تخممرغ شانسی
معرفی کتاب
کتاب دربردارنده پنج داستان کوتاه است. «مورچه و موهای خورشید»، «ولی با اجازه»، «تخم مرغ شانسی»، «چکمه و نیم چکمههایش» و «کیف» نام این داستانهاست. در داستان «تخم مرغ شانسی»، «قُدی خانم»، مرغی است که نمیتواند تخم بگذارد و هر روز یک تخم مرغ شانسی میخرد و کنار لانهاش میگذارد. وقتی جوجههای مرغهای دیگر به دنیا میآیند، قُدی خانم، به آنها اسباببازی میدهد. جوجهها او را بسیار دوست دارند و همیشه در کنارش هستند.
ساختن فوقالعاده است
معرفی کتاب
این داستان درباره دختر کوچولویی است که سعی میکند وسیلهای بسازد. او نقشهای طراحی میکند و طبق آن پیش میرود؛ اما نتیجه مطلوب نیست و دختر کوچولو را راضی نمیکند. او بارها تلاش میکند؛ ولی فایدهای ندارد. سرانجام با عصبانیت دست از کار میکشد و ناامید میشود. چند ساعت بعد، وقتی حالش بهتر میشود، تصمیم میگیرد دوباره سعی کند.
شام سرد شد کوتیکوتی: قصههای کوتیکوتی
معرفی کتاب
"کوتیکوتی" یک هزارپا است. یک هزارپا با هزار تا پا. یعنی او باید هزار تا کفش داشته باشد و هزار تا جوراب. تازه او در حمام باید هر هزار تا پایش را سنگپا بزند. او وقتی آخرین جفت کفشهایش را میگیرد، اولین جفتی که گرفته است، پایش را میزند. چون قرار است هر ماه فقط یک جفت کفش بخرد و حالا او چند ماهی بزرگتر شده است. کوتیکوتی باید جورابهایش را بشوید. حتما یادتان نرفته است که هزار تا جوراب باید شسته شوند نه یکی. او وقتی برای پا درد به دکتر میرود باید به دفترچهاش نگاه کند تا شمارۀ پایی که درد میکند را دقیقا بگوید. یک لحظه صبر کنید، انگار یک لنگه کفش کوتیکوتی هم گم شده است. کسی آن را ندیده؟ واقعا یک هزارپا چقدر مشکل دارد. یک هزارپا با هزارتا مشکل.
آرزوی قطرهها
معرفی کتاب
در کتاب حاضر نویسنده تلاش کرده است تا طرز تشکیل باران و چرخه آب را توضیح دهد. قطرههای آب در آسمان نشستهاند و هر کدام از آرزوهایشان میگویند. ناگهان باد میوزد و آنها را به هم نزدیک میکند و قطرهها تبدیل به ابر میشوند. بعضی از قطرهها روی مزرعه میبارد، بعضی روی رودخانه فرود میآیند و بعضی... .
بلوقیا و جوذر: دو داستان برگزیده از هزار و یک شب
معرفی کتاب
کتاب حاضر دربردارنده دو داستان است. در داستان اول، بعد از مرگ حاکم مصر، بلوقیا در خزانه پدرش، کتابی در وصف آخرین پیامبر، حضرت محمد (ص)، مییابد. او پس از خواندن کتاب، دلبسته پیامبر شده و تصمیم میگیرد که در شهرهای مختلف به دنبال ایشان بگردد. در داستان دوم، جوذر، پسر بازرگانی است که برادرانش سهم او را تصاحب کردهاند. او با تور ماهیگیری به دریا میرود تا امرار معاش کند؛ ولی با مردی مغربی آشنا شده و با ماجراهای عجیبی روبهرو میشود.
یکی سفید یکی سیاه
معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره دوستی است. دو گربه سیاه و سفید با هم دشمن هستند. گربه سفید دوست رضاست، رضا او را خیلی دوست دارد و به او توجه میکند تا اینکه روزی گربه سفید آهنربای رضا را قورت میدهد و فرار میکند. رضا با گربه سیاه دوست میشود؛ اما گربه سیاه هم از دست رضا فرار میکند و... . گربه سیاه و گربه سفید چگونه با هم دوست میشوند؟
در هر دل آوازی هست
معرفی کتاب
سنجاب و سمور در حال دعوا کردن هستند و سر و صدای زیادی راه انداختهاند. هر یک از حیوانات جنگل سعی میکنند، بفهمند مشکل چیست؛ اما سمور و سنجاب مرتب صحبت دیگری را قطع میکند و دوباره سر و صدا بالا میگیرد. هیچکس فرصت صحبت به دیگری نمیدهد و غوغایی به پا میشود. سرانجام وقتی همه سکوت میکنند و به سخنان یکدیگر گوش میدهند، مشکل حل میشود.