مقصد نیویورک: ارثیه آقای پامپ
معرفی کتاب
«ژو»، «زت» و «ژوکو» که با هواپیمای «اچ ۲۲» پرواز کردهاند، در جزیرهای ناشناس فرود میآیند و متوجه میشوند جزیره متعلق به دولت فرانسه است. مردی که از طرف این دولت آنجاست، هواپیما را توقیف میکند. بچهها به طور معجزهآسایی بنزین پیدا میکنند و میتوانند دوباره هواپیما را راه بیندازند. اینبار برفراز قطب شمال سوخت هواپیما تمام میشود و آنها مجبورند فرود بیایند. زت و ژو در سکوت و سرما، صداهایی میشنوند و فکر میکنند اسکیموها هستند؛ اما وقتی نزدیک میشوند... .
دره کبریها
معرفی کتاب
منطقه اسکی «وارگیس» در «فرانسه»، یکی از منحصربهفردترین مناطق توریستی است. امسال مهاراجه «گوپال»، حکمران ایالت خودمختار بسیار کوچکی در «هیمالیا»، برای اسکی به این منطقه آمده است. او آدم بسیار خودخواه و زورگویی است و وقتی میبیند ، «زت» و «ژو»، در اسکی از او جلو میافتند، میخواهد آنها را تنبیه کند؛ ولی نمیتواند؛ چون در فرانسه است نه در گوپال و... . حالا مهاراجه دنبال کارآگاه خصوصی است؛ چراکه گردنبند مرواریدش گم شده است. کارآگاه فکر میکند بچهها گردنبند را دزدیدهاند و... .
دانشمند دیوانه: اشعه اسرارآمیز
معرفی کتاب
کشتی «مانیتوبا» از نیویورک حرکت میکند و مقصدش «لیورپول» است. هوا بسیار خوب و همهچیز عالی است. مسافرها راضی هستند، فقط هنوز به لرزش موتورها عادت نکردهاند؛ اما بعد از مدتی، کشتی متوقف میشود و هیچکس نمیداند چه اتفاقی افتاده است؛ حتی ناخدا. فرستنده رادیویی هم کار نمیکند. همه فکر میکنند یک نقص فنی عادی است؛ ولی بعد از چند دقیقه، همه بیهوش میشوند! در همین زمان، در لیورپول، خط مسافربری دریایی نمیتواند با کشتی ارتباط برقرار کند و گزارشهای هواشناسی هم چیزی نشان نمیدهد. چه بلایی سر کشتی مانیتوبا آمده است؟
آتشفشان کاراماکو: اشعه اسرارآمیز
معرفی کتاب
دزدان دریایی «ژو»، «زت» و «ژوکو» را اسیر کردهاند و با خود به زیردریاییشان بردهاند. آنها پس از اینکه به جزیره اسرارآمیز میرسند، سوار یک تانک آبی ـــ خاکی میشوند و سعی میکنند از آنجا فرار کنند. آنها به جزیره دیگری میرسند که ساکنانش آدمخوار هستند. ژوکو دوستانش را نجات میدهد؛ اما دزدان دریایی همچنان در جستوجوی ژو و زت هستند.
بینوایان
معرفی کتاب
قهرمان داستان، «ژان والژان» محکوم سابقهداری است که پس از ۱۹ سال محکومیت با اعمال شاقه، از زندان آزاد میشود. او به خاطر دزدیدن قرصی نان، برای سیر کردن فرزندان خواهرش به زندان میافتد و به دلیل تلاشهای پیدرپی برای فرار، به محکومیتش اضافه میشود. ژان با کمک اسقف پیرِ شهر آینده جدیدی را برای خودش رقم میزند و ماجراهای گوناگونی را پشت سر میگذارد.
بیخانمان
معرفی کتاب
«رمی» پسربچهای یتیم است که نزد مادرخواندهای مهربان بزرگ میشود. پدرخوانده رمی، او را در هشت سالگی به نوازندهای خیابانی به نام «ویتالی» میفروشد. همراه شدن رمی با این نوازنده، آغاز ماجراهای زیادی برای رمی است. رمی در این سفرها با اتفاقات و سختیهای مختلفی دست و پنچه نرم میکند، دوستان جدیدی پیدا میکند و بعضی از عزیزانش را از دست میدهد و درنهایت جایگاه اصلی خود را بازمییابد.
رابینسون کروزو
معرفی کتاب
قهرمان داستان جوانی به نام «رابینسون» است. پدرش امکانات تحصیلی و رفاهی او را فراهم کرده است و آرزو دارد پسرش در رشته حقوق درس بخواند؛ اما رابینسون جز رفتن به دریا فکری ندارد. علاقه او به دریانوردی به قدری زیاد است که باعث میشود با پدرش مخالفت کند و به التماسهای و گریههای مادرش توجهی نداشته باشد. سرانجام روزی باخبر میشود که یکی از دوستانش راهی سفر با کشتی است و رابینسون بیخبر و بدون کلمهای حرف، سوار کشتی میشود و آنها را ترک میکند.
قصههای شب
معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعهای از داستانهای کوتاه است. «سفالگر و تاجر»، «کینه شتری»، «نذر پادشاه»، «آهنگر مهربان» و «چوپان طمعکار»، نام برخی از این داستانهاست. داستان «سفالگر و تاجر» درباره سفالگر زحمتکشی است که تاجری مقدار زیادی ظرف به او سفارش میدهد؛ اما موقع تحویل ظروف، دستمزد سفالگر را کامل نمیدهد. سفالگر به قاضی شکایت میبرد و... . در «چوپان طمعکار»، چوپان قدیمی روستا آسیب میبیند و مردم مجبور میشوند فرد دیگری را جایگزین او کنند؛ اما مرد جوان هیچ تجربهای ندارد و... .
خواهران پینوکیو: 11 داستان برای نوجوانان
معرفی کتاب
این کتاب مشتمل بر یازده داستان رئال، برای گروه سنی دوازده تا شانزده سال است. این داستانها به تفکیک و به صورت یکی در میان برای دختران و پسران نوشته شده است. رفتار با مستمندان، رفتار با کودکان بدون تبعیض، انتخاب صحیح و آگاهانه، دوری از غرور و خودپسندی، همکاری و خرافات، از جمله موضوعاتی است که داستانها براساس آنها نوشته شدهاند. همچنین پایان داستانها باز است و بچهها را تشویق به تفکر میکند.
سرخ باد
معرفی کتاب
این داستان روایتی از مبارزات چریکی و خانگی مردم در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است. «رمضان» همراه خانوادهاش در محله «بهار» زندگی میکند. مأموران که او را از اغتشاشگران میدانند، در جستوجویش هستند. رمضان از خانه فرار میکند و همسرش با دیدن مأموران، بسیار میترسد. برادر همسر رمضان، سعی میکند او را آرام کند تا همسایهها متوجه موضوع نشوند؛ اما بینتیجه است. مدتی بعد، خبرِ خراب شدن محله بهار به گوش پسر خانواده میرسد که برای تماشای مسابقهای رفته است. او به سرعت به خانه بازمیگردد و... .