دیدی گم شدیم!
معرفی کتاب
شوتک با شاتو وخاله شوکا و همه بچههای مهدکودکشان رفته بودند نمایش بزبزقندی. در حین نمایش شاتو نیاز به دستشویی پیدا میکند. شاتو و شوتک بدون اطلاع خاله شوکا از سالن خارج میشوند. آن دو وقتی میخواهند برگردند به سالن نمایش راه را گم میکنند. چه طوری راه را پیدا میکنند؟ ... از چه کسی کمک میگیرند؟ ... چه طور به غریبهها اعتماد کنند؟ ... در ادامه داستان همه این ماجراها را میخوانیم.
شببهخیر بچه گوریل
معرفی کتاب
شب در باغوحش، بچهگوریل بازیگوش، دسته کلید را از جیب نگهبان برمیدارد و در قفس تمام حیوانات را باز میکند و... در این کتاب تصویری، متن و تصویر، هر دو در شکلگیری قصه نقش دارند و نمیتوان یکی از آن دو را حذف کرد. این کتابها توانایی تصویرخوانی را در کودکان بالا میبرد و سواد بصری آنها را افزایش میدهد.
داینا و شاینا
معرفی کتاب
در زمانهای قدیم که فقط دایناسورها روی زمین زندگی میکردند؛ داینا و شاینا دو بچه دایناسور بودند که برای بازی از غارهایشان بیرون آمدند. اژدهای غولپیکر وقتی داینا و شاینا را دید، خواست با آتش دهانش آنها را کباب کند و بخورد. دایناسورهای کوچک دیگر به کمک آنها آمدند. در همین هنگام کره زمین آتش میگیرد و سرانجام...
شیر و قفس
معرفی کتاب
شیر و فیل و کرگدن اسیر قفسهای یک باغوحش هستند. تا اینکه تصمیم میگیرند از قفسهایشان بیرون بیایند. با همکاری و قدرت و تواناییهای خاص یکدیگر توانستند میلههای قفس را بشکنند و آزاد شوند. آنها به جاییکه تعلق داشتند میروند یعنی بیشه و جنگل؛ اما در مسیرشان با ماجراهای عجیب و جالبی رو به رو میشوند.