Skip to main content

معمای تفاوت‌ها!: چندتا فرق تو این دوتا عکس پیدا می‌کنی؟

معرفی کتاب
یافتن تفاوت‌ها بخش‌های مختلف مغز را درگیر می‌کند و با گذر زمان عملکرد آن‌ها را کاملاً محسوس تقویت می‌نماید. از معماهای یافتن تفاوت‌ها، برای مقاصد آموزشی استفاده می‌شود. این‌گونه معماها به پرورش تفکر منطقی پرداخته و مهارت‌های جست‌جو، مقایسه و توجه به جزییات را تقویت می‌کند. این کتاب در قطع خشتی برای کودکان 4 سال به بالا طراحی و معماها از آسان به دشوار در نظر گرفته شده است. هر 25 معمای این کتاب یک داستان کوتاه دارد.

معمای دونیمه!: نیمه من کدام است؟

معرفی کتاب
جور کردن نیمه‌ها یکی از مهارت‌های اولیه (حل مسئله) را تقویت می‌کند. کودک به تدریج می‌آموزد که شکل‌های بی‌ارتباط با موضوع را حذف کند و وارد ارزیابی دقیق‌تر شود و در نهایت به جواب برسد. این کتاب در قطع خشتی دارای 25 معماست. در این کتاب هر معما، یک داستان کوتاه دارد. ترتیب معماها از ساده به دشوار در نظر گرفته شده است تا کودک در ضمن آشنا شدن با ساختار آن‌ها اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.

کوآلا کجاست؟ تو جنگل

معرفی کتاب
داستان «کوآلا کجاست؟ تو جنگل» داستان کوآلای کوچولویی است که در جنگل زندگی می‌کند؛ اما جنگل آتش می‌گیرد. کوآلا با پاهای سوخته از آتش فرار می‌کند و به خانه‌ روستایی می‌رسد که دختر کوچولویی جلو خانه در حال بازی است. دختر کوچولو به کمک می‌آید و برایش خانه می‌سازد. کوآلا هم در لانه‌اش خوابش می‌برد، یک ساعت، دو ساعت، سه ساعت... ده ساعت... تا این‌که...

یه بچه اسب آبی

معرفی کتاب
بچه اسب آبی همیشه در آب دریا مشغول آب‌بازی بود. یک روز که سرش را از آب بیرون آورد و جنگل سرسبز را دید. برای اولین بار داخل جنگل رفت و مشغول خوردن علف‌های تازه شد.در همین زمان گرگی او را دید و نقشه خوردن او را کشید. رفت و دوستانش را هم آورد.وقتی آن‌ها می‌خواستند بچه اسب آبی را شکار کنند؛ ناگهان فیل از راه رسید و با خرطوم درازش اسب آبی را به هوا برد و...

ببری و شوکا

معرفی کتاب
ببری، ببر کوچولویی است که همراه مادرش در جنگل زندگی می‌کنند. یک روز آن‌ها آهویی را می‌بینند. آن‌ دو دنبال آهو دویدند تا او را شکار کنند. ببری که از دویدن خسته شده بود‌، ایستاد تا خستگی در کند. او در میان درختان «‌شوکا» بچه آهوی کوچولویی را دید و با هم دوست شدند و شروع کردند به بازی و دویدن. تا این‌که شوکا در کنار مرداب از خستگی پایش سُر می‌خورد و می‌افتد توی گل و لای و تمساح دهانش را بازمی‌کند تا شوکا را یک لقمه کند که...

یه بچه گرگ مهربون

معرفی کتاب
گرگ کوچولویی به نام «گرگینه» از لانه‌اش بیرون آمد و به خرگوش کوچولویی رسید. خرگوش از ترس پا به فرار گذاشت. گرگ کوچولو هم به دنبالش دوید. آن قدر دوید تا به دهی رسید که پیرزن تنهایی در آن‌جا زندگی می‌کرد. خاله پیرزن هم سگی به نام هاپولی داشت. روزی قرار بود خاله پیرزن و هاپولی به خانه دختر پیرزن بروند. در میان راه هاپولی گرگینه را که از خستگی در میان بوته‌ها خوابش برده بود، به دندان گرفت و به خانه برگشت. وقتی خاله پیرزن از خانه دخترش برگشت هاپولی را با گرگینه دید، خیال کرد هاپولی بچه‌دار شده است و...

پاندو کجاست؟ رو بامبو

معرفی کتاب
پاندا کوچولویی به نام پاندو در کنار یک درخت بامبوی خیلی بزرگ زندگی می‌کرد. روزی پاندو از لانه‌اش بیرون آمد و رفت تا به یک کوهستان برفی رسید. کوهستان سنگ‌های بزرگ سیاهی داشت که از میان برف‌ها بیرون زده بود که شبیه پوست پاندا شده بود. پاندو در کوهستان با خرگوش، بچه آهو و زرافه دوست شده و به قایم موشک بازی مشغول می‌شوند؛ اما هر کدام که چشم می‌گذارد همه پیدا می‌شوند به جز پاندا. تا این که...

تبیینی از فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی ایران

معرفی کتاب
در این کتاب ابتدا چیستی و چرایی فلسفه تربیت و خصوصیات آن معرفی می‌شود. سپس، چیستی و چرایی و ویژگی‌های فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی ایران، تبیین می‌شود. آن‌گاه مبانی اساسی تربیت و باهم‌نگری آن‌ها، توضیح داده می‌شود و انواع تربیت و نسبت بین آن‌ها، بیان می‌گردد. در ادامه، جایگاه فرایند تربیت و اهداف آن، بررسی و چگونگی وضع مطلوب تربیت در جمهوری اسلامی ایران، مورد بحث قرار می‌گیرد. در پایان، تحلیلی روشن از محتوای مبانی نظری سند تحول بنیادین، یعنی «فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی ایران»، ارائه می‌شود.

بزن روی درخت جادویی

معرفی کتاب
کودکان در این داستان با مراحل رشدونمو یک درخت آشنا می‌شوند. مراحل رشد با تصویر نشان داده می‌شود؛ یک درخت خشک قهوه‌ای که یک درخت جادویی است و هر ضربه‌ای که به آن می‌زنید یک مرحله از رشد به نمایش گذاشته می‌شود.

جورج و اولین روز مهد کودک

معرفی کتاب
امروز اولین روزی که قرار است جورج به مهدکودک برود. پپا فکر می‌کند جورج خیلی کوچک است و دوست ندارد برادر کوچولویش را با خودش به مهدکودک ببرد. اما وقتی دوست‌هایش جورج را می‌بینند، خیلی ذوق می‌کنند و می‌گویند دلشان می‌خواهد برادری مثل جورج داشته باشند. پپا هم از داشتن برادر کوچولویش احساس خوشحالی می‌کند.