شکم مموشی یخچال شده
معرفی کتاب
«مموشی» موش کوچولویی است که یخچالشان را خیلی دوست دارد؛ چون پر از بستنی و نوشیدنیهای خنک و خوشمزه است. وقتی مموشی بیرون از خانه بازی میکند، گرمش میشود و عرق میکند. او به سراغ یخچال میرود و تمام چیزهای خنک را پشت سر هم میخورد و... . حالا مموشی دلدرد گرفته است و گریه میکند. مادر او را به دکتر میبرد و میگوید نباید این همه خوراکی خنک را با هم بخورد!
دنیا پر از مورچه شده!
معرفی کتاب
بچهفیلی به نام «فیلفیلی» زیر درخت خوابیده است. وقتی بیدار میشود، میبیند همهجا پر از مورچه است. او فریاد میزند، فرار کنید! فرار کنید! دنیا پر از مورچه شده است! او برای دوستانش، «میمون»، «پنگالو» و «کربگدن»، ماجرا را تعریف میکند و از آنها میخواهد که با هم فرار کنند؛ اما آنها میگویند که فیلفیلی خواب دیده است و خبری از مورچه نیست و او را تنها میگذارند. حالا فیلفیلی غمگین و تنهاست. ناگهان مورچهای از گوشه چشم فیلفیلی میگوید، دنیا پر از مورچه نشده... .
دردونهخانم و جیرجیری
معرفی کتاب
«دُردونه» عروسک دخترکوچولو است و همهجا همراه دخترک میرود؛ حتی وقتی دخترکوچولو به مدرسه میرود، دردونه در کیف دخترک مینشیند و گاهیوقتها در جامیز دخترک دراز میکشد! روزی دردونه در جامیز به خواب میرود و وقتی بیدار میشود، میبیند مدرسه تعطیل شده و او جامانده است. دردونه از ناراحتی و تنهایی به گریه میافتد؛ اما ناگهان متوجه صدای «جیرجیر» میشود!
تق تق تق...
معرفی کتاب
خرگوش در حال خوردن هویج است. در همین موقع، موش کور مشغول کندن تونل است و به فکر پیدا کردن یک دوست. موش کور صدایی از بالای سرش میشنود و میخواهد آن را کشف کند. خرگوش صدایی از زیر زمین میشنود و میخواهد بداند این صدا از چیست. خرگوش و موش کور هیچکدام یکدیگر را ندیدهاند و وقتی با هم روبهرو میشوند، با تعجب و وحشت از هم فرار میکنند... . حالا خرگوش و موش کور کنار هم نشستهاند و هویج میخورند!
خرگوشک و عروسکش
معرفی کتاب
خرگوشک درحالیکه هویج میخورد، گریه میکند! مورچهها که به دنبال دانه هستند، دور او جمع میشوند و علت گریهاش را میپرسند و متوجه میشوند عروسک او گم شده است. مورچهها به دو دسته تقسیم میشوند و... . عروسک در چالهای افتاده است. دو گروه مورچه به هم ملحق میشوند و با کمک هم عروسک را بیرون میکشند و به خرگوشک میدهند. حالا خرگوش خوشحال است و میخندد.
مبانی آموزش محیط زیست و مشارکت خانواده
معرفی کتاب
کتاب حاضر راهنمای بهرهبرداری از کتاب" کار و راهنمای آموزش محیط زیست" است و مؤلفان در صددند اطلاعات پایهای و اولیه درباره محیط زیست و آنچه را که مربی و والدین باید پیش از استفاده از فعالیتهای کتاب مذکور داشته باشند، به آنها ارائه دهند. در فصل پایانی کتاب نیز نکاتی درباره چگونگی مشارکت خانواده در آموزش محیط زیست و همکاری با مربیان آورده شده است.
راهنمای عملی نگارش طرح درس
معرفی کتاب
کتاب پیش رو میکوشد به مخاطب بیاموزد چگونه طرح درس بنویسد. فصلهای اول کتاب، کلیات مربوط به طرح درس و تدریس را ارائه دادهاست. فصل 3 به بررسی ساختار طرح درس اختصاص دارد. نحوۀ نوشتن اهداف طرح درس در فصل 4 آمدهاست. فصل پنجم کتاب به سازماندهی محتوا مربوط می شود. انتخاب روشهای تدریس متناسب با اهداف یادگیری و تولید مواد کمک آموزشی در فصل7 و سنجش آموختهها در فصل 8 به بحث گذاشته شدهاست. نمونههایی از طرح درسهای نوشتهشدۀ معلمان در فصل 9 آمده و فصل آخر کتاب نیز دوسویه، غیرمکتوب و مجازی است.
ارتقای پیشرفت تحصیلی پسران (راهنمای والدین و معلمان)
معرفی کتاب
دانستن تفاوتهای پسران با دختران به والدین و مربیان کمک میکند چگونگی برخورد با هر دسته را بهتر درک کنند. نویسندۀ کتاب حاضر کوشیدهاست ضمن تأکید بر تفاوتهای میان تربیت و آموزش پسران، موانع پیشرفت پسران در دوران قبل از مدرسه، اوایل مدرسه و حین مدرسه را بررسی کند. این کتاب نه تنها به جنبههایی در ارتقای سطح آموزشی پسران اشاهکرده است، بلکه به لحاظ پرورشی به جنبۀ رشد هیجانی- اجتماعی پسران نیز میپردازد.
فسقلیها
معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل پانزده داستان است. «دادا خودپسند»، «قلقلو دوقلو»، «فیفی خیالباف» و «جیجو جنگجو»، نام بعضی از این داستانهاست. در داستان اول، «دادا» خیلی از تیپ و قیافه خودش خوشش میآید. او در مدرسه مرتب از خودش تعریف میکند و حرص همه بچهها را درمیآورد تا اینکه... . داستان دوم درباره خواهران دوقلو، «رُزی» و «رُزا»، است. آنها آنقدر شبیه هستند که مادرشان هم بعضیوقتها آنها را اشتباه میگیرد؛ اما اخلاقشان اصلاً شبیه نیست! روزی دوقلوها با دوچرخه به اداره پست میروند و... . در داستان سوم «فیفی» خیالبافی درجه یک است و در خیالش به هرچیزی و هرکسی که میخواهد، تبدیل میشود. یک روز... . داستان چهارم... .
بچهخرس
معرفی کتاب
بچهخرس از غار تاریک بیرون میآید و به دنبال پروانهای میدود. مادر عصبانی است؛ چون خرسکوچولو اصلاً مراقب جلوی پایش نیست. بچهخرس دوستش را در سراشیبی تپه هُل میدهد و هر دو با سرعت به پایین تپه میافتند. مادر باز هم عصبانی است و فریاد میزند که مواظب باشید. خرس کوچولو تلاش میکند ماهی بگیرد و وقتی موفق نمیشود، مادر به او یاد میدهد که چطور این کار را انجام دهد. خرسکوچولو از خوردن عسل سیر نمیشود؛ اما مادر میگوید نباید زیاد بخورد؛ چون ممکن است مریض شود. وقت خواب است و بچهخرس خسته است. او در میان بازوان بزرگ و قوی مادرش به خواب میرود.