Skip to main content

جوجه‌جوجه دوست پیدا می‌کند

معرفی کتاب
این کتاب جلد اول از مجموعه داستان‌های کاکتوسی است و ماجرای یک جوجه‌تیغی کوچولوی دوست‌داشتنی است که از دست حیواناتی که از آن‌ها می‌ترسد فرار می‌کند تا به یک کاکتوس می‌رسد و متوجه می‌شود که دیگر تیغ ندارد. از آنجا که یک جوجه تیغی بدون تیغ خیلی خیلی عجیب است، ناراحت و غمگین می‌شود، اما کاکتوس فکرهایی در سرش دارد که شاید بتواند به جوجه جوجه کمک کند ...

هیولای قلمبه‌ بدجنس!

معرفی کتاب
این کتاب درباره تأثیر «کتاب» بر شخصیت افراد است. کتاب‌ها می‌توانند افکار و روحیات آدم‌ها را تغییر دهند. این داستان نیز درباره دوستی شنل‌قرمزی با یک هیولای جنگلی است. این هیولا از آدم‌ها خوشش نمی‌آید و به محض اینکه شنل‌قرمزی را می‌بیند می‌خواهد او را اذیت کند و بتراسند. شنل‌قرمزی که اخلاق بد هیولا را دید برای او یک کتاب گذاشت و رفت. هیولا که حوصله‌اش سررفته بود، کتاب را برداشت و خواند. آن کتاب تغییرات روحی و شخصیتی زیادی را در هیولا ایجاد کرد و حتی باعث شد بتواند دوست پیدا کند.

قصه‌ عجیب نوبی!

معرفی کتاب
نوبی آماده می‌شود تا به دیدار پسر عمویش برود. نوبی لباس‌ها و وسایل مورد نیازش را جمع می‌کند. اما این همه وسیله را توی چی بگذارد؟ او که چمدان ندارد. با داستان نوبی همراه شوید تا ببینید چه کسی به او کمک خواهد کرد تا یک چمدان پیدا کند؟

مهربان بودن

معرفی کتاب
برادر خرسی عاشق ماکت هواپیماست و آن‌ها را می‌سازد، تعمیر می‌کند و پرواز می‌دهد. یک روز او با خواهر خرسی به پارک رفتند تا آخرین مدل هواپیمایش را امتحان کند. در پارک خرس کوچکی به او نزدیک شد. خرس کوچک دوست داشت به برادر خرسی در پرواز دادن هواپیما کمک کند...

کفش‌های مارک‌دار

معرفی کتاب
جرمی خیلی دلش می‌خواهد یک جفت از کفش‌هایی که تازه در مدرسه‌شان مد شده را داشته باشد، ولی مادربزرگش می‌گوید که از کفش‌هایی که «دلش می‌خواهد» خبری نیست. جرمی باید چیزی را حتماً «لازم داشته باشد» تا مادربزرگ آن را برایش بخرد. زمستان نزدیک است و جرمی پوتین لازم دارد، نه کفش‌هایی که تازه به بازار آمده‌اند....

سه پیشی و یک آرزو

معرفی کتاب
در این داستان سه پیشی با اسم‌های پیتی، پاتی و پوس با هم دوست بودند و از روی پشت‌بام به ستاره‌ها نگاه می‌کردند. پوس گفت:«هرکس یک ستاره دنباله‌دار ببیند، هرچه آرزو کند برآورده می‌شود». پیتی از آن شب به آسمان خیره بود. هیچ‌ کار دیگری نمی‌کرد به‌جز انتظارکشیدن برای دیدن ستاره دنباله‌دار. دوستانش که دیدند جان و سلامت پیتی در خطر است، با استفاده از چراغ‌قوه، در آسمان نوری ایجاد کردند و یک ستاره دنباله‌دار مصنوعی را به پیتی نشان دادند. پیتی که فکر کرد آن ستاره واقعی است، سریع آرزویش را گفت؛ آرزویی که دوستی و محبت بین آن سه دوست را بسیار محکم‌تر کرد.

خانه سخن‌گو، 30 قصه

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه داستانی است که از کتاب‌های طوطی‌نامه، لطایف‌الطوایف، قابوس‌نامه، فیه‌مافیه، کشف‌المحجوب، حدیقه‌الحقیقه، اسرارالتوحید، رساله قشیریه، اخلاق محسنی و زینت‌المجالس برگزیده شده است. داستان‌های این مجموعه تعلیمی و اخلاقی است. گردآورنده، نثر این داستان‌ها را به نثر ساده و روان امروزی برگردانده و زبان آن‌ها را برای کودکان و نوجوانان مناسب‌سازی کرده است. مضامینی که در این آثار به کار رفته‌اند به طور مثال عبارت‌اند از: نتیجه عمل به خود فرد برمی‌گردد؛ نباید با خشم تصمیم گرفت؛ نباید زندگی افراد را قضاوت کرد؛ مهربانی و انسانیت مهم‌ترین خصلت آدمی است.

قانون طلایی خرسی: آن‌چه برای خودت می‌پسندی برا ی دیگران هم بپسند

معرفی کتاب
این داستان درباره تصمیم خرسی کوچولو است. او باید تصمیم بگیرد با خرس جدیدی که وارد مدرسه شده مهربان باشد یا مانند دوستانش با آن خرس تازه‌وارد بدرفتاری کند. خرسی کوچولو که خیلی ناراحت و سردرگم بود، به یاد جمله طلایی مادر و پدرش افتاد که گفته بودند :«آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند.» این جمله به خرسی کمک کرد تا تصمیمش را قطعی کند و با تازه وارد مهربان باشد.

دانکن، قطار حسود

معرفی کتاب
این داستان هجدهمین جلد از مجموعه «قصه‌های قطاری» است. دانکن یکی از قطارهای ایستگاه است که اخلاق خوبی ندارد و هر بار که مسافرها را جابه‌جا می‌کند بدخلقی می‌کند و غر می‌زند. رئیس ایستگاه که می‌دانست این اخلاق دانکن به آن‌ها آسیب می‌زند برای او خاطره‌ای از قطاری به نام رینیز تعریف کرد که چون اخلاقش خوب بود و مسافرها را دوست داشت، مسافرها نیز به او وقتی که خراب شد، کمک کردند. این خاطره اخلاق و برخورد دانکن با مسافران را تغییر داد.

کشتی دردسر‌ساز

معرفی کتاب
این کتاب پانزدهمین جلد از مجموعه قصه‌های قطاری است. در این داستان چند قطار و یک کشتی به نام بالسترود وجود دارد که بسیار بداخلاق و غرغرو است و باقی قطارها از اخلاق بد او خسته شده‌اند و شکایت می‌کنند. یک روز که بار واگن قطارها زغال‌سنگ بود، رفتارهای بد بالسترود باعث شد تا بار قطارها واژگون شود. در این حادثه خود او بیشتر از همه در دردسر افتاد. این اتفاق باعث شد تا این کشتی غرغرو از بین قطارها بیرون برود و نتواند کسی را اذیت کند.