عمونوروز و چهلدزد
معرفی کتاب
کتاب عمو نوروز و چهل دزد داستان ظفر دزد است که از آمدن عید خوشحال نیست. همه برای آمدن نوروز خوشحال هستند جز ظفر، او نه کار دارد نه خانه نه پول. در همین زمان چشمش به پیرزنی میافتد که قالیچه میتکاند، او شنیده است که ننه سرما و عمو نوروز نباید هم را ببینند تا بهار بیاید، او فکری به سرش میزند، تصمیم میگیرد ننه را بدزدد...
مسافر دریا
معرفی کتاب
سوفیا عروسک خرسیاش را خیلی دوست داشت. عروسکی که اول برای پدربزرگش بود، بعد برای مادرش و حالا برای او بود. آنها با هم همه جا میرفتند. یک روز قرار شد همراه بابا و عروسک خرسی به ساحل بروند. آنها باهم خیلی بازی کردند و خیلی هم خوش گذراندند. اما ناگهان طوفان از را رسید؛ با عجله همه چیز را جمع کردند و برگشتند به خانه. آنها آنقدر عجله داشتند که متوجه باز بودن در کیف سوفیا نشدند و خرسی پرت شد بیرون.... سوفیا و پدرش همه جا را گشتند و از همه پرس و جو کردند؛ تا اینکه سالها بعد...
دوست بهتره یا کلوچه؟
معرفی کتاب
تنهایی یکی از پیچیدهترین چالشهای بشر است و راهحل آن شروع دوستی با انسانهای گوناگون است، اما این کار چندان آسان نیست. این داستان درباره آغاز یکی از دوستیهای پیچیده است.
دودیدا نام کودکی بود که در کلبهشان روی نوک کوه با پدر و مادرش زندگی میکرد. او همیشه تنها بود و هیچ دوستی نداشت. آرزو کرد تا همسایهای برای آنها بیاید و کودکی همسن و سال او داشته باشند. یک روز صبح که از خواب بیدار شد، دید که در کوه روبهروی خانهشان خانواده ساکن شدهاند و کودکی نیز میان آنهاست. دودیدا خوشحال شد و تصمیم گرفت با آن کودک دوست شود اما کار به این آسانیها نبود و ایجاد رفاقت سختیهایی داشت. این دشواریها برای شروع دوستی را در داستان پیشرو خواهید خواند.
دودیدا نام کودکی بود که در کلبهشان روی نوک کوه با پدر و مادرش زندگی میکرد. او همیشه تنها بود و هیچ دوستی نداشت. آرزو کرد تا همسایهای برای آنها بیاید و کودکی همسن و سال او داشته باشند. یک روز صبح که از خواب بیدار شد، دید که در کوه روبهروی خانهشان خانواده ساکن شدهاند و کودکی نیز میان آنهاست. دودیدا خوشحال شد و تصمیم گرفت با آن کودک دوست شود اما کار به این آسانیها نبود و ایجاد رفاقت سختیهایی داشت. این دشواریها برای شروع دوستی را در داستان پیشرو خواهید خواند.