آقا گرگه خودش را خیلی دوست دارد
معرفی کتاب
یک روز صبح آقا گرگه جلوی آینه ایستاد و خودش را نگاه کرد و متوجه شد که خیلی از خودش خوشش میآید. او قصد داشت در مسابقه «بدجنسترین گرگ گنده» برنده شود. آقا گرگه در مسابقه با بدجنسی، غرور، مسخره کردن و... به پیروزی رسید؛ اما هیچ کدام از دوستانش از او راضی نبودند. دوستان گرگ با گذشت و بخشش او را متوجه اشتباهش کردند.
آقا گرگه تولدش را جشن میگیرد
معرفی کتاب
جشن تولد آقاگرگه نزدیک است و او همه دوستانش را دعوت میکند؛ اما هر کدام از دوستانش به بهانهای دعوت را نمیپذیرند و آقاگرگه خیلی ناراحت میشود. آقاگرگه یه بطری طلایی پیدا میکند که میتواند سه آرزویش را برآورده کند. در ادامه ماجراهایی رخ میدهد که آقا گرگه را خوشحال میکند. برنامهریزی کردن، قضاوت نکردن عجولانه و احترام به عقاید دیگران از نکات مطرح در این داستان است.
گربه چکمهپوش و داستانهای دیگر
معرفی کتاب
این کتاب شامل ۲۱ قصه است و در جریانی تخیلی به بازروایی ماجراها میپردازد. در قصه «گربه چکمهپوش» آسیابانی که سه پسر دارد، برای پسر سومش گربهای را به ارث میگذارد. پسر که فکر میکند گربه به هیچ دردی نمیخورد، تصمیم میگیرد که او را بکشد؛ ولی در همان لحظه، گربه شروع به صحبت میکند و اتفاقاتی را رقم میزند که برای پسر باورکردنی نیست.
یکچشمی، دوچشمی و سهچشمی و داستانهای دیگر
معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل ۲۴ افسانه است. در داستان «یک چشمی، دو چشمی و سه چشمی»، زنی سه دختر داشت، به نامهای یک چشمی و دو چشمی و سه چشمی. مادر و خواهرهای دو چشمی به او توجه نداشتند و بسیار بدرفتاری میکردند تا اینکه روزی دو چشمی، وردی یاد گرفت که زندگیاش را تغییر داد. پیام اخلاقی داستان این است که انسان در همین دنیا نتیجه اعمال خوب و بد خود را خواهد دید.
سفیدبرفی، رز قرمزی و داستانهای دیگر
معرفی کتاب
این کتاب شامل ۲۴ داستان کوتاه است. در داستان «سفیدبرفی و رُزقرمزی»، بیوه زن فقیری در کلبه کوچکی زندگی میکند و دو دختر به نامهای «سفیدبرفی» و «رُزقرمزی» دارد. روزی خرس پشمالویی به خانه آنها میآید و از آنها میخواهد که شب را آنجا بماند. خرس نگهبان جواهرات بود، پس از سالها، خواهرهای مهربان با شاهزادهها ازدواج میکنند و صاحب جواهرات میشوند.