Skip to main content

پرنده‌ رنگین‌بال

معرفی کتاب
مدت‌ها پیش از شهادت «مسعود»، پدرش از دنیا رفته بود و مادر خوش‌حال بود که پدر، نبودِ پسرش را احساس نکرد. او آرزو می‌کرد که خودش هم قبل از پسرش از دنیا می‎رفت و روزهای بدون او را تجربه نمی‌کرد. حالا مادر مانده بود و دو دخترش؛ «مهری» و «مریم». مهری پسر کوچکی داشت به نام «مهدی» که گویی سیبی بود که با مسعود از وسط نصف کرده باشند و مسلماً عزیزکرده مادربزرگ. روزی که آن‌ها مشغول صحبت درباره مسعود بودند، پرنده کوچک و رنگینی وارد اتاق ‏شد و... .

مرغک مینای من

معرفی کتاب
«سینا» دلش می‌‏خواهد مرغ مینا داشته باشد. وقتی پدر از این موضوع باخبر می‎شود، او را نزد دوستش که جانباز است می‎برد. عمو«سردار» مرغ مینایی دارد که می‏‌خواهد آن را به سینا بدهد؛ اما مرغ مینا هیچ حرفی نمی‏‌زند. عموسردار به سینا تأکید می‌کند که به مینا حرف‎های مهم یاد بدهد و سینا نمی‏‌داند حرف‎های مهم یعنی چه؟ سینا از همه درباره حرف‎های مهم می‎پرسد و هرکس جوابی می‏‌دهد. سینا سعی می‌‏کند به مینا حرف زدن را یاد بدهد؛ اما مینا اصلاً حرف نمی‏‌زند. درنهایت سینا و پدرش تصمیم می‏‌‎گیرند مینا را نزد عموسردار برگردانند و... .

آقازاده‌ها: گذری بر زندگی آقازاده‌های شهید و پدرانشان

معرفی کتاب
جامعۀ امروزی نگاه مثبتی به آقازاده‌ها، در معنای رایج آن، ندارد. این اثر می‌کوشد با گذری بر زندگی نورانی آقازاده‌های شهید و پدران آن‌ها، گامی در راستای ترمیم چهرۀ تخریب‌شدۀ آقازاده‌ها بردارد و از آقازاده‌هایی بگوید که به جای بهره‌برداری مادی با استفاده از موقعیت خود، راه شهادت را برگزیدند. شهید مصطفی خمینی، سیدمحمدعلی و سید محسن عبادی، جعفر احمدی میانجی، سیدمهدی روحانی، سیدهادی نصرالله، ناصرالدین باغانی، محمدتقی امینیان، محمد حسن قدوسی و محی الدین افتخاری چند تن از شهیدان نام‌برده در این کتاب هستند. شرح زندگی خود شهید و پدر او، هر دو، آمده‌است.

رفاقت به سبک تانک

معرفی کتاب
این کتاب خاطرات نویسنده و هم‌رزمانش است که به صورت طنز روایت می‎شود. کتاب حاوی کاریکاتورهای مرتبط به متن است. داستان‌ها در اصل، عینِ دیده‌ها و تجربیات نویسنده در روزهای حضورش در جبهه‌های جنگ است. البته او وقتی تصمیم می‌گیرد این کتاب را بنویسد، در کنار خاطراتی که از جبهه و جنگ داشته به سراغ خاطرات رزمندگان و کتاب‌های دفاع مقدس هم رفته است. آنچه این اثر را نسبت به موارد مشابه متمایز می‌کند، صراحت و صمیمیتی است که نویسنده در پرداخت روایت‌ها به کار برده است.

مهمان‌هایی با کفش‌های لنگه‌‌به‌لنگه

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‎ای از داستانک‌هایی درباره جانبازان است. مردانی که سلامتی خود را در جبهه‌ها جا گذاشتند و بعد از بازگشت نه‎تنها روحیه خود را نباختند و گوشه‏‌گیر نشدند، بلکه آن‎چنان سرزنده و فعال در کوچه و خیابان حاضر شدند که مردنم فراموش کردند اینها جانباز هستند. داستان اول که «املا» نام دارد، درباره پسری است که املایش ضعیف است. پدر او را سرزنش می‌کند؛ اما مادربزرگ می‏‌گوید که خود او نیز دیکته‌اش افتضاح بوده است و نامه‌ای که سال‌ها پیش از جبهه فرستاده است به دست نوه خود می‎دهد؛ اما اینجا پایان داستان نیست!

تپه وداع

معرفی کتاب
این کتاب نمایشنامه‌ای است درباره جنگ ایران و عراق. سال‌ها پس از جنگ، دانش‌آموزان، همراه مربی خود، برای بازدید مناطق جنگی به آن‌جا می‏‌روند. آن‌ها به خط مقدم جبهه می‎رسند، جایی که نظامی‎ها آن را نقطه صفر می‎نامند! آقای مربی کسی است که سال‌ها در آن منطقه جنگیده و وجب به وجب آن را می‎شناسد. مربی می‏‌گوید تپه‎ای که روی آن ایستاده‎اند، تپه وداع نام دارد و از بچه می‏‌خواهد صبر کنند تا مهمان‌ها از راه برسند و علت این نام‎گذاری را توضیح دهند. مهمان‌ها چه کسانی هستند و داستان این تپه چیست؟

دیگه سردم نیست!

معرفی کتاب
این نمایشنامه درباره جانبازان شیمیایی است و نیمی از آن در گذشته و نیمی در زمان حال رخ می‌‏دهد. در گذشته خانم معلم جدیدی برای درس فیزیک به کلاس می‎آید. خانم «طلوعی» معلم بسیار خوبی است؛ اما سرفه‎های شدیدش باعث می‎شود تا بچه‎ها از مدیر مدرسه بخواهند معلم دیگری برایشان بفرستد. مدیر بارها به خانم طلوعی تذکر می‌‏دهد و او هربار قول می‏‌دهد که سرفه‎هایش را کنترل کند. سرانجام معلم فیزیک در بیمارستان بستری می‌‏شود؛ اما مدتی بعد بچه‎ها متوجه می‌‏شوند که معلمشان در مناطق جنگی، شیمیایی شده است و... .

باغ کیانوش

معرفی کتاب
در گرماگرم مراسم عروسی پسر«کیانوش» که صاحب باغ بزرگی است، «حمزه» و عباس» تصمیم می‏‌گیرند به باغ او دستبرد بزنند. آن‌ها مطمئن هستند که او که سخت سرگرم پذیرایی از مهمان‎هاست و اصلاً متوجه نمی‏‌شود؛ اما ناگهان سروکله کیانوش پیدا می‏‌شود. در همین موقع، یک هواپیمای جنگنده عراقی سقوط می‏‌کند و خلبان با چتر در باغ فرود می‏‌آید؛ اما به شاخه‎های درخت گیر می‏‌کند و... .

اتاق تاریک

معرفی کتاب
این داستان درباره جنگ ایران و عراق است. «نرگس» دختری هفده‌ساله و ساکن تهران است که برادری به نام «مهرداد» دارد. مادرشان تحمل شنیدنِ مداوم و پی‌درپی صدای آژیر قرمز را ندارد. به همین علت، تصمیم می‌گیرند به روستای پدربزرگ و مادربزرگشان بروند. کل فامیل نیز آنجا هستند. همگی از این باهم بودن خوش‌حال هستند و از طرفی نگران خانه‌هایشان در تهران که هرلحظه ممکن است ویران شود. پسرخاله نرگس چشمانش در جنگ آسیب دیده و هرلحظه ممکن است کور شود... .

دست‌های سبز لاله

معرفی کتاب
«مجید» برادر «مریم»، همراه دوستش، «قاسم»، به جبهه می‎رود و پیاز گل لاله‎ای را که در گلدان کاشته است، به مریم می‎سپارد و سفارش می‌کند که گلدان باید در جای تاریک باشد تا برای عید نوروز گل بدهد. مجید و قاسم می‎روند و مریم با تمام دلتنگی‎اش از گل لاله مراقبت می‏‌کند. بعد از مدت‌ها قاسم بازمی‎گردد؛ اما خبری از مجید نیست! این داستان، حکایت پایمردی‌های جوانانی است که توانستند وطن را حفظ کرده و سرزمین‌مان را به دشت لاله تبدیل کنند.