اشتعال
معرفی کتاب
این کتاب جلد ششم از مجموعهای پانزده جلدی است. این مجموعه دربارۀ زندگی جغدهاست. جغدها در جهان خودشان درگیر ماجراهای مختلف میشوند و در این جنگِ خیر و شّر، سرانجام نیروهای خیر بر شّر پیروز میشوند. در این قسمت، نبردی عظیم در افق، شعله میکشد و نزدیک میشود. «سورن» و گروهش، برای آنکه آماده شوند، باید به قلمروهای مرموز شمالی پرواز کنند تا متحد بیابند و هنرِ هولناک جنگ را بیاموزند. در همین زمان، «سنتایگی» به چنگ پاکزادها افتاده است. اگر جلویشان را نگیرند... .
در قلب اطلس
معرفی کتاب
«گاسی گریموند» در زمان جنگ جهانی دوم، همراه خانوادهاش در لندن زندگی میکند. چندروز است که آلمانیها بمباران لندن را آغاز کردهاند. آنها اول به مردم عادی کاری نداشتند؛ اما حالا مردم عادی را هم در لندن و شهرهای دیگر هدف قرار میدهند. خانواده گریموند سه شب پیاپی تا صبح در زیرزمین میمانند. آنها بعد از اتمام بمباران، از پناهگاه خارج میشوند و میبینند همهچیز نابود شده است. خانواده تصمیم میگیرد بچهها را از طریق موسسهای دولتی به نام اسکان کودکان در خارج از کشور به جای امنی بفرستند و... .
زیبای سیاه
معرفی کتاب
داستان این کتاب از زبان یک اسب سیاه بیان میشود و داستان درد و رنج اسبها در قرن نوزدهم را شرح میدهد و ماجراهایی که یک اسب در دوران زندگیاش از سر میگذراند. نویسنده مخاطب را وارد دنیای اسبهایی میکند که رام و اهلی شدهاند و داشتن حس خوب نسبت به حیوانات را توضیح میدهد. در جایی از کتاب با جملهای معروف برخورد میکنیم: «باید با دیگران همانطور رفتار کنیم که دوست داریم آنها با ما رفتار کنند.»
در تعقیب مار کبرا
معرفی کتاب
«توتو» و نقرهای دو گربه ولگرد بودند که چندهفته پیش دو انسان مهربان آنها را نجات داده و به لندن آورده بودند. توتو و نقرهای حالا آن آدمها را مامان و بابا صدا میکردند. توتو یکی از ماهرترین گربههای نینجای روی زمین و عضو یکی از ممتازترین باشگاههای گربههای نینجا بود. توتو در یک ماجراجویی شبانه باید با کمک برادر شجاعش، نقرهای، شهر لندن را از خطر بزرگی نجات دهد... .
تورو! تورو!
معرفی کتاب
پدربزرگ و نوهاش، «آنتونیتو»، خیلی صمیمی هستند. بین آنها نوعی آشنایی ذاتی و غریزی وجود دارد. برای همین آنروز پدربزرگ برای او آن ماجرای قدیمی را تعریف کرد، آنروز که آنتونیتو با توپش شیشه پنجره را شکست. آنتونیتو از پدربزرگ پرسید وقتی بچه بوده کار بدی کرده است و پدربزرگ با صداقت جواب داد که خیلی. او میخواست برای نوهاش تعریف کند؛ اما از آنتونیتو قول گرفت که این حرفها مانند رازی بین خودشان بماند!
آن خال
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از 6 داستان کوتاه است. داستان «آن خال» درباره پسربچهای به نام «علی» است که از ضریح امامزاده روستایشان پانصدتومان میدزدد، برای خریدن چاقویی که مدتهاست دلش میخواهد آن را داشته باشد. «غلام»، شرور آبادی، که پشت سرش حرف زیاد است، او را میبیند و تعقیبش میکند و از علی میخواهد پانصد تومان را به ضریح برگرداند و در عوض دویست تومان به او میدهد. در حالی که علی با خودش کلنجار میرود که پول را برگرداند یا نه، خبردار میشود ضریح امامزاده را خالی کردهاند و... .
رد انگشتهاى اصلی
معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره پسر نوجوانی بهنام «اباذر» است. قهرمانی که در میانه بلا تنهاست؛ بلایی نه از جنس کَلکَلهای نوجوانی، بلکه خطرهایی که میتواند تا گرفتن جان او پیش رود. اباذر گیر افتاده در دستان دو همکلاسی قلدر که سرش را از شکاف برج «کهنه قالا» آویزان کردهاند. وقتی اباذر آسمان بالای سرِ قلعه تاریخی در «مشکینشهر» را میبیند، ترس تمام وجودش را دربرمیگیرد. همکلاسیهایش میخواهند او دست از سرِ دختری به نام «گلآرا» بردارد و عشق او را فراموش کند.
پدربزرگم!: روایتی داستانی از زندانیان سیاسی
معرفی کتاب
قهرمان داستان دختری نوجوان است که مادرش در بیمارستان بستری است. او به دنبال دفترچه بیمه مادرش، دفتر خاطرات مادربزرگش را پیدا میکند. دفتر شامل یادداشتهای روزانهای است که خیلی ساده و صمیمی نوشته شده است. نویسنده، یعنی مادربزرگ، عاشق مردی به نام «حمید» بوده است! اما قهرمان داستان مطمئن است که اسم پدربزرگش حمید نبوده! او با خواندن این یادداشتها وارد مسائل سیاسی قبل از انقلاب میشود و... .
جایی آن طرف پرچین
معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره دهه پنجاه و پیش از انقلاب است. «بیتا» که ده سال دارد، همراه مادر و برادرش، «بهرام» که یک سال از او بزرگتر است، با دایی و همسر او در شهرکی که متعلق به ارتش است، زندگی میکنند. دایی بیتا افسر ارتش است و در پادگان آن منطقه خدمت میکند. آنها گماشتهای به نام عطا دارند. بچهها با عطا ارتباط خوبی دارند. بهرام و بیتا همسن و همکلاس «ستاره» و «شهاب»، بچههای سرهنگ «گشتاسی» هستند. شهاب به پشتوانه پدرش که مافوق بقیه افسران منطقه است، هر کار بخواهد میکند و... .
عکاسباشی
معرفی کتاب
این کتاب جلد چهارم از مجموعه «قصههای جوروجوار» است که حاوی پانزده داستان کوتاه از پانزده نویسنده، با موضوعات مختلف است. داستان «عکاسباشی»، درباره پسر نوجوانی است که قرار است عکاس به خانهشان بیاید و از پدربزرگش عکس بگیرد. عکاس میآید؛ اما فلاش دوربین را فراموش کرده است. قهرمان داستان که قرار است او هم در عکس، کنار پدربزرگش باشد، برای تهیه فلاش به خانه... .