Skip to main content

روشنای خاموش

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی شش داستان از جنگ ایران و عراق است. در یکی از این داستان‌ها با عنوان «نغمه پرواز»، چند رزمنده به هنگام شناسایی، با چند عراقی مواجه می‌شوند و آن‌ها را اسیر می‌کنند، رزمنده‌ها از آن‌ها، محل امن خروج از منطقه را می‌پرسند، «جاسم» راه را نشان می‌دهد؛ اما غافل از اینکه یکی از اسیران عراقی، عضو حزب بعث است و او را به خاطر کمک به رزمنده‌ها، تهدید می‌کند. ناگهان همه اسیر می‌شوند. در پادگان عراقی‌ها، جاسم و برخی از سربازان دشمن، شورش می‌کنند و... .

وقتی در آغوش کوه بودیم

معرفی کتاب
«میترا» دختر نوجوانی است که با بازگشایی مدارس، به کلاس دوم راهنمایی می‎رود. او تمام وسایلش را خریده و همه‌چیز برای فردا، اول مهر، آماده است؛ اما خبر حمله عراق به ایران، همه‌جا می‎پیچد و میترا و دوستانش، «راضیه» و «گلنار»، را نگران می‏‌کند. جنگ بر تمام ابعاد زندگی دخترها تأثیر گذاشته است، بر مدرسه رفتنشان، غذا خوردن و خوابیدنشان و حتی تفریحشان! پدر روی شیشه‎ها را چسب می‌‏زند و پتوی سربازی‎اش را با میخ به پشت پنجره می‏‌کوبد... . چند روزی است که راضیه مثل همیشه شاد و شنگول نیست و میترا فکر می‏‌کند با او قهر کرده است؛ اما چرا؟

جزیره آفتابگردان

معرفی کتاب
سال‌هاست که جنگ تمام شده است؛ اما خبری از پدر «بهار» نیست. او خلبان است. روزی بهار از مادر و مادربزرگش، کلمه مفقودالاثر را می‏‌شنود. وقتی معنی آن را می‏‌پرسد، مادر می‎گوید جزیره‌ای است، پر از گل آفتابگردان! بهار دلتنگ پدر است. او تصمیم می‏‌گیرد با هواپیمای روی کمدش که اسباب‌بازی بچگی پدرش است، همراه عروسک‌هایش، خرسی و فیلی و زرافه، به جزیره آفتابگردان برود! بهار سوار هواپیما می‌شود و در آسمان پیش می‌‏رود تا بالاخره به جزیره می‌‏رسد و... .

آب و زنجیر

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‎ای از داستان‌های کوتاه و به هم پیوسته‌ای درباره چند نوجوان اهل مشکین‌شهر است. آن‎ها کنار رود خیاوچای که از سبلان سرچشمه می‎گیرد، زندگی می‏‌کنند. «غلام»، «قادر» که غلام او را سوغان صدا می‌کند و «جیار»، یکی دیگر از دوستان غلام، برای استراحت بعد از امتحانات خرداد، به یکی از آب گرم‌های شهرشان می‌‏روند. آنجا حسابی خوش می‏‌گذارنند، آنجا شاهد جدالی نابرابر بین آدم‌ها و خرس بزرگ و کشته شدن خرس هستند و آنجاست که می‎فهمند دوستشان، «فیاض»، قصد دارد به جبهه برود!

مرد قورباغه‌ای

معرفی کتاب
پدر «بی‎تا» غواص است. چندسال است که جنگ تمام شده است؛ ولی خبری از پدر نیست. هیچ‏کس از او خبر ندارد. بی‌تا و مادرش «آلما» با احتمال اسارت، امید به بازگشت او دارند. آلما هرروز به دنبال پیدا کردن کار، همه‎جا را زیرپا می‏‌گذارد؛ اما بی‎نتیجه است. بی‌تا از خانم دکتری که از کودکی پزشکش بوده است، می‌‏خواهد برایش کاری پیدا کند؛ اما آلما رضایت نمی‌‏دهد. او نمی‏‌تواند اجازه دهد دختر چهارده‌ساله‎اش سرِ کار برود و خودش در خانه بنشیند. بی‎تا تمام تلاشش را می‏‌کند و آلما که حسابی کلافه شده است، قبول می‌کند و... .

زندانی دو دیکتاتور

معرفی کتاب
«حسن حسین‌زاده موحد» از پانزده‌سالگی فعالیت سیاسی خود را شروع کرد و سال‌ها در زندان ساواک بود. بعد از انقلاب هم به جبهه رفت و اسیر شد. در اردوگاه «تکریت»، اردوگاهی که عراق هرگز نامش را به سازمان بین‎المللی صلیب سرخ نداده بود.حسین‌زاده موحد وقتی از اسارت بازگشت، فقط سی کیلو وزن داشت، معلول بود و روی ویلچر نشسته بود. او هر شب نماز شب می‎خواند و یک شب که بیدار ‎شد تا نماز بخواند... . او تمام زندگی‎اش را برای عقیده‌اش گذاشت، برای مقاومت و مبارزه با دو دیکتاتور، تاجایی‌که از چشیدن لذت زندگی و دیدن لبخند بچه‌هایی که می‏‌توانست داشته باشد، محروم شد. او هرگز ازدواج نکرد.

نامه‌های گم‌شده:183 درنگ در جنگ

معرفی کتاب
کتاب حاضر از معدود کتاب‌هایی است که در حوزه داستان کوتاهِ کوتاه دفاع مقدس نوشته شده است. در این داستان‌های کوتاهِ کوتاه، روح آن دوران، حال و هوای راستینش، احساسات و دغدغه‌های رزمندگان و... درک شده و به تصویر کشیده شده است. در یکی از نوشته‌ها به نام «خرمشهر»، آمده است: «پسرش شهید شده بود، مخفیانه دفنش کرد، مردم از آزادی شهر خوشحال بودند». در یکی دیگر از متن‌ها به نام «حساب‌کتاب» آمده است: «دشمن شکست خورد، زن‌ها را حساب نکرده بودند».

شب دنیا

معرفی کتاب
کتاب حاضر درباره جنگ ایران و عراق است و رزمنده‌هایی که از جان خود گذشتند تا ایران بماند. افرادی مانند «ایلیا یوسفی» که در جبهه‌ها حماسه می‎آفریند و سرانجام به اسارت درمی‎آید. ایلیا فرماندهی است که با دیگران فرق دارد، او «رازمیک» را که مسیحی است، به گردانش راه می‎دهد، انجیل در جیب دارد و ماه را در دست می‌‏گیرد! اکنون سال‌هاست که جنگ تمام شده است و «امین»، دوست ایلیا، که با او اسیر بوده است، به میهن بازگشته است؛ اما از ایلیا خبری نیست! شایعاتی درباره او بر سر زبان‌ها افتاده که به کشور خیانت کرده است! دوستانش، «احسان»، «سیدمصطفی» و امین، در شک و تردید به سر می‎برند که به ندای قلبشان گوش دهند یا به شایعات. سرانجام خبرهایی از ایلیا می‎رسد!

161 روز

معرفی کتاب
این کتاب، روزنگاشت جوانی است که از هفده‌سالگی برای دفاع از کشور، راهی جبهه‌های نبرد شد و در این راه، در مأموریت‌های مختلفِ درون و برون‌مرزی شرکت کرد و درمجموع هشتاد ماه از دوران جوانی‌اش، در مناطق مختلف عملیاتی سپری شد. او در شهریور ۱۳۴۳ به دنیا آمد و در هجده‌سالگی به جبهه غرب (کردستان)رفت. آخرین مسئولیتش، فرماندهی هم‌زمان دو گردان «سلمان» و «سیدالشهدا» بود و در این مدت سه بار مورد اصابت ترکش و چندین گلوله قرار گرفت و مجروح شد. او وقایع و حوادث آن روزها رابازگویی کرده است، رویدادها و خاطرات ۲۴۹۰ روز از نوجوانی و جوانی خود را. این کتاب بخشی از این وقایع است.

صحیفه عشق: خاطرات رشادت‌ها و دلاورمردی‌ها، جانبازان، اسرا و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس روستای بردیان

معرفی کتاب
کتاب حاضر خاطراتِ رشادت‌ها و دلاوری‌های جانبازان، اسرا و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس روستای «بردیان» است که مخاطب را با دفاع مقدس و سبک زندگی در گیرودار جنگ آشنا می‌کند.روستای بردیان در حد فاصل شهرهای دهدشت و چرام در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار گرفته است. بخش اول کتاب، حاوی خاطرات 28 تن از رزمندگان این روستاست و بخش دوم شامل زندگی‌نامهو وصیت‌نامه نه تن از شهدای آن. همچنین در کتاب تصاویری از راویان خاطرات و شهدای روستا آورده شده است.