من دوستهایم را دوست دارم
معرفی کتاب
دوستی با همسن و سالان برای رشد بچهها مهم است و چارچوبی حمایتی برای آنها فراهم میکند. این کتاب از مجموعه کتابهای آموزش مثبتاندیشی، دوستی و چگونگی رفتار با دوستان را به مخاطب میآموزد. در این جلد، قهرمان داستان از اشتراکاتش با دوستانش و اوقاتی که در ناراحتی و خوشحالی با آنها میگذراند تعریف میکند؛ مواردی مثل درمیانگذاشتن حسها، حرفزدن دربارۀ آینده و تماشاکردن فیلم.
من خوابیدن را دوست دارم
معرفی کتاب
مثبتاندیشی انسان را سالمتر و موفقتر خواهد کرد. چگونگی مثبتاندیشی موضوعی است که در مجموعه کتابهای حاضر به مخاطب آموخته میشود. در این جلد، قهرمان داستان از اتفاقات خوب هنگام خواب صحبتمیکند تا خواب را برای کودک مخاطب دلپذیرتر جلوه دهد؛ مواری مثل پوشیدن لباس مخصوص خواب، قصه خواندن پدر هنگام خواب و حرفزدن از کارهای روزانه. بهاین ترتیب، مخاطب نسبت به خواب و رختخواب احساس خوبی پیدا میکند.
من بازیکردن را دوست دارم
معرفی کتاب
بازی کردن محیطی مفرح و امن برای کودک فراهم میکند که مثبتاندیشی او را نیز تقویت میکند. روشهای مثبتاندیشی موضوعی است که در مجموعه کتابهای حاضر به مخاطب آموخته میشود. در این جلد، قهرمان داستان از اتفاقات خوبی که در بازی و با بازی رخ میدهد تعریف میکند؛ مواردی مثل پوشیدن لباسهای عجیب و غریب، یا قایمشدن و پیداشدن در بازی. بهاین ترتیب مثالهای سادۀ چگونگی مثبتاندیشی معرفی میشوند.
من خودم را دوست دارم
معرفی کتاب
آموختن مفهوم خویشتندوستی به کودک مشکل است، اما این حس یکی از روشهای مثبتاندیشی و موضوعی است که در مجموعه کتابهای حاضر به مخاطب آموخته میشود. در این جلد، قهرمان داستان دربارۀ ویژگیهایی از خود که آنها را دوست دارد و حس بهتری به او میدهد، صحبت میکند؛ مواردی مثل انگشتانش، لپهایش و دوست خوب بودنش. بعضی قابلتهایش را نیز برمیشمارد و اینها حس دوستداشتن خود را در او تقویت میکنند.
من خانوادهام را دوست دارم
معرفی کتاب
خانواده جایی است که اعضای آن احساس میکنند با هم راحتاند، تشویق میشوند و همدلی میبینند. این کتاب از مجموعه کتابهای آموزش مثبتاندیشی، بودن در کنار خانواده و لذتِ داشتنِ آنها را به مخاطب میآموزد. در این جلد، قهرمان داستان از اوقاتی که با خانوادهاش دارد تعریف میکند؛ مواردی مثل لحظاتی که مامان و بابا به او میگویند کارش اشتباه بودهاست، احساس اعتماد به او میدهند و حتی وقتی بغلش میکنند.
من مامانبزرگ و بابابزرگم را دوست دارم
معرفی کتاب
تجربۀ داشتن پدربزرگ و مادربزرگ برای کودکان لذتبخش است. این کتاب از مجموعه کتابهای آموزش مثبتاندیشی، دوستداشتن پدربزرگ و مادربزرگ و همراهی با آنها را به مخاطب میآموزد. در این جلد، قهرمان داستان از لحظات خوبی که با پدربزرگ و مادربزرگش دارد تعریف میکند؛ مواردی مثل تعریفکردن پدربزرگ از کودکیهای خودش، باغبانیکردن با یکدیگر، یادگرفتن بافتنی و پختن کلوچه.
من مدرسه رفتن را دوست دارم
معرفی کتاب
مثبتاندیشی انسان را سالمتر و موفقتر خواهد کرد. چگونگی مثبتاندیشی موضوعی است که در مجموعه کتابهای حاضر به مخاطب آموخته میشود. در این جلد، قهرمان داستان از آنچه در مدرسه وجود دارد و به کودک احساس خوشی میدهد صحبت میکند؛ مواری مثل کلاسی پر از نقاشیها و داستانهای خود بچهها، یا وجود تعداد زیادی کودک همسن خود. بهاین ترتیب، مخاطب تشویق میشود مدرسه را تجربه کند و آن را دوست بدارد.
ببین چهقدر دوستت دارم در زمستان
معرفی کتاب
در یک روز برفی زمستان، «فندقک» که یک بچه خرگوش است، همراه پدرش، «بابافندقی»، به گردش میروند و مشغول بازی میشوند. بازی «هر چیزی متعلق به چیست؟» برگ متعلق به درخت است، تار مخصوص عنکبوت، پَر متعلق به پرنده است، آب مخصوص رودخانه و... . فندقک متعلق به پدرش است، موجود کوچکی که عزیزترین دارایی بابافندقی است.
ببین چهقدر دوستت دارم در پاییز
معرفی کتاب
در یک روز پاییزی، خرگوش پدر که «بابافندقی» نام دارد، همراه پسرش «فندقک»، به گردش میروند. فندقک به دنبال برگهایی میدود که باد آنها را به اینطرف و آنطرف میبرد. بابافندقی بالاخره خسته میشود و گوشهای مینشیند. ناگهان باد یک جعبه قهوهای بزرگ با خودش میآورد. فندقک داخل جعبه میشود و خودش را هیولای جعبه معرفی میکند. بابافندقی که تا به حال، حتی اسم هیولای جعبهای هم به گوشش نخورده، به شدت میترسد و... .
ببین چهقدر دوستت دارم در تابستان
معرفی کتاب
در یک روز تابستانی که همهجا رنگارنگ است، بچهخرگوشی به نام «فندقک»، همراه پدرش، «بابافندقی»، به کنار رودخانه میروند. آنجا رنگهای مختلفی وجود دارد؛ چند رنگ آبی، چند رنگ قرمز، چند رنگ زرد و... . بابافندقی، آبی آسمان را انتخاب میکند و فندقک قرمزِ تمشک را. بابافندقی از بین رنگهای متنوع قهوهای، یک رنگ را بیشتر از همه دوست دارد و آن رنگ قهوهای فندقک است؛ زیرا از نظر او، فندقک از همه زیباتر است.