تخملوچههای یخی
معرفی کتاب
«دایناجادو» با خواب ترسناکی که میبیند، به سراغ کتاب پیشگویی دایناسورها میرود. در کتاب پیشگویی از سرمایی صحبت شده است که باعث میشود تخم دایناسورها به «تخم لوچه» تبدیل شود؛ اما درحقیقت تخمهای «ملکهداینا» واقعاً در حال یخ زدن هستند و ملکه بسیار ناراحت و نگران است. دایناجادو و «سورنا» همراه «شاهداینو» نزد «داناداینا» میروند تا برای این وضعیت فکری بکنند.
داینامیل فوق محرمانه
معرفی کتاب
«سورنا» قهرمان بازیهای کامپیوتری است. او روزی ایمیلی محرمانه دریافت میکند، مبنی بر اینکه باید دایناسورها را نجات دهد. سورنا در حین خواندن ایمیل، به درون لپتاپ کشیده میشود و به سرزمین دایناسورها میرود. او با موجودات عجیب و غریبی مبارزه میکند و با حوادث خطرناکی روبهرو میشود؛ اما آیا میتواند با موفقیت این مأموریت را انجام دهد؟
سلام ویزگول
معرفی کتاب
مگسی گرسنه به نام ویزگول به دنبال غذا می گردد. او در این مسیر با پسری به نام ویز آشنا شده و با هم دوست می شوند. ویز، ویزگول را داخل شیشه مربا انداخته و سعی دارد در مسابقه بهترین حیوان خانگی شرکت کند. داوران نمی پذیرند، ولی ویز و ویزگول آن قدر اصرار می کنند تا اینکه داوران می پذیرند و بالاخره ویزگول هم یک جایزه دریافت می کند.
ویزگول از اون بالاها
معرفی کتاب
ویز به همراه پدر و مادرش به سفر می روند. ویزگول مگس که دوست ویز است، دوست دارد همراه آنها باشد. پدر و مادر اجازه نمی دهند ویزگول همراهشان بیاید، اما ویزگول خودش را در صندوق عقب ماشین پنهان می کند. آنها به جاهای مختلفی همچون موزه، دریا، شهربازی و ... می روند. موقع برگشت راه را گم می کنند و ویزگول به آنها کمک می کند که راه خانه را بیابند.
ویزگول قهرمان
معرفی کتاب
ویز دوستش ویزگول را با خودش به مدرسه می برد. ویزگول شروع به یادگیری حروف الفبا می کند. بعد به آشپزخانه رفته و از مواد غذایی که در سطل آشغالهای آشپزخانه است استفاده می کند. خانم رز آشپز مدرسه خیلی به ویزگول سخت نمی گیرد، اما آقای مدیر با بودن مگس در آشپزخانه مدرسه مخالف است. به همین خاطر خانم رز را از مدرسه اخراج می کند و به جای او خانم ناز را استخدام می کند.اتفاقاتی می افتد که سرانجام خانم رز به مدرسه بر می گردد.