. وقتی دنیا دیگه آن چیزی نیست که فکر می‌کنی…یک پسر نوجوان به‌ظاهر عادی، به‌طرزی عجیب وارد دنیای یک سازمان پنهانی می‌شود؛ سازمانی تحت فرمان موجودی باستانی و ناشناس به نام یأجوج! دوستانش تغییر کردند، آدم‌های اطرافش مثل قبل نیستند و انگار یک نیروی تاریک کم‌کم همه‌چیز رو می‌بلعد. حالا وقت آن است که تصمیم‌های بزرگ گرفته شود… انتخاب‌هایی که می‌توانند سرنوشت دنیا رو عوض کنند!

کوزت‌های دهه شصت

معرفی کتاب
کتاب «کوزت‌های دهه شصت»، داستانی نوستالژیک و طنزآمیز است که به مقایسه زندگی در دهه شصت و زندگی مدرن امروزی می‌پردازد. این کتاب، داستان زندگی مادری است که در دهه شصت، با وجود کمبودها و سختی‌های اقتصادی، با روحیه امید و تلاش، زندگی را پیش می‌برد. نویسنده کتاب، در این داستان، به شکلی طنزآمیز، به ویژگی‌های جوانان دهه شصت اشاره می‌کند و در عین حال، به احترام و اطاعت از والدین در آن دهه نیز اشاره دارد. در مقابل، دختر این مادر، که در نسل جدید زندگی می‌کند، با دنیای مدرن و چالش‌های آن دست و پنجه نرم می‌کند. این کتاب با زبان طنز، تفاوت‌های این دو نسل را در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به تصویر می‌کشد و حس نوستالژی و زیبایی‌های از دست رفته دهه شصت را در خواننده زنده می‌کند.

دیوانگی مسری

معرفی کتاب
کتاب «دیوانگی مسری» با بیانی طنز اهمیت خانواده و روابط صمیمی بین آنها را به رشته تحریر درآورده است. در کتاب می‌خوانیم: «پدرم برای حقوق بیشتر دیگر به خانه سر نمی‌زند و قیافه‌ی من را فراموش کرده است. مادرم به‌خاطر یک بشقاب غذای سالم، خانه را به کانون اصلاح و پرورش گیاهان ارگانیک تبدیل کرده است. برادرم این‌قدر دست‌شویی نرفته و پای بازی کامپیوتری نشسته که راهی بیمارستان شده است و ما برای موفقیت بیشتر در مدرسه حتی اجازه‌ی نفس‌کشیدن نداریم و آخر هفته‌ها هم به مدرسه می‌رویم و... بله، ‌ اطراف من حتی یک فرد عادی هم باقی نمانده و این دیوانگی مسری دامن همه را گرفته! حالا شما می‌گویید نکند فقط تو عادی هستی؟ بله. من تنها فرد عادی شهر هستم و خوشبختانه روحیه‌ی جنگجویی هم دارم و اگر برای نجات شهر یک ابرقهرمان لازم باشد آن من هستم و آقا توفیق که خیلی هم عادی نیست ولی خب...»

چون و چرا؟

معرفی کتاب
این کتاب تصویری و طنزآمیز، کودک را با مجموعه‌ای از پرسش‌های کنجکاوانه درباره‌ی حیوانات آشنا می‌کند. از اینکه چرا هشت‌پا سه قلب دارد، تا اینکه چرا مورچه‌ها نمی‌خوابند یا چرا شترمرغ پرواز نمی‌کند.
روایت کتاب با زبانی ساده و شوخ‌طبع، پاسخ‌هایی علمی و سرگرم‌کننده به این پرسش‌ها می‌دهد و حس کنجکاوی کودک را برمی‌انگیزد. هر صفحه با تصویرگری‌های رنگی همراه شده تا کودک هم بخندد و هم یاد بگیرد.

چه بلایی سر دایناسورها آمد؟

معرفی کتاب
کتاب «چه بلایی سر دایناسورها آمد؟ » یک کتاب کودکانه است که به زبانی ساده و با تصاویری جذاب به این سؤال پاسخ می‌دهد که چرا دایناسورها منقرض شدند؟ همه فکر می‌کنند که دایناسورها در عصر یخبندان منقرض شده‌اند. هیچ کس خبر ندارد دقیقاً چه اتفاقی برایشان افتاده است. این کتاب با روایتی طنزآمیز و خلاقانه، به کودکان می‌گوید که دایناسورها به دلیل سرما و نداشتن لباس مناسب برای گرم شدن، از بین رفتند. داستان با این جمله شروع می‌شود که هوا سرد و سردتر می‌شود و دایناسورها از سرما می‌لرزند. کودکان در داستان متوجه می‌شوند که دایناسورها نمی‌توانند لباس ببافند و همین موضوع باعث می‌شود که نتوانند خود را گرم نگه دارند و در نهایت از بین می‌روند.

سفر به مریخ

معرفی کتاب
کتاب «سفر به مریخ» یک کتاب علمی-تخیلی است که به بررسی امکان و چالش‌های سفر به سیاره مریخ می‌پردازد. در این کتاب، نویسنده با استفاده از زبان ساده، مفاهیم علمی مربوط به فضا و سیاره مریخ را برای خوانندگان توضیح می‌دهد. همچنین، چالش‌های پیش‌روی فضانوردان در سفری طولانی به مریخ و زندگی در این سیاره را به تصویر می‌کشد. در کتاب می‎‌خوانیم: «مریخ سکوت و آرامش را دوست دارد و هنگامی که سروکله‌ی بازیدکننده‌های ناخوانده پیدا می‌شود، خوشحال نمی‌شود، اما وقتی آن‌ها آن‌جا را ترک می‌کنند، مریخ متوجه می‌شود که تنها بودن خیلی هم خوب نیست.»