مهمانهایی با کفشهای لنگهبهلنگه
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از داستانکهایی درباره جانبازان است. مردانی که سلامتی خود را در جبههها جا گذاشتند و بعد از بازگشت نهتنها روحیه خود را نباختند و گوشهگیر نشدند، بلکه آنچنان سرزنده و فعال در کوچه و خیابان حاضر شدند که مردنم فراموش کردند اینها جانباز هستند. داستان اول که «املا» نام دارد، درباره پسری است که املایش ضعیف است. پدر او را سرزنش میکند؛ اما مادربزرگ میگوید که خود او نیز دیکتهاش افتضاح بوده است و نامهای که سالها پیش از جبهه فرستاده است به دست نوه خود میدهد؛ اما اینجا پایان داستان نیست!
افسانههای صحرا
معرفی کتاب
شانزده افسانه این کتاب، بخشی از حیات فرهنگی و جلوهای از سبک تفکر و نگاه ترکمنها به هستی و زندگی است. این افسانهها، نشاندهنده خاستگاهها، آرزوها، شکستها و شادیهای این قوم است. داستان اول، درباره زن عاقلی است که میتواند با زیرکی، پولهای چوپان سادهدل را از کدخدا پس بگیرد. داستان دوم، درباره شکارچی پیری است که به اشتباه دختر ملکه مارها را زخمی میکند و... .
شازده کوچولو
معرفی کتاب
نویسنده برای شکستن رکورد پرواز بین پاریس و سایگون تلاش میکند که درصحرای بزرگ آفریقا دچار نقص فنی شده و به ناچار فرود میآید. این سانحه دستمایه نگارش«شازده کوچولو» میشود که در آن، قهرمان داستان، پس از فرود در کویر، با پسرکی آشنا میشود. پسرک به خلبان میگوید که از سیاره دوردستی میآید و آنقدر آنجا زندگی کرده که روزی تصمیم میگیرد برای اکتشاف سیارههای دیگر دیار خود را ترک کند. او همچنین برای خلبان از گلِ رُز محبوبش میگوید که دل در گرو عشق او دارد و... .
مهمان سلطنتی
معرفی کتاب
«مونا» موشه، در هتل دلگشا خدمتکار است و در اتاق بهترین دوستش، «تیلی» میخوابد. بعد از اینکه جشن بابا «اسلامبر» برگزار میشود، بیشتر مهمانها در هتل به خواب میروند و کارمندان فکر میکنند مثل هرسال، زمستان بیسروصدا و پُر از آرامشی دارند؛ اما اتفاقات عجیب و غریبی رخ میدهد که این آرامش را به هم میزند!
آتشسوزی در جنگل
معرفی کتاب
تابستان از راه رسیده است و اهالی هتل دلگشا، در جنبوجوش هستند تا خود را برای شرکت در جشن عروسی خانم «پریکلز» و آقای «کوئیلسون» آماده کنند. در این میان، مهمانی تازه از راه میرسد، موشی به نام «استرابری». آیا ممکن است او یکی از اعضای خانواده مونا باشد که مونا از وجودش بیخبر بوده است؛ اما فرصت نمیشود مونا جواب سوالش را پیدا کند؛ چون رعدوبرق باعث آتشسوزی در جنگل میشود و... .
ما راهزن نیستیم
معرفی کتاب
این داستان، سفر اجباری امام رضا (ع) از مدینه به خراسان است. راوی داستان، گاه آفتاب، گاه باد و... است. نویسنده از اشیا برای نزدیکی به امام و روایت کامل اتفاقات بهره گرفته است. داستان با گفتوگوی آفتاب و شهر مدینه آغاز میشود. مدینه غمگین است که باز میخواهند پاره تن پیامبر (ص) را از این شهر دور کنند و از آفتاب درباره شهر مرو میپرسد. در روایت بعدی، باد نشانی کاروان امام را از ستارهها میگیرد و... .
تمام شب دویدم
معرفی کتاب
«سامی» پسری از کشور سوریه و جنگزده است. شورشیان و تروریستها سرزمینش را ویران کردهاند و او مجبور شده است به امید زنده ماندن کشورش را ترک کند؛ اما سفرش آسان نیست. او برای رسیدن به اروپا مجبور است از آبهای یخزده عبور کند. سفری تلخ که هرگز فراموش نمیکند. سامی فقط کُت کهنه پدر و فلوتش را به همراه دارد و تصمیم گرفته است در این سرزمین تازه، زخمهایش را تسکین دهد؛ اما آیا میتواند؟
پروفسور فوفو
معرفی کتاب
این قصه درباره دختری است که به تازگی وارد مدرسه جدیدش شده و قصد دارد راجعبه یکی از معلمهای مدرسه به نام پروفسور فوفو تحقیق کند. پروفسور فوفو درحال کاوش درباره یک پروژه محیطزیستی است؛ پروژهای که ما را با موجوداتی افسانهای به نام گلیمگوشها، آشنا میکند.
بهنظر شما دخترک داستان میتواند راز گلیمگوشها را کشف و به آنها کمک کند؟
بهنظر شما دخترک داستان میتواند راز گلیمگوشها را کشف و به آنها کمک کند؟
قبل از فراموشی
معرفی کتاب
«رابینسون» همیشه به پدربزرگش کمک کرده است تا ماشینهای تعمیرگاه را راه بیندازد و شیره درخت افرای حیاطشان را جمع کند. رابینسون حالا بیشتر از هروقت دیگری به پدربزرگ کمک میکند؛ چون حافظه پدربزرگ ضعیف شده و ممکن است سادهترین کارها را هم فراموش کند. رابی فکر میکند اگر دردسر درست نکند، پدربزرگ نگران نمیشود و ذهنش استراحت میکند و حالش بهتر میشود؛ اما وقتی پای «اَلِکس»، بزرگترین زورگوی کلاس به میان میآید، مشتهای رابی به کار میافتند و... .
زیر سقف آسمان
معرفی کتاب
«کورا» همراه مادر و خواهرش در گرمخانهای زندگی میکند، این اولینبار است که بعد از مرگ پدرش مجبور شدهاند در چنین جایی زندگی کنند، هرچند بعد از مرگ پدر، در جایی ثابت ساکن نبودهاند؛ چون توانایی پرداخت اجاره را ندارند؛ درحقیقت آنها بیخانمان هستند. «آدیر» خواهر کوچکتر کورا است که به دلیل مشکلاتی که در هنگام تولدش پیش آمده، دچار آسیب مغزی شده و کمی با انسانهای معمولی متفاوت است؛ البته به نظر مادر فقط متفاوت است و دنیا را طور دیگری میبیند. حالا این خانواده کوچک سهنفره باید خانهای پیدا کنند که با درآمدشان متناسب باشد. چند روزی میگذرد و... .