ربات جنگلی
معرفی کتاب
کشتی باری که حامل صدها ربات است، در توفان غرق میشود و چهار جعبه روی آب شناور میماند. یکی از جعبهها به ساحل میرسد و خیلی اتفاقی، رباتی که رُزا نام دارد، سالم از آن بیرون میآید. رُزا باید از خودش مراقبت کند، برای همین از اقیانوس فاصله میگیرد؛ ولی او چطور میتواند از صخرهها بالا برود؟
مدرسه شبانهروزی اشباح
معرفی کتاب
«سباستین بریت» تنها شاگرد مدرسه شبانهروزی «فوگلمان» است، قلعهای قرونوسطایی، در نوک صخرهای که تنها مسیر ارتباطیاش یک تلهکابین است. سباستین هر روز خاطراتش را مینویسد تا کمتر احساس تنهایی کند. روزی در قلعه بادبادک قرمزی را میبیند و متوجه میشود که تنها نیست؛ اما چه کسی بادبادک را درست کرده است؟
استلا، وقتی خیلی خیلی کوچولو بود
معرفی کتاب
در این داستان، «استلا» از تفکرات دوران کودکیاش میگوید. از همان زمانی که فکر میکرد یک لاکپشت است و درختان حرف میزنند. او هر شب به قصههای درختان گوش میکرد و نکتههای مهمی درباره جنگلها و درختان میآموخت. حالا که استلا بزرگتر شده است، میتواند با مطالعه درباره هر یک از تفکرات کودکیاش، اطلاعات عمومی خود را افزایش دهد و برای برادر کوچکش، سام، قصه بخواند.