Skip to main content

چه شلخته!

معرفی کتاب
اُرنا و اردک دو دوست هستند. ارنا عاشق این است که همه جا تمیز و مرتب باشد و اردک علاقه‌ای به این کار ندارد. هر جا اردک باشد همه چیز درهم و شلخته است. حالا قرار است با هم به ساحل بروند. آیا این دو با این تفاوت با هم کنار می‌آیند؟ ‌... نویسنده در کتاب «چه شلخته!» سعی کرده است به تفاوت‌های فردی و پذیرش این تفاوت‌ها در دوستی بپردازد.

کی با من جورتره؟

معرفی کتاب
نویسنده در تلاش است تا کودکان را نسبت به اهمیت کار تیمی و چگونگی حفظ دوستی‌ها در عین پذیرش تفاوت‌هایشان آگاه بکند. او برای اینکه کودکان بهتر متوجه منظورش شوند، از نمادهایی مانند اشکال هندسی استفاده کرده است. در این داستان مثلث نمی‌تواند به‌راحتی با دایره و مربع بازی کند چون با آن‌ها بسیار متفاوت است، اما زمانی که باقی مثلث‌ها را پیدا می‌کند متوجه می‌شود مثلث‌ها و باقی اشکال با هم‌دیگر می‌توانند دنیا را بسازند، سپس همه آن‌ها با هم تیم تشکیل می‌دهند و بازی می‌کنند.

در راه کوه

معرفی کتاب
خانم «بَجِر»، گورکنی است که تنها زندگی می‌کند و در عین حال، تجربه‌های فراوانی دارد. او هر یکشنبه به کوه نزدیک خانه‌اش می‌رود و کلی کوهنوردی می‌کند. او تمام حیوانات و گیاهان مسیر خود را به اسم می‌شناسد و به هرکسی که به کمک نیاز دارد، کمک می‌کند. در یکی از روزهای یکشنبه، خانم بَجِر، در مسیر کوه، با گربه‌ی کوچولویی به‌نام «لئو» آشنا می‌شود. لئو، دوست دارد از کوه بالا برود، اما احساس می‌کند کوچک‌تر از آن است که از عهده‌ این کار بربیاید. چیزی نمی‌گذرد که...

هنریتا و تخم‌‌مرغ‌های طلایی

معرفی کتاب
«هنریتا» جوجۀ کوچکی است با آرزوهای بزرگ که می‌خواهد آواز خواندن و شنا کردن و ... را یاد بگیرد و مهم‌تر از همه اینکه می‌خواهد تخم طلا بگذارد! شاید مرغ‌های دیگر به آرزوهای او بخندند؛ اما هنریتا همچنان کار می‌کند، تمرین می‌کند و برای آینده‌ای روشن تلاش می‌کند. او می‌داند که امکانات زندگی خیلی بیشتر از آن چیزی است که در مرغدانی هست. هنریتا در رسیدن به هدف‌هایش از چیزی نمی‌هراسد و بدون هیچ محدودیتی فکر می‌کند... .

محل عبور حلزون‌ها

معرفی کتاب
یک حلزون برای رسیدن به کلم‌های خوشمزه باید چه کار کند؟ آیا کسی می‌داند «محل عبور حلزون‌ها» کجاست؟ هیچ‌کس برای این سؤال جوابی نداشت؛ حتی حلزون کوچولویی که دلش می‌خواست همه‌ کلم‌ها را یک لقمه‌ی چپ کند. برای همین تصمیم گرفت خودش راه را پیدا کند... . این داستان، موضوع اراده و مهربانی‌ را پوشش می‌دهد که بهترین پاداش، یعنی «دوستی» را برای انسان‌ها به ارمغان می‌آورد.

سنگ‌های مهربانی

معرفی کتاب
این اثر داستانی در مورد «اتکابه‌نفس و مهربانی» است. این داستان، روایتگر بخشی از زندگی دختری به‌نام «کلارا» است؛ کودکی که دوست دارد سنگ جمع کند. کم‌کم یک لاک‌پشت به‌نام «شلدن» هم به قصه اضافه می‌شود. اما چه رابطه‌ای میان این دو برقرار می‌شود؟ ... .

روباه و گردش با دوچرخه

معرفی کتاب
همه چیز برای روز دوچرخه‌سواری آماده است. روزی که در آن همه حیوانات جنگل آماده می‌شوند تا به یک دوچرخه‌سواری دسته‌جمعی بروند. تا سرِ تپه رکاب می‌زنند و آنجا خوراکی می‌خورند و بازمی‌گردند. همه حیوانات از این موضوع شاد هستند به‌جز روباه. روباه از اینکه هر سال این ماجرا دقیقاً تکرار می‌شود، راضی نیست. او دلش کمی هیجان می‌خواهد. روباه دوست دارد اوضاع متفاوت باشد به همین دلیل یک نقشه می‌کشد. نقشه‌ای که روز دوچرخه‌سواری را تغییر می‌دهد...

روباه و جنگ با زمستان

معرفی کتاب
در این داستان، روباه شیطون و بامزه در مقابل یک دشمن شگفت‌انگیز قرار می‌گیرد! روباه زمستان را دوست ندارد. هیچ‌یک از دوستانش هم برای بازی کردن در اطرافش نیستند. او بی‌حوصله و تنهاست که ناگهان یک ایده به سرش می‌زند و آن این‌که... .

روباه دیرش شده

معرفی کتاب
در این داستان، روباه برای ناهار دیر کرده است. برای همین تندی کلاهش را برمی‌دارد و سوار اسکیت‌بوردش می‌شود. بعد با سرعت هرچه تمام‌تر شروع به حرکت می‌کند. روباه با پا به اسکیت‌بوردش ضربه می‌زند و یک‌بار آن را دور خودش در هوا می‌چرخاند. بعد دوباره‌ با پا ضربه‌ی محکم‌تری به اسکیت‌بوردش می‌زند، و این‌طوری از روی خرگوش می‌پرد. بعد می‌رسد به فیلی که دراز کشیده است و چون عجله دارد از روی دماغ فیل سُر می‌خورد. اما او کجا می‌رود؟

روباه در شب

معرفی کتاب
روباه از هیولاهای شب می ترسد و هر صدا یا سایه ای را هیولا می پندارد اما همۀ آن هیولاها دوستانش هستند. در پایان یک تصویر موجود کوچکی را که می بیند؛ هیولا می پندارد؛ آن موجود کوچک نیز اجتماع روباه و دوستانش را مجموعه ای از هیولاها می پندراد و...