Skip to main content

زخمی شده پای دویست و بیستم "حشرات"

معرفی کتاب
در این کتاب با شعرها و تصاویر کودکانه به دوستی با طبیعت و حشرات، اشاره می‌شود. در این کتاب، شاعر از زبان حشرات که مشکلاتشان را با خدا در میان می‌گذارند با کودکان صحبت می‌کند؛ مشکلاتی مانند: رها کردن پسماندها و زباله‌ها، دود وسایل نقلیه، ریزگردها، و... .

بررسی تحول‌های روانی، فرهنگی و اجتماعی نسل دهه90

معرفی کتاب
این کتاب، جلد دوم از کتاب «بررسی تحول‌های روانی، فرهنگی و اجتماعی نسل دهه 90» است که در آن ضمن بررسی مباحث نظری با استفاده از نتایج یافته‌های میدانی پژوهش‌های ایران و جهان، توصیفی واقع‌گرایانه از شدت تحولات نسل جدید، ارائه می‌شود. نسل مورد بررسی در این کتاب، «کودکان پیش‌دبستانی» هستند که سن هیچ‌یک از آن‌ها به 7سال نمی‌رسد. در این جلد مباحث «سبک زندگی لذت‌مدار»، «تهدید بهداشت روانی کودکان»، «کاهش سن در برخی از اختلال‌های روانی»، و...، بررسی می‌شود.

صدای جنگلبان مهربون بود "حیوانات جنگل"

معرفی کتاب
در این کتاب با شعرها و تصاویر کودکانه به دوستی با جنگل و موجودات زنده جنگل، اشاره می‌شود. در این کتاب، شاعر از زبان حیوانات جنگل که مشکلاتشان را با خدا در میان می‌گذارند با کودکان صحبت می‌کند؛ مشکلاتی مانند: شکار و تله‌گذاری، قطع درختان، خطرات وجود زباله در جنگل، و... .

کاشکی می‌شد دریاروهم حموم برد "حیوانات دریا"

معرفی کتاب
در این کتاب با شعرها و تصاویر کودکانه به دوستی با دریا و موجودات زنده دریا و ساحل، اشاره می‌شود. در این کتاب، شاعر از زبان حیوانات دریا که مشکلاتشان را با خدا در میان می‌گذارند با کودکان صحبت می‌کند؛ مشکلاتی مانند: آلودگی‌های نفتی، آلودگی زباله‌ها و مسمومیت‌های ناشی از این آلودگی برای حیوانات دریا و... .

ترسیده بود جوجه‌ نوک‌حنایی "حیوانات روستا"

معرفی کتاب
در این کتاب با شعرها و تصاویر کودکانه به دوستی با طبیعت و حیوانات، اشاره می‌شود. در این کتاب، شاعر از زبان حیوانات شهر و روستا که مشکلاتشان را با خدا در میان می‌گذارند با کودکان صحبت می‌کند؛ مشکلاتی مانند: حیوان‌آزاری، قطع درختان و ساختن ویلاها، آلودگی صوتی، آلودگی خاک و کوه‌ها، و... .

سانی قهر کرده!

معرفی کتاب
سانی و جولیا دوستان خوبی بودند. آن‌ها با هم بازی می‌کردند و شاد بودند... گاهی هم دعوا می‌کردند... اما یک روز، با هم قهر کردند‌. سانی از این اتفاق خیلی ناراحت بود و دلش می‌خواست با جولیا بازی کند.اما چطور؟

سانی گم شده!

معرفی کتاب
«سانی» همراه مادرش برای خرید به یک فروشگاه بزرگ می‌روند. فروشگاه خیلی شلوغ است. سانی با دیدن آن همه لباس‌ و لوازم توی فروشگاه هیجان زده می‌شود. ناگهان ... «سانی»متوجه می‌شود مادرش را نمی‌تواند ببیند نگران می‌شود... چشم هایش پر اشک می‌شود. با خودش فکر می‌کند اگر نتواند دوباره مادرش را ببیند چه؟ اگر ...
آیا «سانی» برای همیشه در این فروشگاه می‌ماند؟

کرگدن کله کدو

معرفی کتاب
در یک جنگل سرسبز گرگدنی بود که فکر می‌کرد خیلی قوی است. او فکر می‌کرد چون زورش زیاد است باید به همه دستور بدهد. اگر کسی به حرفش گوش نمی‌داد با شاخ محکم و نوک‌تیزش به او حمله می‌کرد. جانوران جنگل از دست کرگدن خیلی عصبانی بودند ولی زورشان به او نمی‌رسید. تا این‌که یک روز که کرگدن داشت گوزنی را دنبال می‌کرد سُر خورد و با کله افتاد توی یک مردابی که پر از لجن بود...

خانم گرازه

معرفی کتاب
در یک جنگل قشنگ، گرازی زندگی می‌کرد که به تازگی بچه‌دار شده بود. یک روز خانم گرازه بچه‌هایش را صدا کرد و همگی، در یک صف، به طرف مردابی که دور و برش پر از گل و گیاه بود، رفتند. آن‌ها می‌خواستند همراه باباگرازه و مهمان‌هایش در آن‌جا جشن بگیرند. بچه‌ها خوشحال بودند و ورجه وورجه می‌کردند که یک مرتبه خانم گرازه دید یک ببر خط‌خطی به سمت آن‌ها می‌آید...

دعوای جغد و کلاغ

معرفی کتاب
در شکاف تنه‌ی درخت پیر و بزرگی جغد سیاهی آشیانه داشت. بالای درخت هم کلاغ و پرنده‌های دیگر لانه کرده بودند. جغد سیاه روزها می‌خوابید و شب‌ها بیدار می‌ماند و دور و بر لانه‌اش پرواز می‌کرد و آواز می‌خواند. شب‌ها کلاغ از سر و صدای جغد خوابش نمی‌برد. یک شب عصبانی شد و گفت: «‌الان چه وقت خوندنه؟ » جغد هم گفت: «به من چه که وقت خوابته...» همین‌طور بگو مگو کردند تا این‌که دعوایشان شد و با چنگ و منقار به جان یکدیگر افتادند! موش موشی باهوش سرش را از سوراخ بیرون آورد و با خودش گفت: «کلاغ و جغد سیاه هر دو شکارچی من‌اند.» پس نقشه‌ای برای آن‌ها کشید و...