Skip to main content

بیا به هم کمک کنیم

معرفی کتاب
این کتاب دارای تصاویر سیاه و سفید است که کودکان می‌توانند آن‌ها را رنگ‌آمیزی کنند. در هر صفحه یک جمله آمده است و رفتار یا اخلاقی خوب را به کودک یادآوری می‌کند.

به من دست نزن: داستانی برای شناختن حد‌و‌مرزها

معرفی کتاب
مراقبت از خود از مهم‌ترین نکاتی است که والدین باید به فرزند آموزش دهند. مجموعۀ چندجلدی حاضر می‌کوشد کودکان را با روش‌های مراقبت از خود آشنا کند. این جلد به «شناختن حد و مرزها» اختصاص دارد. نویسنده در طول یک داستان به مخاطب می‌آموزد اگر غریبه‌ای خواست او را لمس کند، او باید چگونه رفتار کند، به بزرگ‌ترها خبر دهد و دیگران را در جریان بگذارد.

من می‌توانم قوی باشم: اعتماد به نفس و مقابله با قلدری

معرفی کتاب
مراقبت از خود از مهم‌ترین نکاتی است که والدین باید به فرزند آموزش دهند. مجموعۀ چندجلدی حاضر می‌کوشد کودکان را با روش‌های مراقبت از خود آشنا کند. این جلد به «اعتمادبه‌نفس و مقابله با قلدری» اختصاص دارد. نویسنده داستانی تعریف می‌کند و نشان می‌دهد چه مواقعی ممکن است کودک اعتماد خود را از دست بدهد و در این شرایط باید چه کند. در انتهای کتاب، مجموعه راهکارهای قوی‌شدن و از خود دفاع‌کردن فهرست شده‌اند.

من که گم نمی‌شوم: راهکارهای لازم هنگام گم‌شدن

معرفی کتاب
مراقبت از خود از مهم‌ترین نکاتی است که والدین باید به فرزند آموزش دهند. مجموعۀ چندجلدی حاضر می‌کوشد کودکان را با روش‌های مراقبت از خود آشنا کند. این جلد به «گم‌شدن» اختصاص دارد. نویسنده ماجراهایی را تعریف می‌کند و نشان می‌دهد چه مواقعی ممکن است کودک گم شود و در صورت گم‌شدن، باید چه کند. نویسنده راهکارهایی را در قالب «قوانین گم‌شدن» در پایان کتاب تکرار کرده و در این زمینه، یاداشتی نیز برای والدین آورده است.

من می‌توانم با صدای بلند بگویم نه: داستان‌هایی برای تمرین نه‌، گفتن

معرفی کتاب
مراقبت از خود از مهم‌ترین نکاتی است که والدین باید به فرزند آموزش دهند. مجموعۀ چندجلدی حاضر می‌کوشد کودکان را با روش‌های مراقبت از خود آشنا کند. این جلد به «نه‌گفتن» اختصاص دارد. نویسنده ماجراهایی را تعریف می‌کند و نشان می‌دهد کودک چگونه می‌تواند در هر موردی که احساس امنیت نمی‌کند، نه بگوید و درخواستی را رد کند. بغل‌کردن، بوسیدن دیگران یا همراه‌شدن با آن‌ها، از جمله مواردی هستند که کودک می‌تواند آن‌ها را نپذیرد.

من با هر کسی نمی‌روم: روش برخورد با غریبه و آشنا

معرفی کتاب
مراقبت از خود از مهم‌ترین نکاتی است که والدین باید به فرزند آموزش دهند. مجموعۀ چندجلدی حاضر می‌کوشد کودکان را با روش‌های مراقبت از خود آشنا کند. این جلد به «روش برخورد با غریبه و آشنا» اختصاص دارد. نویسنده ماجراهایی را تعریف می‌کند و نشان می‌دهد کودک چگونه می‌تواند در هر شرایطی که احساس امنیت نمی‌کند، با دیگران همراه نشود و آن‌ها را نپذیرد. در انتهای این کتاب فهرستی از کسانی آمده‌است که کودک می‌تواندبا آن‌ها همراه شود.

راورندوم

معرفی کتاب
«راور»، سگ کوچولو، در حال بازی با توپش است که سر و کله پیرمردی پیدا می‌شود. پیرمرد کت نخ‌نمایی پوشیده و کلاه سبزرنگی به سر دارد. راور تمام حواسش به توپش است وگرنه شاید متوجه می‌شد که پیرمرد یک جادوگر است. جادوگر توپ راور را برمی‌دارد و راور هم پاچه او را می‌گیرد و همین کار راور باعث می‌شود جادوگر او را به یک سگ عروسکی تبدیل کند! راور که حالا یک عروسک است، پشت ویترین مغازه نشسته و منتظر است که یک نفر او را بخرد. او قصد دارد به محض اینکه از مغازه بیرون برود، فرار کند؛ اما مگر یک سگ عروسکی می‌تواند فرار کند؟

خنثی‌کردن اشعه دکتر مربا

معرفی کتاب
در جلد پنجم از مجموعه «اراذل و اوباش»، زامبی‌های بدجنس، کل دنیا را اشغال کرده‌اند و به گفته «تیفانی فلافت»، خبرنگار شبکه اخبار ۶، همه این اتفاقات زیر سر دکتر «روپرت مُربای خبیث» است. این خبر به گوش گروه «اراذل و اوباش» می‌رسد و آن‌ها می‌خواهند دنیا را نجات دهند؛ اما دکتر مربا در ماه پنهان شده است و سلاحش، «گوگولی زیلا»، را با خودش برده است. گروه اراذل و اوباش برای پیدا کردن دکتر مربا مجبورند یک موشک قرض بگیرند. آیا آن‌ها می‌توانند از این مأموریت جان سالم به در ببرند؟

ما این جا زندگی می‌کنیم

معرفی کتاب
سیارۀ زمین ناشناخته‌های زیادی دارد که برای کودکان جالب هستند. کتاب حاضر به زبانی بسیار ساده، منظومۀ خورشیدی را معرفی می‌کند، خشکی و دریای زمین را می‌شناساند، از آسمان می‌گوید، انسان و اعضای بدن او و تنوعات انسانی را توضیح می‌دهد، از حیوانات حرف می‌زند، از گذر زمان و شب و روز می‌گوید و در نهایت مخاطب را به مراقبت از زمین دعوت می‌کند.

هامپتی دامپتی

معرفی کتاب
«هامیتی‌دامپتی» نام تخمی است که از بالای دیوار به زمین می‌افتد و می‌شکند. او با کمک دیگران و کمی استراحت، حالش خوب می‌شود؛ اما دیگر از ارتفاع می‌ترسد و نمی‌تواند از دیوار بالا برود. هامپتی‌دامپتی خیلی دلش برای پرنده‌ها تنگ شده است؛ برای همین با هر زحمتی هست، موشکی درست ‌می‌کند و... . موشک آن‌طرف دیوار می‎افتد و حالا هامپتی‌دامپتی مجبور است هر طور شده خودش را به آن بالا برساند. او به ترسش غلبه می‌کند و از دیوار بالا می‌رود و بعد اتفاق شگفت‌انگیزی رخ می‌دهد!