Skip to main content

باغ یوشی

معرفی کتاب
کتاب هشت داستان کوتاه دارد. قهرمان تمام داستان‌ها، پسری کوچک به نام «یوشی» است. او پسری بازیگوش است که رؤیایی بزرگ در سر دارد؛ رؤیای خریدن یک باغ، تمام آرزوی اوست و به همین دلیل هیچ چیزی برای یوشی به اندازه طبیعت جذابیت ندارد. یکی از این داستان‌ها، «باغ غریبه‌ها» نام دارد که روایتگر رؤیاهای این پسربچه است.

دایناسورها نمی‌ترسند

معرفی کتاب
این کتاب درباره پسر کوچولویی است که از هیچ‌چیز نمی‌ترسد و به همین علت حیوانات بزرگ و ترسناک در برابر او کوچک و کوچک‌تر می‌شوند. پسرک با دایناسور خیلی‌خیلی بزرگی روبه‌رو می‌شود؛ ولی اصلاً نمی‌ترسد. او با دایناسور دوست می‌شود و دایناسور به یک تمساح تبدیل می‌شود. پسر کوچولو از تمساح هم نمی‌ترسد و تمساح به یک سوسمار تبدیل می‌شود و... .

خرگوش کوچولوهای صحرایی

معرفی کتاب
در جنگل فیل و اسب آبی برای اینکه راهشان را باز کنند، بچه‌خرگوش‌ها را می‌ترسانند. بچه‌خرگوش‌ها تا خانه می‌دوند و هراسان ماجرا را برای مادرشان تعریف می‌کنند. خانم خرگوش تدبیری می‌اندیشد و درسی به فیل و اسب آبی می‌دهد که هرگز فراموش نمی‌کنند.

خاله بالا و ننه سرما

معرفی کتاب
«ننه‌سرما» با تمام قدرت تلاش می‌کند تا هر چه بیشتر برف و باران ببارد و همه‌جا سرد شود. بچه‌ها و حیوانات سعی می‌کنند او را از شهر بیرون کنند؛ ولی نتیجه‌ای نمی‌گیرند تا اینکه ننه‌سرما مریض می‌شود. حالا او خسته و بی‌جان است و بچه‌ها و حیوانات با هم او را فراری می‌دهند.

چطور تمساح‌ها را می‌شمارند؟

معرفی کتاب
میمون حقه‌باز است و همیشه به همه کلک می‌زند. روزی چشمش به درخت انبه‌ای در آن طرف رودخانه می‌افتد. او گرسنه است و می‌خواهد به درخت انبه برسد. میمون با حیله‌ای تمساح‌ها را یک‌جا جمع می‌کند و از روی آن‌ها عبور می‌کند و به آن طرف رودخانه می‌رسد. تمساح‌ها متوجه حقه‌بازی میمون می‌شوند و برای همین است که عاشق خوردن میمون هستند.

توله‌خرس‌های بازیگوش

معرفی کتاب
پدرِ توله‌خرس‌ها به دنبال کسی می‌گردد که وقتی خانه نیست، از توله‌هایش مراقبت کند؛ چون آن‌ها خیلی بازیگوش و حرف‌نشنو هستند. خرس پدر به هر کسی که بتواند این کار را انجام دهد، سه کیک عسلی می‌دهد. کلاغ و گرگ حاضرند از توله‌ها مراقبت کنند؛ ولی او قبول نمی‌کند؛ اما چرا خرس پدر نمی‌خواهد آن‌ها مراقب بچه‌هایش باشند؟

به دستور پدر گرینویچ

معرفی کتاب
نویسنده با روایت داستانی تخیلی، ارزش زمان را یادآوری می‌کند. ساعت‌ها به علت بدرفتاری آدم‌ها تصمیم می‌گیرند به خواب بروند و دیگر کار نکنند. همه‌چیز به هم می‌ریزد و خطوط هوایی و زمینی تمام کشورها دچار مشکل می‌شود. آدم‌ها سعی می‌کنند با زور و تهدید ساعت‌ها را مجبور به کار کنند؛ ولی نتیجه‌ای نمی‌گیرند.

بابابزرگ پنبه‌ای

معرفی کتاب
این کتاب حاوی ۳ داستان کوتاه است. در داستان اول جوجه‌کلاغ گم شده است و کلاغ‌ها فکر می‌کنند گربه‌ها او را خورده‌اند. داستان دوم درباره لاک‌پشتی است که آرزو دارد به آسمان برود و در داستان سوم دختر کوچولویی پدربزرگش را به تازگی از دست داده است. او غمگین است؛ اما اتفاقی رخ می‌دهد که غمش را کم می‌کند.

آهوی ارغوانی

معرفی کتاب
آهوی ارغوانی رنگی در جنگل زندگی می‌کند و با همه حیوانات دوست است. روزی بعد از خوابی طولانی، آهوی ارغوانی متوجه می‌شود که گنجشکی روی شاخ‌هایش لانه ساخته و تخم گذاشته است. آهو به خاطر اینکه تخم‌ها آسیب نبینند و گنجشک مادر ناراحت نشود، از جایش تکان نمی‌خورد. روزها می‌گذرد و آهو فکر می‌کند که به زودی جوجه‌ها از تخم بیرون می‌آیند؛ ولی او به شدت گرسنه و تشنه است و باید به دنبال غذا برود.

آغوشت را باز کن

معرفی کتاب
میمون کوچولو شبیه میمون‌های دیگر نیست. او دُم ندارد، از این شاخه به آن شاخه نمی‌پرد و موز و نارگیل هم دوست ندارد. میمون کوچولو می‌خواهد یک گل باشد. بنابراین، تمام کارهایی که گل‌ها می‌گویند، انجام می‌دهد. او رو به خورشید می‌ایستد، چشمانش را می‌بندد و آغوشش را باز می‌کند.