کفشم زمانی گاو بوده
معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعهای از اشعار کوتاه است و زبان آنها ساده و روان است. «نوجوانی»، «زندگی»، «بهار»، «بازی»، «صلح» و «مرزها» نام بعضی از این اشعار است. شاعر کودکیاش را مانند پرندهای میداند که چشمبرهم زدنی پریده و رفته است. او صلح را به عروسک زیبایی تشبیه کرده است که کودکان بسیاری در حسرت آن هستند و افسوس میخورد از اینکه هیچ تفنگی دهان به صلح نمیگشاید و... .
پاورقیهای خطخطی
معرفی کتاب
«این کتاب شامل داستانهای کوتاهی است که در یک نگاه و با گذاشتن وقت بسیار کوتاهی، مثل صرف صبحانه، میتوان آن را خواند.» «قضاوت»، «حسود و قبطه»، «تصمیم مهم»، «احساس یک مادر»، «هر زنی زیباست» و «سوال خواستگاری»، نام برخی از این داستانهاست و مضمون آنها ارزشهای اخلاقی است. همچنین نویسنده عشق و محبت را پایه داستانها قرار داده و آنها را به خواننده یادآوری میکند. در داستان «قضاوت»، با آوردن خاطرهای از دکتر «حسابی» گوشزد میکند که هیچوقت، درباره هیچکس نباید قضاوت کرد.
مسافری با پاپوشهای جهنمی
معرفی کتاب
پدر و مادر «بادی» و «هایلی»در سانحه هوایی کشته شدهاند و پدرشان کلی بدهی برایشان ارث گذاشته است. هایلی وکیل است؛ ولی ترجیح میدهد وکالت آدمهای بیچاره و فقیر را به عهده بگیرد. برای همین درآمدی ندارد. او تصمیم میگیرد خانه اجدادیشان را بفروشد؛ اما بادی با این کار مخالف است. او از خواهرش چیزهایی درباره یک گنج میشنود و سعی میکند آن را پیدا کند.
همه به مینی شک میکنند
معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه «ماجراهای مینی» است. تصاویر در این کتاب نقش مهمی دارند و به روایت داستان کمک میکنند. در این قسمت پسرهای مدرسه «مورتیس»، برادر «مینی»، همگی عکس فوتبالیستها را جمع میکنند و فقط مورتیس بدشانسی آورده است. او از سوپرمارکت کلی کورنفلکس شانسی خریده و عکس برگردان فوتبالیستها را برداشته و جعبه کورنفلکس را دور انداخته است؛ ولی از داخل همه آنها، عکس تکراری یکی از فوتبالیستها را درآورده است. «یو» یکی از دوستان مورتیس، آلبوم فوتبالش را به مدرسه میبرد و با افتخار به همه نشان میدهد... . دو روز بعد آلبوم یو دزدیده میشود. چه کسی میتواند این کار را کرده باشد؟
مینی تولدش را جشن میگیرد
معرفی کتاب
روز تولد «مینی» نزدیک است و مادرش از او میپرسد که برای تولدش چه میخواهد... . مینی از مادرش میخواهد که یک جشن تولد مفصل بگیرد و تمام دوستانش را دعوت کند. مادر اجاز ه میدهد؛ اما مینی میتواند فقط هفت نفر از دوستانش را دعوت کند. مینی با کمک دوستش، «ماکسی»، هفت نفر را انتخاب کرده و برایشان کارتهای دعوت آماده میکند. او تصمیم میگیرد کارتها را در مدرسه به دوستانش بدهد؛ اما در مدرسه اتفاقاتی رخ میدهد که مینی حتی تصورش را هم نمیکند. او سردرگم است و نمیداند چه کار باید بکند.
مینی، دختر کدبانو
معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه «ماجراهای مینی» است که تصاویر آن نقش مهمی در روایت داستان دارند. مادر و مادربزرگ «مینی» به خرید میروند و... . بعد از چند ساعت، مینی و برادرش، «مورتیس»، خبردار میشوند که آنها تصادف کردهاند و باید مدتی در بیمارستان باشند. پدر از بچهها میخواهد در کارهای خانه به او کمک کنند تا در نبود مادر، نظم خانه به هم نریزد. مینی قول میدهد که این کار را انجام دهد؛ اما آیا مورتیس هم در کارهای خانه کمک میکند؟ آیا مینی میتواند با مورتیس شلخته کنار بیاید؟
مینی قدبلندترین است
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مینی» است که تصاویر، همراه با متن، داستان را روایت میکنند. «مینی» هفت سال دارد؛ اما بسیار قدبلند است، حتی از برادرش که دو سال از او بزرگتر است. مینی خیلی دلش میخواهد بتواند کاری را خیلی عالی انجام دهد؛ چون «ماکسی» میتواند خیلی خوب آواز بخواند، «اِکساندی» خیلی عالی نقاشی میکشد، «گابی»، یک ژیمناست معرکه است و... . مینی هم میخواهد مثل آنها باشد؛ ولی او در هیچ کاری خیلی عالی نیست تا اینکه خانم معلم نمایشی ترتیب میدهد؛ اما در این نمایش مینی فقط نقش یک کرم را دارد. او چطور میتواند کاری پیدا کند که در آن عالی باشد؟
مینی باید به مدرسه برود
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مینی» است و تصاویر سیاه و سفید این کتاب، نقش مهمی در روایت داستان دارند. «مینی» دختر لاغر و قدبلندی است و هنوز به مدرسه نمیرود؛ با این حال از برادرش که دو سال از او بزرگتر است، بلندتر است. با آمدن پاییز، مینی باید به مدرسه برود؛ ولی او نمیتواند تصمیم بگیرد به کدام مدرسه برود. مدرسهای که برادرش آنجاست یا مدرسهای که دوستان کودکستانش میروند. مادربزرگ برای روز اول مدرسه برای مینی لباسی دوخته است که بدتر از آن است که مینی فکرش را میکند. او نمیخواهد لباس را بپوشد؛ ولی میداند که با این کار مادربزرگ خیلی ناراحت میشود تا اینکه «مورتیس»، برادر مینی، فکری به ذهنش میرسد.
نجات الاغ
معرفی کتاب
این داستان درباره روزهای جنگ است، روزهای بمب و گلوله و آتش! گروهی از رزمندگان در یکی از پیادهرویهای خود، الاغی را میبینند که در دیواره دره، روی تختهسنگی افتاده و زخمی و خاکآلود است. خونی که از زیر پای الاغ پخش شده است، به سیاهی میزند. «محمد» دلش میخواهد حیوان زبانبسته را نجات دهد؛ اما این، کار یک نفر نیست. دوستانش، «حسین» و «فریدون» با او همراه میشوند و... . آنها الاغ را به پایگاه میآورند. زخم پای الاغ عفونت کرده است، حالا یا باید پایش را قطع کنند یا او را بکشند و راحتش کنند.
سیوپنجم ماهمه
معرفی کتاب
این داستان فانتزی و طنز، ماجرای «کُنراد»، پسربچهای است که همراه عمویش و اسبی سخنگو، به دریای جنوب سفر میکند و در آنجا وارد فضایی کمدی میشود و از سرزمینهای عجیب و غریب سردرمیآورد. کنراد ابتدا وارد سرزمینی جادویی میشود که روی تابلوی آن نوشته شده است: «ورود برای عموم آزاد است»؛ اما هیچ دری برای ورود به آن سرزمین وجود ندارد. سرانجام آنها وارد آن سرزمین شده و با پدیدهای عجیب روبهرو میشوند. کنراد و عمویش هربار که دست راست خود را روی تنه درختی میکشند، بشقابی پر از کمپوت گیلاس دریافت میکنند!