Skip to main content

عمونوروز و چهل‌دزد

معرفی کتاب
کتاب عمو نوروز و چهل دزد داستان ظفر دزد است که از آمدن عید خوشحال نیست. همه برای آمدن نوروز خوشحال هستند جز ظفر، او نه کار دارد نه خانه نه پول. در همین زمان چشمش به پیرزنی می‌افتد که قالیچه می‌تکاند، او شنیده است که ننه سرما و عمو نوروز نباید هم را ببینند تا بهار بیاید، او فکری به سرش می‌زند، تصمیم می‌گیرد ننه را بدزدد...

کلک بهلول

معرفی کتاب
پادشاه شکرستان دوست دارد بزرگترین چیزهای دنیا مال خودش باشد .برای داشتن یک قصر خیلی خیلی بزرگ دستور می دهد دار و ندار مردم را غارت کنند. در این میان بهلول یک کک را به عنوان مالیات پرداخت می کند.کک به جان شاه و داروغه و درباریان می افتد و آنها را به جان خودشان می اندازد.

زرنگ و زرنگ‌تر

معرفی کتاب
مستر از فرنگستان آمده تا عتیقه از شکرستان ببرد. صمد او را فریب می دهد و اجناس معمولی را به اسم عتیقه به او می فروشد اما قفل دروازه شکرستان را که واقعا عتیقه است به او رایگان می دهد.
مستر که خود را آدمی ساده لوح نشان داده بود...

رمال معمولی، رمال پادشاه

معرفی کتاب
یک روز زن "رمضان" به او اصرار می کند که باید رمال شود تا پول خوبی در بیاورد. رمضان از روی اجبار زنش این کار را می کند و اتفاقات خنده داری می افتد و اتفاقا پیشگویی های خوبی می کند اما خودش این کار را قبول ندارد.. تا اینکه در اثر پیشگویی ....

دزد و گلنسا

معرفی کتاب
دزد دنبال چیزی برای برداشتن می گشت که به خانه‌ی ننه قمر رسید. ننه قمر بچه به بغل سر رسید چون چشم هایش خوب نمی دید فکر کرد دزد خواهر زاده اش است خوشحال شد و به گرمی از او استقبال کرد. در این میان دختر همسایه یعنی گلنسا وارد ماجرا شده و دزد عاشق او شد و ....

حصیرباف و راهزن‌ها

معرفی کتاب
حکایت کتاب، داستان جوان تنبل بیکاره ایست که پدرش برای جلوگیری از ولگردی اش، به کار و یادگیری حصیربافی می فرستاد. او با دوستان نابابش گیر راهزنان می افتند و بافته‌ی حصیری اش منجر به نجاتش می شود.

در جستجوی اژدها

معرفی کتاب
شاه شجاع می‌ترسید بخوابد؛ چون کابوس اژدها دیده بود. او چند نفر از شوالیه‌هایش را مأمور کرد تا اژدها را از بین ببرند. اما شوالیه‌هایش هیچ وقت اژدها ندیده بودند و آن‌ها با توصیفی که شاه از اژدها گفته بود همه جا را به دنبال اژدها گشتند. اما...

مسافر دریا

معرفی کتاب
سوفیا عروسک خرسی‌اش را خیلی دوست داشت. عروسکی که اول برای پدربزرگش بود، بعد برای مادرش و حالا برای او بود. آن‌ها با هم همه جا می‌رفتند. یک روز قرار شد همراه بابا و عروسک خرسی به ساحل بروند. آن‌ها باهم خیلی بازی کردند و خیلی هم خوش گذراندند. اما ناگهان طوفان از را رسید؛ با عجله همه چیز را جمع کردند و برگشتند به خانه. آن‌ها آن‌قدر عجله داشتند که متوجه باز بودن در کیف سوفیا نشدند و خرسی پرت شد بیرون.... سوفیا و پدرش همه جا را گشتند و از همه پرس و جو کردند؛ تا این‌که سال‌ها بعد...

دوست بهتره یا کلوچه؟

معرفی کتاب
تنهایی یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های بشر است و راه‌حل آن شروع دوستی با انسان‌های گوناگون است، اما این کار چندان آسان نیست. این داستان درباره آغاز یکی از دوستی‌های پیچیده است.
دودیدا نام کودکی بود که در کلبه‌شان روی نوک کوه با پدر و مادرش زندگی می‌کرد. او همیشه تنها بود و هیچ دوستی نداشت. آرزو کرد تا همسایه‌ای برای آن‌ها بیاید و کودکی هم‌سن و سال او داشته باشند. یک روز صبح که از خواب بیدار شد، دید که در کوه روبه‌روی خانه‌شان خانواده ساکن شده‌اند و کودکی نیز میان آن‌هاست. دودیدا خوشحال شد و تصمیم گرفت با آن کودک دوست شود اما کار به این آسانی‌ها نبود و ایجاد رفاقت سختی‌هایی داشت. این دشواری‌ها برای شروع دوستی را در داستان پیش‌رو خواهید خواند.

لاک‌پشت و پروانه

معرفی کتاب
وقتی لاک‌پشت کوچولو به دنیا آمد، یک چشمش بسته بود و از گوشه‌ی آن اشک می‌آمد. لاک‌پشت کوچولو سعی کرد چشمش را باز کند؛ ولی چشمش باز نشد. مادرش او را نوازش کرد و گفت: «باید با یک پروانه دوست بشوی تا کمکت کند.» ولی لاک‌پشت کوچولو که پروانه نمی‌شناخت!... پس راه افتاد تا پروانه را پیدا کند...