Skip to main content

بابا‌لنگ‌دراز

معرفی کتاب
«جودی آبوت» دختری پرورشگاهی است که یکی از اعضای هیئت اُمنا به استعداد نویسندگی او پی می‌برد و او را به دانشگاه می‌فرستد. جودی موظف است مرتب برای کسی که او را به دانشگاه فرستاده است، نامه بنویسد، بدون اینکه منتظر جواب باشد.

زنان کوچک

معرفی کتاب
زنان کوچک داستان زندگی چهار خواهر است که با الهام از زندگی خود نویسنده و روابط او با سه خواهرش نوشته شده است. خانواده "مارچ" که قبلاً پولدار بوده‌اند، الان وضعیت خوبی ندارند و پدرشان برای کمک به سربازان وطن به جنگ رفته است و حالا آن‌ها سعی می‌کنند زندگی خود را اداره کرده و در کنارش به مردم محتاج کمک کنند. آن‌ها همگی زندگی نسبتاً سختی دارند و از یکدیگر حمایت می‌کنند و ماجراهای جالبی برایشان پیش می‌آید.

جان من این کتاب را باز نکن!

معرفی کتاب
قهرمان داستان مرتب از مخاطب درخواست می‌کند که این کتاب را ورق نزند؛ چراکه ممکن است اتفاق‌های وحشتناکی در انتظارش باشد. او سعی دارد به روش‌های مختلف، مخاطب را از خواندن کتاب بازدارد؛ اما مخاطب با تلاش بی‌وقفه تا پایان داستان پیش رفته و با حادثه‌ای عجیب روبه‌رو می‌شود.

گربه را دیدند

معرفی کتاب
گربه در حال راه رفتن است. سگ، موش، ماهی و... گربه را می‌بینند. همه آن‌ها گربه را می‌شناسند؛ ولی هر کدام از آن‌ها گربه را متفاوت می‌بینند. در صورتی که گربه همان گربه است. نویسنده این نکته را بیان می‌کند که زاویه دید افراد متفاوت است.

رنگ زیبای خیال 3

معرفی کتاب
در این داستان بی‌کلام، ماجرا با سفری جادویی و از اتاقی معمولی شروع می‌شود. قهرمان داستان با خطرهای بسیاری روبه‌رو شده و متوجه می‌شود که مداد شمعی قرمزش جادویی است و می‌تواند به او کمک کند. او در این راه، دوستانی پیدا می‌کند و با همراهی آن‌ها سفر خیالی‌اش را به پایان می‌رساند.

رنگ زیبای خیال 2

معرفی کتاب
در این داستان تصویری، بچه‌ها زیر سایه‌بانی پناه گرفته‌اند تا از باران در امان باشند که ناگهان دری باز می‌شود و پادشاهی هراسان بیرون می‌آید. او نقشه‌ای عجیب، تکه‌ای گچ و یک تسمه به بچه‌ها می‌دهد و مأموریت مهمی را به عهده آن‌ها می‌گذارد. بچه‌ها باید سرزمینشان را نجات دهند!!!

رنگ زیبای خیال 1

معرفی کتاب
کتاب حاضر دربردارنده داستانی تصویری است و درباره دختربچه‌ای است که حوصله‌اش سر رفته است؛ چون همه اعضای خانواده مشغول کارهای خودشان هستند. دختر بچه مداد شمعی قرمزی پیدا می‌کند و با آن یک در می‌کشد. در جادویی است و به دنیایی ناشناخته و هیجان‌انگیز باز می‌شود.

هیچ کس پیدایم نمی‌کند؟

معرفی کتاب
داستان کتاب درباره ماهی کوچکی است که کلاهی را از روی سر یک ماهی بزرگ، وقتی که خواب است برداشته و سعی می کند به جایی برودکه هیچ کس او را پیدا نکند. هر چند که او خیلی دور می شود و در بین علفها اصلاٌ دیده نمی شود؛ولی در پایان کلاه را روی سر ماهی بزرگ می بینیم. کودکان با خواندن این کتاب درمی یایند که هیچ حقیقتی همیشه پنهان نمی ماند.

چرا از من می‌پرسی؟

معرفی کتاب
خرسی یک کلاه قرمز نوک تیز بامزه داشت. اما آن را گم کرده بود. به هر کس می‌رسید سراغ کلاهش را از او می‌گرفت. یک لحظه با خودش فکر کرد: چقدر کلاهی که دوستش بر سر خود گذاشته آشنا به نظر می‌رسد...

به چی داری فکر می‌کنی؟

معرفی کتاب
دو لاک‌پشت که با هم دوست هستند، کلاهی پیدا می‌کنند؛ ولی فکر می‌کنند که درست نیست فقط یکی از آن‌ها، کلاه داشته باشد؛ بنابراین، کلاه را رها می‌کنند و به راه خود ادامه می‌دهند. آن‌ها بعد از تماشای غروب خورشید، به خواب می‌روند و خواب می‌بینند که... .