Skip to main content

ساریگل و دیو

معرفی کتاب
این داستان از داستان‌های اساطیری فرهنگ عامه کُردهای شمال خراسان است که به زبان کردی، همراه با ترجمه فارسی آن نگاشته شده است. این داستان درباره زن و شوهری جوان به نام «مادکریم» و «ساریگل» است. روزی ساریگل برای برداشتن آب به چشمه می‌رود و متوجه صدایی پر از اندوه می‌شود که از داخل چاه به گوش می‌رسد. او و همسرش، دیو درون چاه را نجات می‎دهند و با دعای دیو، صاحب دو فرزند پسر دوقلو می‌شوند. پس از سال‌ها دیو به نزد ساریگل و همسرش باز می‎گردد و از آن‌ها کمک می‌خواهد تا بتواند طلسم جادویی خود را بشکند و به آرزوی دیرینه‎اش دست یابد.

دو طوطی

معرفی کتاب
این داستان که از مثنوی معنوی اقتباس شده، همان داستان طوطی و بازرگان است که با اندکی تفاوت بازآفرینی شده است. طوطی بازرگان با شنیدن عکس‌العمل دوستانش می‌میرد و بعد از باز شدن در قفس به پرواز در‌می‌آید. بازرگان اجازه می‌دهد که طوطی آزادانه در باغ او زندگی کند. بعد از مدتی طوطی به همراه طوطی دیگری نزد بازرگان باز می‌گردد و حالا بازرگان دو طوطی زیبا دارد.

دور سوم

معرفی کتاب
پسربچه‌ای به نام «روبی»، خاطرات خود را از زمانی که در شکم مادر بوده تا به دنیا آمدن و احساسی که از دیدن برادر بزرگش داشته است و... بیان می‎کند. خاطرات در قالب طنز نوشته شده است و زبانی ساده و روان دارد. روبی می‎گوید تنها وسیله هیجان‎انگیزی که دارد، روروئکی است که با آن می‌تواند به همه جا برود؛ ولی با اطلاعات جدید مادر، این وسیله از او گرفته می‎شود. قهرمان داستان در مدرسه نیز ماجراهای بسیاری دارد. از جمله انتخابات شورای دانش‎آموزی که روبی آن را با جزییات تعریف می‎کند.

شام سرد شد کوتی‌کوتی: قصه‌های کوتی‌کوتی

معرفی کتاب
"کوتی‌کوتی" یک هزارپا است. یک هزارپا با هزار تا پا. یعنی او باید هزار تا کفش داشته باشد و هزار تا جوراب. تازه او در حمام باید هر هزار تا پایش را سنگ‌پا بزند. او وقتی آخرین جفت کفش‌هایش را می‌گیرد، اولین جفتی که گرفته است، پایش را می‌زند. چون قرار است هر ماه فقط یک جفت کفش بخرد و حالا او چند ماهی بزرگ‌تر شده است. کوتی‌کوتی باید جوراب‌هایش را بشوید. حتما یادتان نرفته است که هزار تا جوراب باید شسته شوند نه یکی. او وقتی برای پا درد به دکتر می‌رود باید به دفترچه‌اش نگاه کند تا شمارۀ پایی که درد می‌کند را دقیقا بگوید. یک لحظه صبر کنید، انگار یک لنگه کفش کوتی‌کوتی هم گم شده است. کسی آن را ندیده؟ واقعا یک هزارپا چقدر مشکل دارد. یک هزارپا با هزارتا مشکل.

سفر زهرماری

معرفی کتاب
این کتاب خاطرات «روبی» است. پسربچه‎ای که تمام زندگی‌اش را می‌نویسد. در این داستان روبی ماجرای سفرهای ناگهانی را تعریف می‎کند که مادرش ترتیب می‎دهد. همچنین جریان قایق پدرش را بازگو می‎کند که با سرمای زمستان یک تَرَک حسابی می‎خورد. با فرا رسیدن تابستان، پدر تصمیم می‎گیرد قایق را تعمیر کند؛ اما آنجا با راکونی روبه‌رو می‌شود که با خانواده‌اش زندگی می‎کند و... .

آرزوی قطره‌ها

معرفی کتاب
در کتاب حاضر نویسنده تلاش کرده است تا طرز تشکیل باران و چرخه آب را توضیح دهد. قطره‌های آب در آسمان نشسته‌اند و هر کدام از آرزوهایشان می‌گویند. ناگهان باد می‌وزد و آن‌ها را به هم نزدیک می‌کند و قطره‌ها تبدیل به ابر می‌شوند. بعضی از قطره‌ها روی مزرعه می‌بارد، بعضی روی رودخانه فرود می‌آیند و بعضی... .

بلوقیا و جوذر: دو داستان برگزیده از هزار و یک شب

معرفی کتاب
کتاب حاضر دربردارنده دو داستان است. در داستان اول، بعد از مرگ حاکم مصر، بلوقیا در خزانه پدرش، کتابی در وصف آخرین پیامبر، حضرت محمد (ص)، می‌یابد. او پس از خواندن کتاب، دلبسته پیامبر شده و تصمیم می‌گیرد که در شهرهای مختلف به دنبال ایشان بگردد. در داستان دوم، جوذر، پسر بازرگانی است که برادرانش سهم او را تصاحب کرده‌اند. او با تور ماهیگیری به دریا می‌رود تا امرار معاش کند؛ ولی با مردی مغربی آشنا شده و با ماجراهای عجیبی روبه‌رو می‌شود.

یکی سفید یکی سیاه

معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره دوستی است. دو گربه سیاه و سفید با هم دشمن هستند. گربه سفید دوست رضاست، رضا او را خیلی دوست دارد و به او توجه می‌کند تا اینکه روزی گربه سفید آهن‌ربای رضا را قورت می‌دهد و فرار می‌کند. رضا با گربه سیاه دوست می‌شود؛ اما گربه سیاه هم از دست رضا فرار می‌کند و... . گربه سیاه و گربه سفید چگونه با هم دوست می‌شوند؟

کیک امانتی

معرفی کتاب
خرگوش یک کیک به سنجاب می‌دهد تا برایش نگه دارد؛ اما جغدِ خواب‌آلود کیک را خراب می‌کند. سنجاب بعد از تلاش فراوان، می‌تواند کیک دیگری تهیه کند و به خرگوش بدهد. بعد از چند دقیقه خرگوش‌های زیادی کیک‌هایشان می‌آورند تا سنجاب برایشان نگه دارد!!!

که این طور!

معرفی کتاب
گل سرخ به همه حیوانات باغچه اعلام می‌کند که رئیس آنجاست و هر کسی به درد او نمی‌خورد، باید باغچه را ترک کند. گل سرخ کرم خاکی را بیرون می‌کند؛ اما چند روز بعد حالش بد می‌شود و علتش را نمی‌داند تا اینکه متوجه می‌شود کرم خاکی چقدر مفید بوده است.