دور سوم
معرفی کتاب
پسربچهای به نام «روبی»، خاطرات خود را از زمانی که در شکم مادر بوده تا به دنیا آمدن و احساسی که از دیدن برادر بزرگش داشته است و... بیان میکند. خاطرات در قالب طنز نوشته شده است و زبانی ساده و روان دارد. روبی میگوید تنها وسیله هیجانانگیزی که دارد، روروئکی است که با آن میتواند به همه جا برود؛ ولی با اطلاعات جدید مادر، این وسیله از او گرفته میشود. قهرمان داستان در مدرسه نیز ماجراهای بسیاری دارد. از جمله انتخابات شورای دانشآموزی که روبی آن را با جزییات تعریف میکند.
شام سرد شد کوتیکوتی: قصههای کوتیکوتی
معرفی کتاب
"کوتیکوتی" یک هزارپا است. یک هزارپا با هزار تا پا. یعنی او باید هزار تا کفش داشته باشد و هزار تا جوراب. تازه او در حمام باید هر هزار تا پایش را سنگپا بزند. او وقتی آخرین جفت کفشهایش را میگیرد، اولین جفتی که گرفته است، پایش را میزند. چون قرار است هر ماه فقط یک جفت کفش بخرد و حالا او چند ماهی بزرگتر شده است. کوتیکوتی باید جورابهایش را بشوید. حتما یادتان نرفته است که هزار تا جوراب باید شسته شوند نه یکی. او وقتی برای پا درد به دکتر میرود باید به دفترچهاش نگاه کند تا شمارۀ پایی که درد میکند را دقیقا بگوید. یک لحظه صبر کنید، انگار یک لنگه کفش کوتیکوتی هم گم شده است. کسی آن را ندیده؟ واقعا یک هزارپا چقدر مشکل دارد. یک هزارپا با هزارتا مشکل.
سفر زهرماری
معرفی کتاب
این کتاب خاطرات «روبی» است. پسربچهای که تمام زندگیاش را مینویسد. در این داستان روبی ماجرای سفرهای ناگهانی را تعریف میکند که مادرش ترتیب میدهد. همچنین جریان قایق پدرش را بازگو میکند که با سرمای زمستان یک تَرَک حسابی میخورد. با فرا رسیدن تابستان، پدر تصمیم میگیرد قایق را تعمیر کند؛ اما آنجا با راکونی روبهرو میشود که با خانوادهاش زندگی میکند و... .
آرزوی قطرهها
معرفی کتاب
در کتاب حاضر نویسنده تلاش کرده است تا طرز تشکیل باران و چرخه آب را توضیح دهد. قطرههای آب در آسمان نشستهاند و هر کدام از آرزوهایشان میگویند. ناگهان باد میوزد و آنها را به هم نزدیک میکند و قطرهها تبدیل به ابر میشوند. بعضی از قطرهها روی مزرعه میبارد، بعضی روی رودخانه فرود میآیند و بعضی... .
بلوقیا و جوذر: دو داستان برگزیده از هزار و یک شب
معرفی کتاب
کتاب حاضر دربردارنده دو داستان است. در داستان اول، بعد از مرگ حاکم مصر، بلوقیا در خزانه پدرش، کتابی در وصف آخرین پیامبر، حضرت محمد (ص)، مییابد. او پس از خواندن کتاب، دلبسته پیامبر شده و تصمیم میگیرد که در شهرهای مختلف به دنبال ایشان بگردد. در داستان دوم، جوذر، پسر بازرگانی است که برادرانش سهم او را تصاحب کردهاند. او با تور ماهیگیری به دریا میرود تا امرار معاش کند؛ ولی با مردی مغربی آشنا شده و با ماجراهای عجیبی روبهرو میشود.
یکی سفید یکی سیاه
معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره دوستی است. دو گربه سیاه و سفید با هم دشمن هستند. گربه سفید دوست رضاست، رضا او را خیلی دوست دارد و به او توجه میکند تا اینکه روزی گربه سفید آهنربای رضا را قورت میدهد و فرار میکند. رضا با گربه سیاه دوست میشود؛ اما گربه سیاه هم از دست رضا فرار میکند و... . گربه سیاه و گربه سفید چگونه با هم دوست میشوند؟
تازه چه خبر؟
معرفی کتاب
نویسنده این کتاب با استفاده از مفهوم آیهای از قرآن، داستانی کودکانه را به رشته تحریر درآورده و از آن نتیجهای اخلاقی گرفته است. کلاغ و «موموشک» به موش سفیدی که به تازگی وارد جنگل شده، سلام میکنند و خوشامد میگویند؛ اما موش سفید جواب آنها را نمیدهد و حتی نگاهشان نمیکند. موموشک با کمی دقت، متوجه علت این کار موش سفید میشود.