امامزینالعابدین(ع)
معرفی کتاب
در این داستان، کودکی که به سفرهای خیالی میرود، با امام سجاد (ع) آشنا میشود. قهرمان کوچک داستان از امام چیزهای زیادی میآموزد، مانند آداب معاشرت، رعایت حال همسایه، کمک کردن به دیگران، توهین نکردن و رفتار صحیح با دوستان و مهمانان. در داستان به حقی که آموزگاران به دانشآموزان دارند، اشاره شده و یادآوری میشود که پند و اندرز باید با محبت باشد، وگرنه هیچ اثری نخواهد داشت.
امامحسین(ع)
معرفی کتاب
این داستان کودکی است که در سفر خیالی خود به نزد امام حسین (ع) میرود و زمانی آنجا میرسد که امام در سفر هستند، هنگامی که واقعه کربلا در حال شکلگیری است. کسانی که با امام عهد بستهاند، پیمانشان را شکستهاند و امام را تنها گذاشتهاند. قهرمان کوچک داستان آرزو میکند میتوانست امام را که از ایشان به عنوان «ستاره شجاعت» یاد میشود، با خود به جایی ببرد که آدمها به پیمانشان وفادار باشند. همچنین در داستان به مقام و ارزش معلم و احترام به او تأکید شده است.
امامحسن(ع)
معرفی کتاب
این داستان درباره کودکی است که در سفری خیالی، به دیدار امام حسن (ع) میرود و از نزدیک با زندگی ایشان آشنا میشود. او هنگامی به خانه امام میرسد که ایشان با غذاهایی مانند خرما، شیر، نان و ماست مشغول پذیرایی از نیازمندان هستند. امام در تاریکی شب برای فقرا گندم و خرما میبرند و با این همه تلاش باز در راز و نیازهای شبانه از خداوند به خاطر کوتاهی خود در دستگیری از تهیدستان طلب بخشش میکنند. در طول داستان به صبر و شکیبایی امام حسن مجتبی (ع) اشاره شده و از ایشان به عنوان «ستاره صبر» یاد میشود.
امامعلی(ع)
معرفی کتاب
در این داستان، کودکی در سفر خیالی خود، با سلمان فارسی همراه میشود. سلمان از دوران بردگی خود سخن میگوید و او را به دیدن مردی میبرد که سخت مشغول کار است. مرد با دیدن آنها به گرمی سلام میکند و با دستان پینهبستهاش، دستان کودک را صمیمانه میفشارد. آن مرد که با احترام و محبت با کودکان یتیم رفتار میکند و درخت خرما میکارد، کسی نیست جز حضرت علی (ع)، کسی که وقتی دعوت پیامبر اکرم (ص) را به اسلام پذیرفت، فقط ده سال داشت.
همسایه خاله
معرفی کتاب
در داستان این کتاب از مجموعه «کوتیکوتوله»، خالهپیرزن که در حال پختن نانبرنجی است، از کوتیکوتوله میخواهد که به خانه همسایه برود. کوتیکوتوله همه کارها را درست به همان شکلی که شنیده است، انجام میدهد؛ اما او با سر و صورتی خونین به خانه بازمیگردد و باعث تعجب خالهپیرزن میشود!!! حالا خالهپیرزن به خاطر رفتار کوتیکوتوله باید از آقای همسایه دلجویی کند و... .
آش خاله
معرفی کتاب
خالهپیرزن که غول قدکوتوله با او زندگی میکند، تصمیم میگیرد آش بپزد. او از «کوتیکوتوله» میخواهد به سر کوچه برود و سبزی بخرد. کوتیکوتوله به جای سبزی آش با علف برمیگردد و خالهپیرزن را عصبانی میکند. کوتیکوتوله نمیتواند هیچ کاری را درست انجام دهد؛ اما خالهپیرزن ناامید نمیشود و به تلاش خود ادامه میدهد.
پدربزرگم کجاست؟
معرفی کتاب
پدربزرگ «مایکل» از دنیا رفته و مایکل بسیار غمگین است. دوست مایکل، «والدو»، برای او توضیح میدهد هر انسانی یک روح دارد که در بدنش زندگی میکند و اینکه هر کسی که از این دنیا میرود، در جای دیگری به زندگیاش ادامه میدهد. والدو به مایکل میگوید چه کاری انجام دهد تا غم و اندوهش کمتر شود. حالا مایکل احساس بهتری دارد و تصمیم میگیرد برای پدربزرگش نامه بنویسد.