Skip to main content

حباب‌های خنده

معرفی کتاب
این کتاب شامل داستان‌های کوتاه به‌هم‌پیوسته با عنوان‌های مختلف درباره خنده و پیامدهای آن است. «ماجی»، کلاه حصیری بنفش‌اش را روی سرش می‌گذارد و چتر سفیدش را برداشته و از خانه هفت‌طبقه‌اش که زیرِ زمین بود، خارج می‌شود تا به مغازه آقای «سوسو» برود. آقای سوسو یکی از آدمک‌های بادکنکی شهر «پوتی‌پوت» است که صاحب یک مغازه می‌باشد. او در مغازه‌اش فقط یک جنس برای فروش دارد و آن «حباب خنده» است... . لازم به یادآوری است، این کتاب همراه فایل صوتی و فیلم کوتاه معرفی کتاب به‌صورت تصویر «کیو آر کد»، ارائه شده است.

النگوی شیشه‌ای

معرفی کتاب
این داستان درباره پسری بیست و چندساله به نام «سیاوش» است که نتوانسته وارد دانشگاه شود. او نزد دایی‌اش، «بهنام» که بنگاه ماشین دارد، کار می‌کند. دایی‌ای که از هرموقعیتی برای پول درآوردن استفاده می‌کند. حالا دایی‌بهنام برای سیاوش نقشه‌ای کشیده است. طبق این نقشه آن‌ها می‌توانند پول خوبی به جیب بزنند. سیاوش با اینکه راضی نیست؛ اما با دایی‌اش همراه می‌شود... .

قنات رستم‌آباد

معرفی کتاب
صدای بی‌موقع اذان بلند شد. هروقت اتفاقی رخ می‌داد، اذان می‌گفتند تا توجه مردم جلب شود. مادر، «منیژه» را صدا کرد. منیژه فکر کرد مادر دوباره عقرب یا رتیل دیده؛ اما وقتی منیژه وارد حیاط شد، مادر را دید که به آسمان نگاه می‌کرد. حالا منیژه هم صدای اذان را می‌شنید. مادر از او خواست به سمت مسجد بدود و خبر بگیرد. وقتی منیژه به مسجد رسید، مردم را دید که جمع شده بودند و... . منیژه مثل فشنگ در رفت؛ اما نه به سمت خانه، سمت خروجی ده!

اسمش هامون بود

معرفی کتاب
اگر به یک گربه غذا بدهید، او دوباره به سراغتان می‌آید و آمدنش، پیشنهاد دوستی به شماست. این داستان از زبان یک گربۀ خیابانی روایت می‌شود. او دوستی به نام «هامون» دارد که از صبح تا شب در خیابان‌ها پرسه می‌زند و فال و بادکنک و ... می‌فروشد؛ اما موضوع جالب‌تر از دوستی آن‌هاست؛ گربه و هامون زبان همدیگر را می‌فهمند و خیلی زود به رفیق‌هایی تبدیل می‌شوند که از راز‌های هم باخبرند!

شوپه رد سرخ خون روی برف

معرفی کتاب
«روجا»، رَدِ خون را روی برگ‌های کفِ جنگل دنبال کرد. خون هنوز تازه بود و او نمی‌توانست بی‌تفاوت باشد. اگر یکی از بچه‌های روستا زخمی شده باشد، چه؟ روجا ردِ خون را گرفت و به چیزی رسید که اصلاً فکرش را هم نکرده بود. توله‌پلنگی زخمی، از درد به خودش می‌پیچید. توله‌پلنگ خیلی کوچک بود و روجا نمی‌دانست چه‌کار باید بکند. اطرافش را نگاه کرد. انگار حتی پرنده هم در جنگل پر نمی‌زد.

شیرینی مربایی

معرفی کتاب
داستان این کتاب دربارۀ خانواده‌ای است که سرِ ارث و میراث اختلاف دارند. در این میان دختر هشت‌ساله‌ای به نام «سیما» با تمهیدات کودکانۀ خود موجب آشتی اعضای خانواده می‌شود. یک روز سیما تصمیم می‌گیرد تا به خانه مادربزرگش برود. او سوار اتوبوس آقای «بی‌بوق» می‌شود و روی صندلی اول می‌نشیند. درحالی‌که پدر و مادرش نمی‌دانند که او از خانه خارج شده است و ... .

شاه کوچولو کاله‌ویرش

معرفی کتاب
«پاتریک» خواهری بزرگ‌تر و برادری کوچک‌تر از خود دارد و مثل همه بچه‌های وسط، احساس می‌کند به اندازه‌ فرزندان دیگر به او توجه نمی‌‌شود. پاتریک عاشق بازی‌‌های کامپیوتری است، روزی هنگام بازی، ناگهان بازی قطع می‌شود و شخصی روی صفحه نمایش ظاهر می‌شود و از یک مسابقه‌ تلویزیونی با جایزه یک میلیون دلاری خبر می‌‌دهد؛ اما در شهر آن‌ها چنین کانال تلویزیونی و مسابقه‌‌ای وجود ندارد! عجیب‌تر اینکه وقتی پاتریک با مادرش به فروشگاه می‌رود... .

صوفی و چراغ جادو

معرفی کتاب
«صوفی» پسربچه دوازده ساله‌ای است که در روستایی ترکمن‌نشین زندگی می‌کند. او کلاس پنجم دبستان را تمام کرده و منتظر است ببیند پدرش او را برای دوره راهنمایی، به مدرسه می‌فرستد یا نه. جشن گندم است و همه به مهمانی «طواق حاجی» می‌روند که مرد ثروتمندی است. طواق حاجی، اسب سوارکاری دارد و سوارکارانش در مسابقات شرکت می‌کنند. صوفی در اصطبل او مشغول کار می‌شود و... .

روبات خرابکار

معرفی کتاب
این کتاب داستان روبات غول‌پیکری به نام «اریک» است. روباتی که به گفته نویسنده نوعی آدم مکانیکی است. این ربات تخیلی نیست؛ بلکه واقعاً ساخته شده است. وقتی «آلفی» به بخش اشیا گمشده فرودگاه می‌رود تا دست راستش را پیدا کند، اریک را می‎‌بیند که زیر آت‌وآشغال‌ها پنهان شده. او قدرت زیادی دارد؛ اما خیلی دست‌وپا چلفتی است. آلفی هم دست کمی از اریک ندارد؛ اما برای نجات اریک، دست به هر کاری می‌زند و... .

زائران کوهستان مه‌آلود

معرفی کتاب
این کتاب، داستان سفر مردمانی معتقد و خداجو را روایت می‌کند که در حین سفر معنوی‌شان، رویدادهایی هیجان‌انگیز و پندآموز رخ می‌دهد که هرکدام درسی سخت و مهم از زندگی را به آنان می‌آموزد. این افراد که از گوشه‌گوشۀ کشور گرد هم آمدند تا نفس خویش را پالوده کنند، در این سفر، رفاقت، صمیمیت و ازخودگذشتگی و خشوع را می‌آموزند.