دهکدهای که از بیحوصلگی پُکید
معرفی کتاب
خانم پرافاده که در فانوس دریایی زندگی میکرد، دربارهی اهالی دهکده که غیر از کارهای خودشان به چیز دیگری علاقه نشان نمیدادند احساس عجیبی داشت. از نظر او، دهکده به معنای واقعی راکد مانده بود، انسانها قادر نبودند زیباییهای اطرافشان را ببینند. بالاخره روزی اهالی دهکده از فرط بیحوصلگی یکییکی پُکیدند. اول معلم بازنشسته آقای نپرس، بعد آقای فرناندو که همواره کلاه داشت و بعد خانم قصهگو... با پُکیدن دکتر دهکده، آقای جانسِوَر، فکر بکری به ذهن بولوتِ خیالپرداز که برای تعطیلات نزد پدربزرگش آقای نپرس آمده بود رسید... کتاب با لحن طنزآمیزش مخاطب را وادار میکند دربارهی کنجکاوی، اکتشاف و خیالپردازی فکر کند. داستانی دوستداشتنی که به یادمان میآورد زندگی انسانها با رؤیاها، احساسات و آرزوهاست که رنگارنگ و لذتبخش میشود.
دیکتاتوری با اخلاق سگی
معرفی کتاب
رمان طنز «دیکتاتوری با اخلاق سگی» رمان طنزی با موضوع زندگی صدام حسین است. این رمان خاطرات روزنوشت فرزند نوجوان صدام است که درباره حملهی پدرش به ایران، ارتباط او با اسرائیل، حملهی او به کویت و نهایتا، حملهی امریکا به عراق صحبت میکند و با زبان طنز همهچیز را می گوید و از جنایات پدرش پرده برمیدارد. کتاب با قلمی جذاب و شیرین وقایع تاریخی را بیان میکند.
در بخشی از این کتاب میخوانیم: «خبرنگار پرسید: «چه برنامههایی برای همسایه شرقی کشورمان دارید؟ » بابا گفت: «والا برنامه خاصی نداریم. هنوز فکری نکردهایم. اما دوتا درخواست از آنها داریم؛ یکی اینکه در امور داخلی ما دخالت نکنند، دوم اینکه اجازه بدهند ما در امور داخلی آنها دخالت کنیم.».
در بخشی از این کتاب میخوانیم: «خبرنگار پرسید: «چه برنامههایی برای همسایه شرقی کشورمان دارید؟ » بابا گفت: «والا برنامه خاصی نداریم. هنوز فکری نکردهایم. اما دوتا درخواست از آنها داریم؛ یکی اینکه در امور داخلی ما دخالت نکنند، دوم اینکه اجازه بدهند ما در امور داخلی آنها دخالت کنیم.».
اما
معرفی کتاب
کتاب «اِما»، رمانی درباره دختری به نام اِما است که در شهری کوچک در انگلستان زندگی میکند. اِما، دختری باهوش و ثروتمند است که فکر میکند خیلی خوب میتواند دیگران را راهنمایی کند و برای آنها تصمیم بگیرد. او دوست دارد برای بقیه نقشه ازدواج بکشد و فکر میکند همیشه درست حدس میزند، ولی گاهی اشتباهاتش باعث دردسر میشود. داستان «اما» پر از ماجراهای جالب، شخصیتهای دوستداشتنی و اتفاقات خندهدار است که مخاطب را به دنیای زیبای قرن نوزدهم میبرد. این کتاب نشان میدهد که چطور قضاوتهای عجولانه و دخالتهای بیجا در زندگی دیگران میتواند عواقب ناخوشایندی داشته باشد و چقدر مهم است که قبل از هر تصمیمی، خوب فکر کنیم و به حرفهای دیگران هم گوش بدهیم.
بچههای داجسیتی
معرفی کتاب
این اثر با زبان طنز، داستان سه نوجوان است که اتفاقات تلخ و شیرینی را در محله و مدرسه رقم میزنند و سپس تحت تأثیر دوستان شهید خود به جبهه میروند. در بخشی از این کتاب آمده است: «برای آمادگی جسمانی، پیادهروی زیاد میرفتیم. باید شیوهی نزدیک شدن به دشمن بدون اینکه متوجه ما بشه رو تمرین میکردیم. تمام تجهیزات نظامی رو طوری باید به خودمون میبستیم که ...».
شوگر چایی
معرفی کتاب
کتاب «شوگر چایی»، مجموعهای از 19 داستان کوتاه طنز است که با نگاهی دقیق به مسائل اجتماعی و خانوادگی، موقعیتهای آشنا را به شکلی خلاقانه و طنزآمیز به تصویر میکشد. این کتاب، به دنبال ایجاد لبخند و تفکر در مخاطب است. در شوگر چایی با مجموعهای از داستانهای کوتاه روبهرو هستیم که هرکدام در فضایی خاص و با روایتی مستقل شکل گرفتهاند. نویسنده در این داستانها از ترکیب فانتزی، اغراق، موقعیتهای کمیک و رگههایی از واقعیت بهره میگیرد تا موقعیتهایی خلق کند که در عین خندهدار بودن، وجوهی از دردها، تناقضها و گرههای اجتماعی را به تصویر بکشند. پایان بسیاری از داستانها با ضربهای غافلگیرکننده همراه میشود که نهتنها خندهدار است، بلکه گاهی نیشدار نیز هست.
حاج خانم گل فوتبال: داستان طنزی واقعی!
معرفی کتاب
کتاب حاج خانم گل فوتبال، یک داستان طنز عاشقانه است که ایدهی اولیهاش از یک ماجرای واقعی گرفته شده است. داستان دربارهی یک مادربزرگ است که اوقاتش را با تماشای فوتبال پر میکند و با تیمها و بازیکنان فوتبال آشنایی کاملی دارد. داستان حول محور یک سرباز جوان است که برای گذراندن خدمت سربازی به تهران میآید و در یک خانه ساکن میشود. در این خانه با شخصیتهای مختلفی از جمله حاج خانم که علاقهی زیادی به فوتبال دارد، روبرو میشود. این کتاب داستان بلند طنزی است که بدون مقدمه شروع میشود؛ پسری که برای گذراندن دوران خدمت سربازی به تهران آمده و خانه اجاره کرده، همسایه خانمی میانسال به نام «گل» میشود که مادرزن صاحبخانه است. داستان از جایی شکل میگیرد که او دلباخته نوه حاجخانم یعنی «نفس» میشود و خود را درگیر ماجراهای آنها میکند.
سقلمه
معرفی کتاب
نویسنده در این رمان طنز زندگی پسری جوان و ناپخته به نام مرتضی را روایت میکند که با رسیدن به سن ازدواج، برای پیدا کردن همسر مورد علاقهاش تقلا میکند. مرتضی در خانوادهای متوسط رو به پایین زندگی میکند و در جریان خواستگاریهای متعددش از دختران، با فرهنگ، سلیقه و ایدهآلهای طبقات دیگر جامعه آشنا میشود. او در این مسیر با مشکلات و چالشهای زیادی دست و پنجه نرم میکند. رمان «سقلمه» در 18 فصل با عناوین جذابی برای مخاطب نگارش شده است.
مسجد عجیب و غریب
معرفی کتاب
داستان «مسجد عجیبوغریب» درباره یک گروه دانشآموزی است که از سوی مدرسه به اردوی تفریحی و علمی اصفهان رفتهاند، اتفاقاتی که در این اردو رخ میدهد لحظاتی شاد را برای دانشآموزان رقم میزند که لبخند را روی لب مخاطب نیز مینشاند. این کتاب مشتمل بر داستانهای کوتاه طنز برای نوجوانان با عنوانهای «نقشه شیطانی»، «اولین جایزه عمرم»، «یک فکر بکر» و… است.
بینمازها خوشبختترند
معرفی کتاب
«کتاب بینمازها خوشبختترند!؟» مجموعه داستانهایی دخترانه با موضوع نماز، حجاب، شعار دینی و فضیلتهای آنها است که داستانها با زبان جذاب و متناسب با ذائقه نوجوانان امروزی روایت شده است. این کتاب برای دختران نوجوان دارای جذابیت میباشد. در قسمتی از این کتاب میخوانیم: «دوست دارم آسمان همین الان روی سرم آوار شود! دیشب تا خود صبح چرت زدم و درس خواندم؛ اما چه فایده؟ چه فایده که امروز جای نمره بیست، یک هفده خوشآبورنگ نصیبم شد. آخه هفده هم شد نمره؟ خدا با من لج افتاده! وگرنه هیچ دلیلی ندارد که نمرهام کم شود. محیا سری برای خانم اسدی تکان میدهد و لبخندزنان میآید سمت من. از لبخندش حالم بد میشود؛ باید هم لبخند بزند؛ باید هم در دلش عروسی بگیرد. امروز بهترین نمرهٔ کلاس را گرفته است. کتابها را میاندازم داخل کوله؛ نگاهم را از چشمان خندانش میگیرم؛
از در مدرسه پایمان را بیرون نگذاشتهایم که ماشینِ بابا را میبینم؛ از دود اگزوزش لجم میگیرد؛ میخواهم زودتر محیا را راهی کنم؛ نمیخواهم ماشین پتپتیمان را ببیند و در خلوت به ریشمان بخندد؛ اما صدای بابا اجازه نمیدهد: «سلام بر دختران باهوش کلاسِ اول متوسطهٔ مدرسهٔ شهید رجایی».»
از در مدرسه پایمان را بیرون نگذاشتهایم که ماشینِ بابا را میبینم؛ از دود اگزوزش لجم میگیرد؛ میخواهم زودتر محیا را راهی کنم؛ نمیخواهم ماشین پتپتیمان را ببیند و در خلوت به ریشمان بخندد؛ اما صدای بابا اجازه نمیدهد: «سلام بر دختران باهوش کلاسِ اول متوسطهٔ مدرسهٔ شهید رجایی».»
احساس بدی دارم
معرفی کتاب
کتاب «احساس بدی دارم»، یک داستان اکشن-کمدی دربارهی پسری به نام هنری است، هنری لمبرت که از همه چیز میترسد و دوست ندارد به ساحل برود چون از اسبهای دریایی، خرچنگها و کوسهها میترسد ولی برخلاف میلش به یک اردوی بقا فرستاده میشود. داستان کتاب از این قرار است که هنری به جای گذراندن تابستان با بازیهای ویدئویی، به اردوی بقای «استرانگوود» فرستاده میشود. او که به هیچ وجه اهل طبیعت و سختی کشیدن نیست، با این شرایط کنار نمیآید. والدینش نگران هستند که او بیش از حد به راحتی وابسته شده باشد. این کتاب ترکیبی از ماجراجویی، طنز و موقعیتهای خندهدار است که خواننده را تا پایان همراهی میکند.