Skip to main content

من این شکلی هستم؟ ‌!

معرفی کتاب
هد‌هد در درخت‌زار زندگی می‌کرد و کلاغ در شهر. هدهد تصمیم گرفت سری به دوستش کلاغ در شهر بزند. هدهد تا به حال به شهر نرفته بود. در راه خسته شد و لبه‌ی یک پنجره نشست. تصویر خودش را در شیشه دید... یک هدهد کج و مج! گردن کج، پاهای کج، تاج کج و مج!... هدهد هی خودش را نگاه می‌کرد و از خودش عیب می‌گرفت. با هر چیزی که به دستش رسید گردن و پاها و تاجش را پوشاند. هدهد دیگر شبیه خودش نبود؛ حتی شبیه هیچ چیز دیگر هم نبود. آیا کلاغ او را خواهد شناخت؟ ...

یک‌دو‌سه‌های!

معرفی کتاب
خورشید صبح طلوع می‌کند، ولی ابر سیاهی جلوی آن را گرفته است. او نگران مردم است که از کارها عقب می‌افتند. از بچه باد کمک می‌گیرد، او نمی‌تواند ابر را جابه جا کند. مادر ابر می‌آید، او هم نمی‌تواند و....

چه شلخته!

معرفی کتاب
اُرنا و اردک دو دوست هستند. ارنا عاشق این است که همه جا تمیز و مرتب باشد و اردک علاقه‌ای به این کار ندارد. هر جا اردک باشد همه چیز درهم و شلخته است. حالا قرار است با هم به ساحل بروند. آیا این دو با این تفاوت با هم کنار می‌آیند؟ ‌... نویسنده در کتاب «چه شلخته!» سعی کرده است به تفاوت‌های فردی و پذیرش این تفاوت‌ها در دوستی بپردازد.

محله دنیل ببره

معرفی کتاب
در این کتاب 12 داستان ماجراجویانه کوتاه آمده‌اند. این داستان‌ها درباره کارها و فعالیت‌های جدیدی است که ببر کوچولوی این قصه، دنیل کوچولو، آن‌ها را تجربه می‌کند. مثلاً یکی از این داستان‌ها درباره پختن یک کیک موزی است که دنیل در نانوایی آقای آکر مشغول پختن آن می‌شود.
این قصه‌ها در تلاش هستند تا کودکان با خواندن هر قصه حضور در فضایی جدید را تجربه کنند و مطالب جدیدی یاد بگیرند.

یه روز یه جوجه

معرفی کتاب
این کتاب، داستان ده جوجه است که یکی یکی از پیش مادرشان می‌روند تو کوچه. در حین داستان، کودک به دنبال جوجه‌ها می‌گردد و شمارش اعداد تا عدد ده را می‌آموزد. تصاویر کتاب یادآور قصه‌هایی است که کودک قبلاً شنیده است.

داروی جدا جدا

معرفی کتاب
- آقای سبزی اسم سطل زباله سارا بود. سارا هر چی زباله داشت به آقای سبزی می‌داد تا بخورد... یک روز که حسابی تپل شده بود داد زد: آخ دلم آخ دلم...
این کتاب درباره تفکیک زباله‌های تر و خشک است که با قصه‌ای جالب و خواندی این مفهوم را برای کودک قابل درک کرده اس

تو مادر منی؟

معرفی کتاب
در یک مغازه اسباب بازی فروشی یک ماشین کوچولوی قرمز بود که دنبال مادرش می‌گشت. یک روز رفت پیش کامیون و پرسید: «‌سلام، تو مادر منی؟ » کامیون اخم کرد و گفت:‌ «‌یعنی چی مگر ماشین‌ها هم مادر دارند؟ » ماشین قرمز گفت: «بله که دارند. تو مادر من نیستی!‌» و رفت پیش اتوبوس...
این کتاب چهار قصه‌ی کوتاه همراه با تصویرسازی‌های زیبا دارد. داستان: «خاله غصه‌دار»، «بادکنکی که شاد بود»، «بادی که خوابش می‌آمد» و«تو مادر منی؟ » که قسمتی از آن را برایتان خواندیم.

به کبوتر اجازه نده اتوبوس براند!

معرفی کتاب
در این کتاب راننده برای چند دقیقه اتوبوس را ترک می‌کند و آن را به خواننده کتاب می‌سپارد. قبل از رفتن درخواست می‌کند به کبوتر اجازه نده اتوبوس براند. اما کبوتر که عاشق رانندگی است به هر روشی متصل می‌شود تا از خواننده کتاب اجازه بگیرد و اتوبوس را براند. با کتاب «به کبوتر اجازه نده اتوبوس براند» شما و کودکتان می‌توانید نه گفتن را تمرین کنید. این کتاب به کودک می‌آموزد تا در جواب خواسته‌های نامربوط و نامعقول با قطعیت پاسخ منفی دهد.

کلید کوچولو

معرفی کتاب
کلید کوچولو با پدر و مادرش در جاکلیدی زیبایی زندگی می‌کرد. پدر، کلید در بور و مادر، کلید کمد؛ اما کلید کوچولو که هیچ وقت قفلی را باز نکرده بود، خوش‌حال نبور. پدرش می‌گفت: «غصه نخور، هر کلیدی، چه کوچک و چه بزرگ بالاخره قفلی را باز می‌کند.» او همیشه خیال‌بافی می‌کرد. تا این که...

قصه‌ یک گربه و پنج موش

معرفی کتاب
یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود در شهری، خانه ای بود‌. توی این خانه لانه‌ای بود‌. لانه 5 تا موش بازیگوش. اولی موش دم سفید، دومی موش دم سیاه، سومی موش دم دراز، چهارمی موش دم کوتاه، پنجمی موش پشمالو، چاق تپل مثل هلو... این قصه که بیانگر اتحاد و همدلی موش‌ها است را می‌توان هم از روی کتاب خواند و هم در بازی با انگشتان کودکان به کار گرفت.