Skip to main content

خمره

معرفی کتاب
داستان این کتاب در یک روستا می‌گذرد. خمره ای که بچه‌های مدرسهٔ روستا در آن آب می‌نوشیدند شکسته‌ است و دیگر قابل استفاده نیست. مدیر مدرسه، دانش‌آموزان و برخی از اهالی تلاش می‌کنند تا به نحوی این مشکل را حل کنند. این داستان شرح ماجراهایی است که در این مسیر رخ می‌دهد.

پسرک و کوهنورد

معرفی کتاب
پدر «ردی»کوهنورد بزرگی بود. در کوهستان‌های آلپ کسی نبود که او را نشناسد. او به هنگام صعود از آخرین پناهگاه کشته شد. ردی بعد از پدرش راه او را ادامه داد و کوهنورد شد. او آرزو داشت کاپیتان «وینتر»، پیش‌کسوت‌ترین کوهنورد زمان خود را ببیند و چقدر دلش می‌خواست به هتل محل اقامت او برود؛ اما هرگز باور نمی‌کرد با اتفاقی باورنکردنی با کاپیتان وینتر روبه‌رو شود.

این وبلاگ واگذار می‌شود

معرفی کتاب
زال نوجوانی آبادانی است که در دوران جنگ یکی از همسایه ها دسته کلیدی به او سپرده اند تا وقتی برگشتند، آن را پس بگیرند. زال دلباخته فریبا دختر همسایه بوده ولی فریبا نسبت به او احساسی نداشته است. حالا بعد از سی و چند سال وبلاگی به نام دسته کلید به راه می افتد و اتفاق های تازه ای را به دنبال می آورد…

واتسون‌ها به بیرمنگام می‌روند -1963

معرفی کتاب
داستان این کتاب، یک داستان رئال تاریخی برای نوجوانان است. خانوادۀ واتسون، خانواده‌ای سرزنده و صمیمی است که قصد دارد به پسر پرشروشور خانواده یک درس مهم بدهد. این پسرک شیطان و بازیگوش به حرف پدرومادرش گوش نمی‌دهد؛ اما مادربزرگ سخت‌گیرش روی او تسلط دارد. مادربزرگ در بیرمنگام زندگی می‌کند، پس خانواده واتسون راهی بیرمنگام می‌شوند تا پسر را به دست مادربزرگش بسپارند؛ اما اتفاقاتی که در جریان این سفر می‌افتد، همه‌چیز را تغییر می‌دهد.

دردسرساز

معرفی کتاب
«کُل ماتیوز» پسری پانزده ساله است که به جرم کتک زدن همکلاسی‌اش، به جزیره‌ای در آلاسکای آمریکا تبعید شده است. او به گونه‌ای همکلاسی‌اش را کتک زده و سرش را به زمین کوبیده که او دیگر هرگز نمی‌تواند راه برود و مثل یک انسان عادی زندگی کند. کٌل برای آزادی یک فرصت بزرگ به نام دایرۀ دادرسی دارد که به مجرم این امکان را می‌دهد تا در خلوت، رفتارش را اصلاح کند و اگر موفق شود روح خود و کسی را که به او آسیب زده است، التیام بخشد، آزاد می‌شود. پسرک در دوران تبعیدش مرتب سعی می‌کند بر خشمش چیره شود؛ اما موفق نمی‌شود و... .

مسافرت به مرکز زمین

معرفی کتاب
پروفسور «اوتو لیدنبروک» کتابی عجیب و ارزشمند با بیش از 700 سال قدمت را پیدا می‌کند. پروفسور و برادرزاده‌اش، «اکسل»، آن را رمزگشایی می‌کنند و دستورالعمل رسیدن به مرکز زمین را درمی‌یابند. آن‌ها راهی آتشفشانی خاموش در ایسلند می‌شوند و به عمق آن می‌روند و با تاریخ بشر، تغییرات زمین‌شناسی، گیاهان و حیوانات ماقبل تاریخ روبه‌رو می‌شوند و... .

قلب مدفون

معرفی کتاب
داستان از جزیره‌ای به نام «میریاد» آغاز می‌شود که ساکنان آن، سال‌ها خدایان بی‌رحم و ترسناک را می‌پرستیدند؛ اما طی یک هفته، جنگی میان خدایان شکل می‌گیرد و همۀ آن‌ها و بسیاری از مردم جزیره می‌میرند. جنازه خدایان غول‌پیکر در انتهای دریاها فرو می‌رود و حالا پس از سی سال، ‌ این افسانه در میان ساکنان جزیره مشهور است که هرکس بتواند به اعماق آب‌ها سفر کند و تکه‌ای از بدن خدایان را بردارد، ‌ به ثروت و قدرت بی‌کرانی دست می‌یابد... .

به زبان کبوترها

معرفی کتاب
«کوو» دختری‌ است که از نوزادی روی پشت بامی میان دسته‌ کبوترها بزرگ شده و با آن‌ها زندگی کرده است. به زبان آن‌ها حرف می‌زند، آن‌ها را خانواده‌اش می‌داند و تقریباً مثل آن‌ها زندگی می‌کند؛ اما مدتی ا‌ست که متوجه تفاوتش با آن‌ها شده است. آن‌هم وقتی که موجوداتی شبیه به خودش را از بالای پشت‌بام می‌بیند. زمستان سخت و سردی که از راه رسیده، باعث شده که کبوترها نتوانند برای کوو غذا بیاورند. ‌کوو با اینکه از انسان‌ها می‌ترسد، مجبور می‌شود برای پیدا کردن غذا از محل امن و آشنای خودش بیرون بزند و... .

طنین کوهستان

معرفی کتاب
در دهه 1930 که رکود بزرگ اقتصادی به وجود آمده، "الی" و خانواده اش مجبور به انتخاب های دشوار و حتی فداکاری های دشوارتر شده اند. پس از اینکه والدین او قربانی بحران اقتصادی می شوند، خانواده از شهر دور می شوند و زندگی خود را در اطراف کوه "اکو" می سازند. زنده ماندن نیازمند کار سخت، مهارت و اراده برای غلبه بر هر مانعی است که توسط مادر طبیعت ایجاد شده است. در حالی که الی و خانواده اش در کوه اکو زندگی می کنند، فاجعه ای برای خانواده رخ می دهد. پدر الی به کما می رود. الی ناعادلانه تقصیر این حادثه را به دوش می کشد و....

قصه‌های ادواردو: قصه مردی ایتالیایی که عاشق امام‌زمان شد

معرفی کتاب
«ادواردو» خودش را خوشبخت‌ترین مرد ایتالیا می‌دانست؛ چراکه تمام پول‌های پدرش به او رسیده و در سن جوانی یکی از ثروتمندترین آدم‌های جهان شده بود. آن روز ادواردو مثل بقیۀ روزها به کتابخانه دانشگاهشان رفته بود که ناگهان چشمش به کتابی خورد که در میان بقیۀ کتاب‌ها فرو رفته بود و مقداری هم خاک رویش نشسته بود. جلدش را نگاه کرد و دید با خط انگلیسی نوشته: «ترجمه انگلیسی قرآن کریم». دیدن این کتاب سرنوشت او را عوض کرد.