بهبود سطح رشد در دوره اول کودکی
معرفی کتاب
اوایل کودکی دورهای حساس است که کودکان در آن به رشد جسمی، شناختی و هیجانی میرسند. مداخلۀ آگاهانه در این دوره، به پیشرفت رشدی کودک کمک میکند. کتاب حاضر در ابتدا مسیر و شاخصههای رشد را در کودک عادی بررسی میکند. سپس به رشد کودکان مبتلا به اتیسم، فلج مغزی و اختلال رفتاری میپردازد. تغذیه برای رشد بهینه و مراقبت به منظور رشد متناسب کودکی نیز در بخشهای پایانی کتاب مطرح شدهاند.
کیمی قوی میشود (رشد هیجانی کودکان خودشناسی کودکان)
معرفی کتاب
زورگویی، تحقیر و ترس پدیدههایی هستند که همۀ کودکان آنها را تجربه میکنند و متأسفانه انزوا و کمبود اعتمادبهنفس از پیامدهای آن محسوب میشوند. کتاب حاضر در پی آگاهی دادن به کودکان در این باره، راهکارهایی عملی را در موقعیتهای واقعی به کودکان تمرین میدهد. نویسنده تواناییهای کودکان را به گنج تشبیهکرده و او را به ارزش قائلبودن برای خود سوق میدهد.
پرسشهای کودکانه، پاسخهای روانشناسانه همراه با چکلیست بررسی مشکلات کودکان و کتب پیشنهادی
معرفی کتاب
بعضی سؤالات کودکان سخت به نظر میآیند، اما والدین میتوانند بسیار ساده به آنها پاسخ دهند. در این کتاب پاسخ به پرسشهای کودکان بنا به سن، درجۀ درک و فهم و مقدار رشد ذهنی متفاوت آنها، از ساده و کوتاه به مفصل و پیچیده تنظیم شدهاند. سؤالات سادهای که به نحوۀ بهدنیا آمدن کودک، موضوع مرگ، خدا و بهشت و جهنم، طلاق و جدایی، مسائل جنسی و جنسیتی، و ترس مربوطاند، در این کتاب پاسخهایی روانشناسانه و ساده پیدا کردهاند.
اصول کاربردی مدیریت و کنترل: ناخنجویدن در کودکان
معرفی کتاب
ناخن جویدن یکی از مشکلات دورۀ کودکی و حتی نوجوانی است که گاه به عادتی غلط و آزاردهنده تبدیل میشود و نشانهای است از وجود اضطراب در کودک. در این کتاب، نکات اصلی و کاربردی شناخت و درمان این اختلال مطرح شدهاند. روانشناسی ناخن جویدن، سببشناسی آن، انواع و شیوع آن و نیز راهبردهای درمانی ناخن جویدن از جمله مطالب کتاب هستند.
آدم کوچولوی جدید
معرفی کتاب
"المور" مثل خیلی از بچهها تنها فرزند خانواده بود. او یک اتاق برای خودش داشت و یک عالمه اسباببازی. المور اخلاقهای خاصی هم داشت. مثلا دوست داشت اسباببازیهایش را با ترتیب خاصی توی اتاقش بچیند و هیچکس آنها را حتی یک میلیمتر هم جابهجا نکند. حتی وقتی "عمو سیسیل" برای او یک شیشه پاستیل ژلهای هدیه آورد، او تمام پاستیلها را هر جور که دلش خواست تنهای تنها خورد. اما یک روز آدم کوچولویی به خانهشان آمد و همه چیز عوض شد. این آدم کوچک برای همیشه قرار بود پیش آنها بماند. المور باید چه میکرد؟
عینک جادویی!
معرفی کتاب
چشمپزشک برای "اما" عینک تجویز میکند ولی به نظر اما عینک مسخره است. "لئون"، یکی از بچههای مهد است که او هم عینک دارد و اما از او خوشش نمیآید. یک روز که همگی در مهدکودک هستند لئون به اما میگوید عینکش نه تنها مسخره نیست بلکه جادویی هم هست. او چیزهایی را بعد از زدن عینک تازه کشف کرده است. اما تعجب میکند ولی به روی خود نمیآورد. به خانه که برمیگردد عینکش را از پشت کشو برمیدارد و چیز عجیبی میبیند؛ ستارههایی که روی سقف اتاقش چسبیدهاند چشم و دهان دارند.به اتاق نگاهی میاندازد. انگار اتاقش شکل دیگری شده است...
عینک نمیزنم!
معرفی کتاب
"تانیا" وقتی میفهمد که چشمهایش ضعیف است و باید عینک بزند، مثل همیشه جیغ میکشد و میگوید من عینک نمیخواهم. او دوست ندارد با عینک به مهدکودک برود. اما وقتی پایش به عینکفروشی میرسد از تمام عینکها خوشش میآید و یکی را انتخاب میکند. تازه میفهمد قبلا هیچ چیز را نمیدیده است و آدمها و لباسهایشان خیلی قشنگتر از همیشه هستند...
اولین باری که دیدمت، کانگوروی آبی!
معرفی کتاب
وقتی "لیلی" صاحب یک برادر کوچک شد، خیلی زود فهمید که نگهداری از نوزاد اصلا کار راحتی نیست. لیلی برادرش را خیلی دوست داشت اما هر زمان که نزدیکش میشد کارهای عجیب میکرد و صداهای بلند درمیآورد و برادرش را میترساند. تا اینکه روزی مادربزرگش به آنجا آمد و برای لیلی یک کانگوروی آبی عروسکی آورد. او از همان لحظه تصمیم گرفت که از کانگورو مراقبت کند اما...