دختر انار
معرفی کتاب
«اَمَل» در روستایی در منطقه پنجاب پاکستان زندگی میکرد. او آرزو داشت معلم شود؛ برای همین از هر فرصتی برای بودن در کنار او بهره میگرفت. اما زایمان مادرش باعث شده بود، او از مدرسه غیبت کند. به دنیا آمدن بچه نزدیک بود و مادر نمیتوانست آشپزی یا از خانه مراقبت کند. او باید به خانه میرفت و دو خواهر خردسالش را تر و خشک میکرد؛ در عوض خواهر کوچکترش سیما میتوانست به درسهایش ادامه دهد. اما این مشکلات در برابر آرزوی او سد بزرگی به شمار نمیآمدند. مشکلات او از روزی شروع شد که او هنگام بازگشت از خرید، با یک خودرو تصادف کرد...
قهرمان خیالی
معرفی کتاب
راجر دوست خیالی آماندا است. هیچ کس نمی تواند راجر را ببیند تا این که آقا گنجشکهی بد ذات درِ خانه ی آماندا را می زند. آقا گنجشکه خیالی ها را شکار میکند؛ میگویند آنها را میخورد. حالا هم دنبال بوی راجر آمده است. راجر برای نجات جان خیالیاش پا به فرار میگذارد. ولی آیا پسری که وجود ندارد، میتواند بدون تصورات یک دوست زنده بماند؟
شیرینتر از عسل
معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل داستانهایی برگرفته از کتاب «مرزباننامه» است و برای نویسنده دستمایهای بوده است تا کودکان و نوجوانان را با این کتاب آشنا کند. «شغال خر سوار»، «ماهی و ماهیخوار»، «موش تخم مرغ دزد» و «راسو و زاغ» ازجمله داستانهای این کتاب است. در داستان اول، شغال هرروز به باغ انگور میرود و حسابی انگور میخورد؛ اما وقتی باغبان او را کتک مفصلی میزند، فرار میکند و به بیشهای میرود که دوست قدیمیاش، گرگ، در آنجا زندگی میکند. شغال تصمیم میگیرد خرِ آسیابانی را که در آن نزدیکی زندگی میکند، فریب دهد و نزد گرگ بیاورد تا هردو شکمی از عزا دربیاورند؛ اما... .
گلیندای مهربان
معرفی کتاب
«دوروتی» و «اُزما» به دیدن «گلیندا»، جادوگر مهربان شهر زمرد میروند. آنها متوجه میشوند بین «کلهپهنها» و «اسکیزرها» قرار است جنگی دربگیرد؛ اما اُزما، پادشاه سرزمین اُز، نمیتواند اجازه دهد که مردمش با هم بجنگند. از طرفی اُزما، دوروتی و گلیندا، هیچکدام تا به حال چیزی درباره آنها نشنیدهاند. گلیندا با قدرت جادویی خود درباره کلهپهنها و اسکیزرها اطلاعاتی به دست میآورد؛ اما کلهپهنها و اسکیزرها اصلاً اُزما را نمیشناسند. اُزما تصمیم میگیرد به سرزمین آنها برود و ادبشان کند؛ اما چطور باید این کار را انجام دهد؟
شهر زمرد
معرفی کتاب
پادشاه «نوم»، آدم عصبی و بداخلاقی است و همیشه در حال غُر زدن؛ اما حالا بیشتر از همیشه عصبانی است. او دلش میخواهد کاری جادویی کند؛ ولی نمیتواند؛ چون دختر کوچولویی به نام «دوروتی»، کمربند جادویی او را در مبارزه، به دست آورده و با خود برده است. پادشاه میخواهد به شهر اُز برود و کمربند را پس بگیرد؛ اما به نظر ژنرال «بلاگ»، این کار غیرممکن است؛ چون آنها نمیتوانند از بیابان خطرناک رد شوند و اگر هم موفق شوند، شاهزاده «اُزما» با قدرت جادویی خود میتواند آنها را شکست دهد. با این حال پادشاه تصمیم میگیرد به شهر «زمرد» که شاهزاده اُزما در آن ساکن است، حمله کند و... .
جادوگر سرزمین از
معرفی کتاب
این کتاب جلد نخست از مجموعه «دنیای شگفتانگیز اُز» است که داستانی تخیلی را دربردارد. «دوروتی»، دختری مهربان، فداکار و یتیم است که با عمو و زنعمویش در چمنزار زیبایی زندگی میکند. روزی بر اثر حادثهای، دوروتی از کلبهشان دور میشود و به سرزمین آدمکوچولوها میرود. او از فرشته مهربانِ شرق، راه برگشت به خانه را میپرسد و فرشته به او میگوید که جادوگر «اُز» در شهر «زمرد سبز»، تنها کسی است که میتواند به او کمک کند. دوروتی سفرش را آغاز میکند و... .
رقص اژدها
معرفی کتاب
«براد» و «سایمون» قهرمانان داستان پس از اینکه نیمی از دنیا را میگردند، با دیدن معبدی چینی در آمریکا کنجکاو میشوند و میخواهند از راز آن سردربیاورند. به همین دلیل، راضی میشوند تا به عنوان برده با کشتی به شرق بروند. آنها در ماجرایی عجیب و به دنبال تماس با جسمی نورانی، از زندگی قرن بیستمی به دوران روم باستان راه مییابند. پسرها در پی راهی هستند که به دنیای خود بازگردند؛ اما با گلادیاتورها، سرخپوستان، وایکینگها و... روبهرو میشوند که هر کدام از آن دو را وارد ماجراهای وحشتناکی میکند.
پیپی به کشتی میرود
معرفی کتاب
این کتاب جلد دوم از مجموعه «پیپی جوراب بلند» است. «پیپی»، دختری نُه ساله است که تنها زندگی میکند. همه کسانی پیپی را میشناسند، او را عجیب و غریب میدانند. پیپی روش ویژهای برای انجام کارهایش دارد که همه را به شگفتی وامیدارد. ناخدا «افریم»، پدر پیپی، به دنبال دخترش میآید تا او را با خود به جزیره آدمخوارها ببرد؛ اما «تامی» و «آنیکا»، نزدیکترین دوستان پیپی نمیتوانند جدایی او را تحمل کنند و... .
پیپی جوراب بلند
معرفی کتاب
«پیپی» دختری موقرمز و شاد است که پدرش سلطان جزیره آدمخوارهاست و مادرش به آسمانها رفته است. پیپی به تنهایی در باغ «ویلهکولا» در حاشیه شهر زندگی میکند. اسب و میمون بامزهاش، آقای «نیلسون»، همیشه در کنار او هستند. پیپی جاهای بسیاری رابه همراه پدر دریانوردش دیده است. او مهربان و بخشنده و فداکار است و میتواند هرکاری را انجام دهد. پیپی به مدرسه نرفته است؛ اما حرفها و کارهایش دیگران را حیرتزده میکند. «تامی» و «آنیکا»، بهترین دوستان پیپی هستند که همیشه در ماجراهای او حضور دارند.